پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۶۶۶۱۴
۲۰:۱۸
۱۳۸۶/۰۸/۲۰
در گفت‌ و گو با یک روانشناس بررسی شد

با بلوتوث‌های مستهجن چه کنیم؟

۲۰:۱۸
۱۳۸۶/۰۸/۲۰
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب- هفته گذشته، خبری تلخ فضای اینترنتی و افکار عمومی را به شدت به خود مشغول ساخت. تصاویر تعرض چهار تبعه افغان به یک زن ایرانی هم‌زمان از طریق سایت‌های اینترنتی و موبایل‌های دارای بلوتوث (Bluetooth) به صورت گسترده منتشر شد که موجی از تاثر و انزجار را به همراه خود داشت. اما چنین فجایعی را می‌توان از منظری دیگر نیز نگریست.

انتشار تصاویر این حادثه در سطح جامعه بار دیگر یادآور توزیع گسترده تصاویر حریم خصوصی افراد است که مدت‌هاست گاه و بی‌گاه در سطح جامعه ما منتشر می‌شود و در مواردی جنجال‌هایی را به دنبال دارند.

 حال می‌توان این پرسش‌ها را مطرح ساخت که این آسیب نوظهور در جامعه ما چیست؟ چرا از چنین رفتارهایی تصویر برداری می‌شود؟ چرا این تصاویر تا این حد سریع و گسترده در جامعه توزیع شده و مورد استقبال قرار می‌گیرند؟ راه‌های مقابله با این آسیب جدید در جامعه چیست؟ 

دکتر «فرید براتی سده»، روان‌شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با آفتاب به این پرسش‌ها، پاسخ داده است که در زیر می‌آید.

                        اخاذی الکترونیک، آسیبی نوپدید
موبایل علی‌رغم سهولت و آسایشی که به همراه خود آورده، در حال حاضر به نوعی پدیده آسیب‌زننده هم تبدیل شده است. برای مثال دانش‌آموزان در مدارس به گستردگی از این ابزار استفاده می‌کنند و تصاویر مختلفی را از طریق بلو‌توث برای یکدیگر ارسال می‌کنند. در اصطلاح روانشناسی ما به این آسیب نوپدید اخاذی از طریق ابزار الکتریکی می‌گوییم. افرادی که این ابزار را در اختیار دارند معمولا از قربانیان خود اخاذی می‌کنند و این اخاذی‌ها ریشه اولیه تهیه و توزیع چنین تصاویری هستند.

                   ارزش‌های اخلاقی جامعه اولین گام بازدارنده
در مورد این مسئله دو نکته مهم وجود دارد. اول اینکه ما به هر حال در مورد هنجارهای مرتبط با ارزش‌های اخلاقی خود به جامعه آموزس نمی‌دهیم. صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها به این وقایع می‌پردازند و صفحات حوادث روزنامه‌ها به گستردگی مورد استقبال قرار می‌گیرد، اما هیچ کس در صدد آموزش دادن این مسائل بر نمی‌آید. حتی متاسفانه باید گفت خبرنگاران حوادث ما آموزش مناسبی نمی‌بینند که دقت کنند اخبار آن‌ها دارای بدآموزی نباشد.

اگر ما به لحاظ فرهنگی به مردم آموزش بدهیم که نگاه کردن به این تصاویر چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ شرعی درست نیست می‌توان تا حدود زیادی از این آسیب کاست. اما چه کسی باید این آموزش را به مردم بدهد؟ من به عنوان یک روان‌شناس که این کار را نکرده‌ام، در مدارس هم آموزشی در این باره در نظر گرفته نشده است، صدا و سیما و مطبوعات هم چنین کاری نمی‌کنند و مسئله همچنان پابرجا باقی‌ می‌ماند. به اعتقاد من دستگاه‌های فرهنگی مسئول چنین کمبود آموزشی هستند.

                           لزوم به‌کار گیری آموزش‌های صحیح
نکته بعدی آموزش دادن به جامعه، به ویژه دختران و پسران جوان در مورد مسائل جنسی و همچنین مواردی همچون اعتیاد و یا ایدز است. متاسفانه در حال حاضر مدام به من تذکر داده می‌شود که از بحث و آموزش در مورد این مسائل خودداری کنم چون بدآموزی دارد، این در حالی است که تحقیقات علمی نشان می‌دهد آموزش دقیقا سبب می‌شود که جوانان گرفتار این مشکلات نشوند.

هیچ کس توجه نمی‌کند که اگر این مسائل از راه درست و از جانب متخصصان آموزش داده نشود، به هر حال کودکان و جوانان به دو صورت در معرض آن قرار خواهند گرفت. یا این مسائل را از طرق و افراد دیگر آموزش می‌بینند که معلوم نیست آموزش صحیحی باشد، و یا اینکه به ناگاه در معرض آن‌ها قرار می‌گیرد که این دیگر یک آسیب جدی است.

برای نمونه باید بدانیم مجرمینی که به مانند مورد اخیر اقدام به ارتکاب اینگونه اعمال می‌کنند، معمولا از کانالی با قربانیان خود ارتباط برقرار می‌کنند. ما باید به فرزندان و جوانان خود آموزش‌های صحیح را انتقال دهیم که در جامعه فریب این گونه افراد مجرم را نخورند، اگر این آموزش‌ها وجود نداشته باشد چگونه می‌توان این کانال‌ها را قطع کرد. 

                             سرها را از درون برف بیرون بیاوریم
فضا باید باز شود تا مسائلی که وجود دارد را بگوییم. نمی‌توان مثل کبک سر را در برف فرو کرد و واقعیاتی را که وجود دارد نادیده گرفت. زندگی مدرن امروزی به همراه خود تبعاتی دارد که از آن‌ها گریزی نیست و باید این را پذیرفت. باید دانست که رفتارهای اعتیادی امروز دیگر تنها به مواد مخدر خلاصه نمی‌شود، رفتارهای جنسی نیز امروز جزو رفتارهای اعتیادی درآمده است، حتی رفتارهای اینترنتی نیز از این دست هستند. با نادیده گرفتن این واقعیات نمی‌توانیم آن‌ها را حذف کنیم.

امروز در مدارس ما دانش‌آموزان به صورت گسترده از موبایل و امکانات آن استفاده می‌کنند اما نه تنها نظارت و آموزشی بر روی این رفتار وجود ندارد، بلکه مدام به ما توصیه می‌کنند که در این زمینه صحبتی نکنیم چرا که بدآموزی دارد.

باید بدانیم که آموزش و اطلاع‌رسانی در این زمینه وظیفه ما است. در چنین مواردی هیچ کس مقصر نیست. جنایاتی نظیر آن‌چه که اتفاق افتاده در یک جامعه هفتاد میلیون‌نفری پدیده عجیب و غیر قابل انتظاری نیست و نباید تصور شود اگر صحبتی در این زمینه می‌شود فردی مقصر جلوه داده شده و یا چیزی زیر سوال رفته است

               سن مناسب برای آغاز آموزش‌ها چند سال است؟

لزومی ندارد که همه مسائلی را که یک فرد 40ساله می‌داند به یک دانش‌آموز هم آموزش و توضیح داده شود. این آموزش باید متناسب با سن افراد صورت گیرد. برای مثال به دانش‌آموزان ابتدایی می‌توان مهارت‌های اجتماعی را آموزش داد و پس از آنکه در سن بلوغ قرار گرفتند مسائل جنسی و مربوط به مواد مخدر و دیگر معضلات را به آن‌ها آموزش داد. به هر حال همه چیز باید سطح‌بندی شود و این وظیفه متخصصان است. متاسفانه من هنگامی که به عنوان یک استاد دانشگاه سر کلاس درس می‌دهم و در مورد این مسائل بحث می‌کنم متوجه می‌شوم که دانشجوها شرم می‌کنند و خجالت می‌کشند. این در حالی است که آن‌ها به این اطلاعات نیاز دارند.

با زدن و بستن و برخورد خشن نمی‌توانیم با این مسائل برخورد کنیم. کما اینکه در بسیاری از جاها این برخوردها در پیش گرفته شده و همه متوجه شدند که نتیجه‌ای نداد. البته این نیروها باید مقتدرانه با خلافکارانی که قصد سوءاستفاده از دیگران به ویژه ناآگاهی کودکان را دارند، برخورد کند.

                چرا افراد از روابط خصوصی خود تصویربرداری می‌کنند؟
این یک تبیین ارگانیک روانشناسانه دارد. مناطق ارگانیک لذت در مغز ما با حافظه در ارتباط هستند، به همین دلیل با یادآوری این مسائل افراد باز هم لذت می‌برند. در آزمایشی که بر روی موش‌ها صورت گرفت الکترودی در بخش لذت موش قرار داده شد که با فشار دادن یک اهرم از جانب موش تحریک می‌شد. نتیجه‌ای که به دست آمد این بود که موش پس از چند بار فشار اهرم آنچنان شرطی شد که از فرط تکرار فشار اهرم مرد.

در انسان‌ها هم این مسئله وجود دارد. وقتی یک بار رابطه برقرار می‌شود فرد به نوعی شرطی می‌شود و با توجه به پیوند ارگانیک مغر با مشاهده تصاویر، فرط مجددا لذت می‌برد. حال یا خود فرد این تصاویر را تهیه کرده که با مشاهده آن‌ها یک خاطره در ذهنش مرور شده و لذت می‌برد و یا اینکه خود فرد تهیه نکرده که با مشاهده این تصاویر و تحریک حاصل، به سراغ انجام این عمل می‌رود.

در این مورد هم باید به این افراد آموزش داده شود. چرا که قطعا آن‌ها هم که از روابط قانونی و شرعی خود تصویربرداری می‌کنند قصد و علاقه‌ای به انتشار آن ندارند. باید در این زمینه هم آموزش‌های لازم به افراد داده شود تا از بروز امکان سوءاستفاده جلوگیری شود.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha