کد خبر: ۶۷۵۳۰۷
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
دپارتمان شمال آفریقا و خاورمیانه یک اتاق فکر آلمانی (موسسه فردریش ابرت اشتیفتونگ در برلین) در یک مجموعه مقاله به موضوع نقش اتحادیه اروپا در برابر ایران و آمریکا در صورت پیروزی «جو بایدن» پرداخته و سناریوهای مختلف در این زمینه را بررسی کرده است.
آفتاب‌‌نیوز :

در این کتابچه ۳۵ صفحه ای که توسط «دیوید جلالی‌وند»، «آخیم ورگت» و «سیگمار گابریل» ویراستاری شده است نویسندگان با فرض پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر به بررسی و تحلیل وضعیت آینده روابط اروپا، ایران و آمریکا در برابر برجام پرداخته اند. این مجموعه در اکتبر ۲۰۲۰ منتشر شده است.

در مقدمه می خوانیم که جو بایدن گفته است در صورت پیروزی تنش با ایران را کاهش داده و به شرط پایبندی ایران به تعهداتش به برجام بازخواهد گشت. بایدن هنگامی که معاون اوباما بود نقش مهمی در تصویب برجام داشت. به گفته نویسندگان ایران نیز در پی بازگشت آمریکا خواهان کاهش تحریم ها و دریافت غرامت بابت صدمات اقتصادی خروج آمریکا از برجام خواهد شد.

سناریوی اروپا برای بازگشت آمریکا به برجام در دولت بایدن چیست؟

اروپا اعتقاد دارد که برجام فقط می‌تواند با همکاری مشترک آمریکا و اروپا معتبر باشد.

به عقیده نویسندگان در این حالت اروپا باید به سرعت رابطه خود با آمریکا را تصحیح کرده و به جای تلاش برای حفظ برجام باید به آمریکا در آغاز مذاکراتش با ایران کمک کند. آنها می گویند ایران و آمریکا باید کاهش تنش را گام به گام جلو برده و مسائل پیچیده تر با به بعد موکول کنند.

به اعتقاد آنها دو موضوع یعنی خروج تدریجی ترامپ از خاورمیانه و خروج آمریکا از برجام باعث شده است که در منطقه خاورمیانه یک خلأ قدرت پدید آمده و مورد سوء استفاده قدرتهایی مانند روسیه قرار گرفته بگیرد. دراین فاصله امضا کنندگان اروپایی برجام فقط تلاش کردند که از فروپاشی کامل آن جلوگیری کنند. آنها همچنین می نویسند اتحادیه اروپا به خاطر تصمیم آمریکا نتوانست به ایران کمک اقتصادی کرده یا همکاری تجاری داشته باشد.

در این میان و از نگاه اروپا معاهده اتمی با ایران به ذره بینی تبدیل شده است که از طریق آن اروپا می تواند عدم حاکمیت اقتصادی خود در برابر آمریکا را به وضوح مشاهده کند. آنها اظهار می دارند جدایی و گسل بین اروپا و آمریکا با انتخاب مجدد ترامپ ادامه خواهد یافت.

به عقیده نویسندگان به طور کامل آشکار نیست که جو بایدن در صورت پیروزی چه سیاستی در برابر ایران و اروپا در پی خواهد گرفت اما یک چیز روشن است و آن اینکه حتی یک دولت دموکرات در کاخ سفید هم تمایل نخواهد داشت به سادگی به وضعیت «پیش از ترامپ» برگردد. به عنوان مثال حتی دولت دموکرات هم به کاهش نیروها در خاورمیانه ادامه خواهد داد. از سوی دیگر یک رئیس جمهوری دموکرات مجبور خواهد بود امتیازاتی به جمهوری خواهان بدهد.

به عقیده نویسندگان سوال اصلی برای اروپا این است که در صورت پیروزی بایدن چگونه می توان به رویکردی مشترک با آمریکا برگشت. در واقع مهم این است که اروپا بتواند یک استراتژی جدی و مستقل در خاورمیانه، ایران و کشورهای خلیج فارس و همچنین در رابطه با آمریکا اتخاذ کند. آنها معتقد هستند که اروپا باید روی پای خود بایستد و از وابستگی به آمریکا بکاهد.

در مقدمه می خوانیم که بی اهمیت شدن اروپا در نظر ترامپ ونزدیک شدن او به روسیه برای اروپا نگران کننده بوده است. این در حالی است که روسیه و چین به جای تلاش برای نجات برجام به نصیحت ناپلئون عمل کرده اند که گفته است هرگز جلوی اشتباه دشمنت را نگیر. (یعنی اجازه داده اند آمریکا مرتکب اشتباه خروج از برجام بشود.) این امر باعث شده است که ایران بیش از پیش به دامان چین و روسیه بیفتد. آمریکا در سال ۲۰۲۰ چنان منزوی شده است که اروپایی ها با چین و روسیه در شورای امنیت همراه شده و رای مخالف با آمریکا دادند.

همچنین می خوانیم که جو بایدن زمانی که معاون اوباما بود از هواداران برجام بود و اکنون نیز گفته است در صورت پیروزی به برجام بازخواهد گشت. اروپا آرزومند است با آمدن بایدن روابط با آمریکا دوباره حسنه شود. اروپا همچنین اعتقاد دارد که برجام فقط می تواند با همکاری مشترک آمریکا و اروپا معتبر باشد.

با این حال بازگشت بایدن به برجام آسان و بی دردسر نخواهد بود. ایران خواهان برچیده شدن تحریم ها و پرداخت غرامت خواهد بود در حالیکه بعید است آمریکا علاقه ای به برداشتن تحریم ها داشته باشد. همچنین بازگشت به برجام می تواند در عمل دست ایران در خاوریانه را باز گذاشته و برخلاف نظر اروپا باعث گسترش نفوذ ایران شود.

بایدن برای بازگشت به برجام ناگزیر به راضی کردن همه خواهد بود

در مقاله اول «ایلان گولدنبرگ» می نویسد بایدن علاوه بر آنکه قول داده به برجام برخواهد گشت گفته است که خواهان گسترش آن و گنجاندن موضوع موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقه‌ای ایران بوده و همچنین خواهان تصحیح بندهای مدت دار برجام است. به گفته وی در دوره بایدن با وجود عواقب بیماری کرونا، رقابت با چین و بازسازی روابط با متحدان در آسیا و اروپا، فرصت زیادی برای توجه به ایران باقی نخواهد ماند.

بایدن حمایت حزب دموکرات را حتی بیش از اوباما خواهد داشت؛ چرا که حتی محافظه‌کارترین عضو حزب نیز راضی خواهد بود هر کسی جز ترامپ رئیس جمهوری باشد و در نتیجه نخواهند گذاشت بایدن ضعیف به نظر برسد. از سوی دیگر معلوم نیست بایدن بتواند حمایت حزب جمهوری خواه را کسب کند.

بایدن برای بازگشت به برجام مجبور خواهد بود سایر نیروها مانند اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را راضی کند. نتانیاهو که در ۲۰۲۱ همچنان در قدرت است مخالف هرگونه امتیاز دهی به ایران خواهد بود.

باید توجه داشت که نتانیاهو رابطه خوبی با نمایندگان جمهوری‌خواه کنگره ندارد و گرچه آمریکا دوست ندارد رابطه با اسرائیل را تیره کند اما بعید است نظر اسرائیل در ابتدای بازگشت آمریکا به برجام خیلی مهم باشد. کشورهای عربی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی و امارات که بسیار نگران کاهش تنش بین ایران و آمریکا هستند ممکن است قانع شوند به اینکه مذاکره با ایران بهترین راه همزیستی با این کشور است.

به طور خلاصه بایدن برای بازگشت به برجام ناگزیر به راضی کردن همه خواهد بود که اگرچه خیلی دشوار اما غیرممکن نیست. اروپا در این مدت به ویژه از زمان انتخابات در نوامبر تا سوگند خوردن رئیس جمهور جدید در ژانویه باید به وظیفه چهار سال گذشته خود یعنی حفظ کج دار و مریز برجام ادامه دهد.

به عقیده نویسنده، اروپا می تواند در مذاکرات فراتر از برجام شرکت کرده و همچنین می تواند نقش ارزنده ای در همکاری با کشورهای منطقه در گفتگو با ایران بر سر مسائلی مانند یمن داشته باشد. همچنین ایران برای خنثی کردن وزن اروپا و آمریکا متمایل خواهد بود روسیه را در مذاکرات وارد کند.

اهداف گفتگوهای فراتر از برجام به عقیده نویسنده می تواند اینها باشد

عدم دخالت متقابل ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در امور داخلی یکدیگر
کاهش تنش های دریایی و عدم حمله به تاسیسات نفتی
کاهش میزان تسلیحات در منطقه از جمله موشکها
بازرسی اتمی در سطح منطقه
کاهش تنش‌ها در یمن و سوریه
کاهش تنش‌های ایران و آمریکا در عراق و افغانستان
پاسخ منطقه‌ای به بحران فرامرزی مانند کرونا

نویسنده همچنین به اهمیت نقش اروپا به عنوان پل بین ایران و آمریکا تاکید دارد.

مقاله بعدی به قلم «حسن احمدیان» بیشتر زاویه دید ایران را مورد بررسی قرار می دهد. به نظر او گفتگوهای داخل ایران نشان دهنده تردید این کشور در مرتبط کردن امنیت ملی با موضوع مذاکره با غرب است. برای ایران برجام آزمودن اعتماد پذیری غرب بود که شکست خورد. به نوشته وی یک نظر سنجی انجام شده توسط دانشگاه مریلند نشان دهنده بدبینی مردم ایران از همه اقشار به برجام است. طبق این نظرسنجی از هر پنج ایرانی سه نفر معتقد هستند که کشور باید از برجام خارج شود.

گروهی در ایران هرگونه معاهده منصفانه با غرب را غیرممکن می دانند. به گفته احمدیان ایران پس از مدتها این درس را آموخته است که فقط با داشتن اهرم فشار است که غربی ها علاقه به گفتگو نشان می دهند. اما همینکه اهرم فشار را واگذار کند مورد بی اعتنائی غرب قرار خواهند گرفت. در واقع نمی توان توقع داشت که ایران به معاهده ای که آمریکا هر لحظه بتواند از آن خارج شود، بازگردد.

سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر بنیان های امنیتی اروپا را تهدید کرده است

در مقاله ای دیگر از این مجموعه، «کوردلیوس آدبار» می نویسد اروپا باید رابطه‌اش با ایران را مورد تجدید نظر قرار دهد. وی خواننده را به این نکته توجه می دهد که سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر بنیان های امنیتی اروپا را تهدید کرده است. از طرفی ایران نیز به افزایش ناامنی در اطرافش دامن زده است.

به عقیده وی در صورت برنده شدن جو بایدن اروپا باید به سرعت جهتش را تغییر دهد (دنده عوض کند) و از موضع مدافع برجام خارج شده و به سوی تحکیم یک رویکرد مشترک آمریکایی-اروپایی با ایران گام بردارد. وی تصریح می کند که بدون آمریکا، اروپایی ها چیز زیادی برای ارائه به ایران در اختیار ندارند.

بر اساس این مقاله خروج آمریکا از برجام نه تنها عدم استقلال اقتصادی اروپا را برملا کرد بلکه حتی چین نیز به دلیل آنکه تمایلی به وخیم تر کردن وضعیت جنگ تجاری اش با آمریکا ندارد از تحریم های یکجانبه آمریکا در عمل پیروی نمود.

این نویسنده تصریح می کند که برای اروپا داشتن یک صدای واحد در روابط بین المللی مهم است. این در حالی است که برای کشورهای کوچک اروپایی که امنیت خود در برابر روسیه را مدیون آمریکا هستند روابط دوجانبه با آمریکا بسیار مهم است.

وی می افزاید اروپا از جانب خود چیزی برای عرضه در مذاکرات ندارد و حتی در داخل ایران برخی اروپا را در نقش «پلیس خوب» در برابر «پلیس بد» یعنی آمریکا می بینند. (جنگ زرگری)

به عقیده این نویسنده از زمان توافق (اتمی) وین تا به امروز نفوذ اروپا در روابط بین ایران و آمریکا مرتب ضعیف شده است.

«کوردلیوس آدبار» سپس توضیح می دهد که اروپا در برابر ایران سه هدف بلند مدت را دنبال می کند

جلوگیری از اتمی شدن ایران
جلوگیری از یک جنگ تمام عیار با ایران که موجب بی ثباتی گسترده در منطقه خواهد شد
نمایش دادن اینکه اروپا می تواند یک بازیگر بین المللی باشد
در ادامه این مجموعه مقاله می خوانیم که با آمدن بایدن، اروپا این فرصت را پیدا خواهد کرد که خود را به عنوان یک بازیگر بین المللی مؤثر معرفی کند. اروپا امیدوار است که آمریکا اجازه بدهد بازیگر مستقل تری برای تامین منافع آمریکا باشد. در این صورت اعضای اتحادیه اروپا را که ترجیح می دهند مواضع آمریکا را دنبال کنند راحت تر می توان وارد دایره اتحادیه کرد.

نویسنده همچنین معتقد است وارد کردن چین و روسیه به مذاکرات با توجه به تیره تر شدن روابط این دو کشور با آمریکا بسیار سخت تر از گذشته خواهد بود. همراهی اروپا و آمریکا می تواند خنثی و بی اثر بودن اروپا از دید ایران را برطرف کند.

نتیجه‌گیری

با مطالعه این مجموعه به نظر می رسد دغدغه اصلی اتحادیه اروپا از دست رفتن اعتبار بین المللی باشد. اکنون اروپا بیش از پیش در معرض از دست دادن یکپارچگی خود است.

اروپا از طریق تروئیکای آلمان، انگلیس و فرانسه تلاش کرد با بازی کردن نقش میانجی بین ایران و آمریکا برای خود نقش و هویتی خلق کند. اما پوچ بودن این هویت زمانی آشکار شد که اروپا پس از خروج آمریکا از برجام نتوانست موضع مستقلی بگیرد. حتی اعضای اتحادیه اروپا در مسائل حساس امنیتی به آمریکا اعتماد می کنند نه به اتحادیه خودشان.

اروپا اشکارا از کاهش تنش میان روسیه / آمریکا و ایران/ آمریکا ناراضی است. چرا که در این صورت اروپا نقش و هویت بین المللی خود را برای آمریکا از دست می دهد.

نکته جالب دیگری که مورد تایید برخی از نویسندگان این مقالات بود این است که اروپا باید پس از برنده شدن بایدن بلافاصله تغییر جهت داده و از وضعیت فعلی که خود را حافظ برجام می داند، به شریک و مشاور آمریکا برای تدوین «برجام تکمیلی» با ایران تبدیل شود.

در واقع اتحادیه اروپا به دنبال فرصتی است که بدون نیاز به مخالفت با آمریکا و در عین همراهی و کمک به سیاست‌های آن کشور، خود را بازیگر مهمی در عرصه بین المللی نشان دهد. اروپا همچنین تلاش خواهد کرد با استفاده از کارت ایران روابط تیره شده خود با آمریکا در زمان ترامپ را سر و سامان دهد. با این حال بعید به نظر می رسد ایران در صورت مذاکره با دولت بایدن دیگر نیازی به اتحادیه اروپا داشته باشد و یا اصلاً آن را شریک با ارزشی در مذاکرات ارزیابی کند.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین