زمین های خشک، چاه های خشک، دست های پینه بسته و گالون های گازوئیل، پشت نخلستان روستاها، بیش از آنکه بوی آفتاب خورده رطبهای سرخ به مشام برسد، بوی گازوئیل از دیوارهای گلی روستاها بالا میرود.
نه افزایش نرخ بنزین، نه افت و خیز دلار و نه شلیکهای شبانه، مانعی برای کسب وکار خانوادگی قاچاق گازوئیل نمیشود. گرچه اهالی روستاها خود را دامدار و کشاورز میخوانند اما با خشکسالیهای پیدرپی، بیکاری و غیاب هر شکلی از زیرساخت های اشتغال، تنها منبع تامین معاش اهالی روستاها حالا وابسته به قاچاق گازوئیل است، امری که گرچه مشکلات و دشواریهای زیادی برای اهالی روستا بوجود آورده است، اما در غیاب فرصت های قانونی اشتغال و از بین رفتن کشاورزی منطقه بر اثر خشک شدن هامون، حالا مردم زندهاند به بوی گازوئیل و اسکناسهایی که از این طریق برای سفره آنها نان و نمک میشود.












