کد خبر: ۶۸۹۶۰۹
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۷
امام‌جمعه مشهد با تأکید بر اینکه کشور به مسؤول «تکلیف محور» نیاز دارد، نه «قدرت محور» گفت: امروز به مدیریت جهادی در عرصه‌های مختلف نظام نیاز داریم و این مدیریت جهادی در سایه این است که جبهه تکلیف محور بیاید در کشور همه‌کاره شود
آفتاب‌‌نیوز :

امام‌جمعه مشهد در چهل و پنجمین هفته برگزار نشدن نماز جمعه در مشهد مقدس، نکاتی را در رابطه با قیام 19 دی‌ماه مردم انقلابی قم، آثار جریانی این قیام در پیروزی انقلاب، شروط تداوم موفقیت‌های انقلاب اسلامی و تهدیدهای پیشرو و نقش مردم در این مسیر در قالب «خطبه مجازی» جمعه نوزدهم دی‌ماه در حرم امام رضا (علیه‌السلام) بیان کرد که در ادامه می‌خوانید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدالله، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله و اشهد ان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) (علیه‌السلام) علی بن ابی طالب و اولاده المعصومین هم حجج الله علی الخلق اجمعین.

اللهم صل وسلم علی عبدک و حبیبک و رسولک محمد سیدالاولین و الآخرین و علی عترته الهداة المعصومین سیما علی امام المنتظر المهدی روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه.

عبادالله، اوصیکم و نفسی باتقوالله

همه شما برادران، خواهران، بینندگان عزیز، شنوندگان محترم و خودم را به تقوای الهی سفارش می‌کنم.

امروز روز 19 دی‌ماه هست، سالروز خاطره قیام مردم به پا خاسته قم در سال 1356، قیام مردم قم سرآغاز موج نهایی مبارزه با نظام ستم‌شاهی و اتصال به پیروزی انقلاب مقدس اسلامی بود؛ شناخت ماهیت این حرکت مردمی، تبیین‌کننده واقعیت و اساس انقلاب مقدس اسلامی ما هست.

انقلاب اسلامی، انقلابی ارادی و هدفمند

معمولاً انقلاب‌هایی که در قرن‌های اخیر در بین ملت‌های دنیا به وجود آمده، بر دو قسم است؛ قسم اول، انقلاب‌های انفجاری، این انقلاب‌ها در حقیقت یک انفجار مردم بود به خاطر مشکلات زندگی، سراسیمگی در عرصه عمر، فشار، خفقان ظلم، بیداد و دیکتاتوری در بعضی کشورها دست به انقلاب می‌زدند مثل انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب روسیه و انقلاب‌هایی که در این زمینه رخ‌داده است.

قسم دوم انقلاب، انقلاب ارادی و هدفمند است؛ گاهی اوقات مردم برای رسیدن به یک نقطه هدفی دست به انقلاب می‌زنند و ساختار مدیریت اجتماعی خودشان را دگرگون می‌کنند، این انقلاب، انقلاب ارادی و هدفمند است؛ نکته قابل‌تأمل برای ما، شناخت این نوع ماهیت نسبت به انقلاب مقدس اسلامی است، انقلابی که‌موج نهایی‌اش در 19 دی‌ماه 1356 به‌وسیله مردم قم آغاز شد، آیا از نوع انقلاب انفجاری بود یا از نوع انقلاب ارادی و هدفمند؟

بعضی‌ها درصدد این هستند انقلاب مقدس اسلامی ما را انقلاب انفجاری معرفی کنند و بگویند براثر فشارهایی که از نظام ستمگرانه و ستم‌شاهی دوران پهلوی داشتند، مردم به تنگ آمدند، هیجانی در مردم به وجود آمده و نارضایی‌ها سبب انسجام مردم در یک انفجار شد درحالی‌که مسئله این‌گونه نیست، انقلاب مقدس اسلامی ما یک انقلاب ارادی و هدفمند بود؛ اگر دقیقاً نقطه به پا خاستن مردم قم را به‌عنوان انقلاب و قیام این مردم را دقیق بررسی کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید قیام مردم قم که از روحانیت و حوزه علمیه قم سرچشمه گرفت، به خاطر مقاله‌ای بود که در روزنامه اطلاعات وابسته به‌نظام ستم‌شاهی آن روز نوشته‌شده بود و مقام مقدس امام بزرگوار را مورد اهانت قرار داده بود.

این نارضایتی که در مردم به وجود آمد و غضب و خشمی که اهانت به امام بزرگوار به وجود آورد، سبب ایجاد حرکت و قیام خونینی شد که ادامه پیدا کرد و به پیروزی انقلاب مقدس اسلامی متصل شد؛ در حقیقت، انگیزه انقلاب و به پا خاستن مردم این قضیه و جریان بود، عشق به اسلام، ارادت به روحانیت و مرجعیت، وابستگی به یک رهبر عظیم روحانی و دینی و در حقیقت، در دنباله اصل نهضت و قیام او، مردم به‌عنوان ارادت به او و خشم در برابر اهانت به او در 19 دی‌ماه قیام کردند، این قیام مردم قم به قیام شهرها و استان‌های دیگر انجامید و درنهایت به یک هیجان عمومی و حرکت همگانی در ملت منتهی شد و انقلاب به پیروزی رسید.

انگیزه اصلی انقلاب اسلامی، احیای دین بود

انقلاب اسلامی یک انقلاب ارادی و هدفمند بود، انقلابی نبود که بگوییم به خاطر انفجار اقتصادی، فقر، تنگدستی، فشار و حکومت دیکتاتوری، ایجاد خفقان و ظلم و ستمی که مردم دیدند انقلاب کردند، البته همه این‌ها سهمی در جریان انقلاب داشتند، این‌طور نبود که فشارهای یک نظام دیکتاتوری ستم‌شاهی بی‌اثر بوده اما آنچه انقلاب را به‌عنوان یک حرکت در دنباله یک زیربنا و زیرساخت فکری از امام بزرگوار و آموزه‌های انقلابی امام به وجود آورد، احیای دین خدا بود؛ مردم دین را در معرض خطر دیدند و وقتی بنا شد مردم، مقام مقدس مرجعیتی که عنوان نیابت از حجت خدا و امام زمان (علیه‌السلام) دارد، مورد اهانت احساس کردند، مردم به‌عنوان حمایت از دین به پا خاستند.اگر شما امروز عرصه و صحنه روز 10 دی را در مشهد مقدس یا 17 شهریور، جمعه سیاه را در تهران بررسی کنید، به یک نقطه خواهید رسید؛ در روز 10 دی، یک خانم چادر مشکی به سری که بچه‌اش را بغل گرفت، از انتهای کوچه‌های ته خیابان، طبرسی و نوغان آمد تا میدان 10 دی به‌عنوان مبارزه با رژیم ستم‌شاهی و در زیر زنجیرهای تانک قرار گرفت و آن چادر مشکی، کفن خود و بچه‌اش شد، اگر از او می‌پرسیدند تو از خانه درآمدی، دنبال نان هستی؟ می‌گفت نه، دنبال مسکن، راحتی و رفاه زندگی؟ می‌گفت نه، می‌گفت دنبال دین هستم، مرجع تقلیدم به من دستور داده در مقابل یک نظام نابکار مبارزه کنم و من به‌عنوان انجام یک تکلیف شرعی، احیا و کمک به اسلام و دین آمدم در مقابل یک نظام تادندان‌مسلح، با سینه خشک ایستادم و مبارزه می‌کنم، انگیزه اصلی، احیای دین بود.

تنها توسعه رفاه و آبادانی نشانه موفقیت نیست

اگر انقلاب مقدس اسلامی ما در تمام فراز و نشیبش و تمام حرکت‌هایی که در طول این 43 سال از روز قیام مردم در قم تا به امروز داشته است، در احیای دین خدا و عرصه توسعه آموزش‌ها و ارزش‌های دینی، این انقلاب نقشی داشته، انقلاب ما یک انقلاب به هدف رسیده است اما اگر تنها در عرصه‌های عمران، آبادانی، رفاه و امنیت زندگی انقلاب را تحلیل کنیم، انقلاب به این خاطر به هدف نرسیده ضمن این‌که انقلاب مقدس اسلامی ما در همه عرصه‌های آبادسازی و تأمین رفاه در زندگانی این مردم یک جریان موفق بوده است.

نکته‌ای که در فرمایشات ارزشی رهبر انقلاب نیز امروز مطرح‌شده بود، این نکته بود که فرمودند اگر امروز جامعه را با آن روز قیام مردم قم در 19 دی مقایسه کنیم در عرصه‌های علمی، حرکت‌های دانش‌بنیان، عمران و آبادانی کشور و توسعه راه‌ها و زندگانی مردم، در ابعاد زندگی مادی بخواهیم مقایسه کنیم، فرمودند نمی‌گویم صدها برابر که عدد درشتی را استعمال کرده باشم، فرمودند ده‌ها برابر این شئون زندگی مردم امروز با آن روز متفاوت است اما این هدف انقلاب نبود، مقصد قیام مردم قم در 19 دی و تداوم این قیام و حرکت در بلاد و شهرهای دیگر که صورت گرفت، این نبود، آنچه هدف انقلاب در یک انقلاب هدفمند و ارادی که امروز آغاز موج نهایی‌اش در سال 56 بوده است، انجام‌گرفته، احیای دین مردم بود، اسلام مردم قوی بشود، شعائر دین و اساس حیات دینی مردم در دنیا توسعه پیدا کند، این هدف اصلی بود.

انقلاب اسلامی؛ موفق یا متوقف؟

برادران و خواهران، از آن روز تا به امروز 43 سال می‌گذرد، تحلیل کنیم آیا هدفی که مردم آن روز قیام کردند و در مقابل گلوله‌های داغ شربنل و مسلسل جلادان شاهی واقع شدند، واقعاً در طی این 43 سال این هدف چقدر محقق شده و این حرکت ازنظر احیای دین به هدف رسیده یا نه؟

آن روز روزگاری بود که دین و اسلام در چهاردیواری حسینیه‌ها و مساجد محبوس بود، از این چهاردیواری که بیرون می‌آمدید، تمام مظاهر و درودیوار این مملکت، مظهر فسق، کفر و ناجوانمردی در عرصه انسانیت و انسان‌دوستی بود و دین در چهاردیواری مساجد و حسینیه‌ها زندانی‌شده بود، تازه در همان چهاردیواری نیز دین آزاد نبود، یک خطیب و رهبری دینی نمی‌توانست واقعیت‌های اصیل انسان‌ساز و جامعه‌ساز اسلام را آزادانه مطرح کند و به مردم هشدار بدهد، در همان چهاردیواری مسجد و حسینیه نیز اسلام آزاد نبود.

اسلام معادله بندی‌های سیاسی را برهم زد

انقلاب به پیروزی رسید، امروز دین از انحصار چهاردیواری مساجد و حسینیه‌ها درآمده و در رأس معادلات سیاسی جهان قرارگرفته است و همه معادلات سیاسی دنیایی که در او استکبار می‌خواست حاکم بشود، همه معادلات سیاسی استکبار را به هم زده، حداقل این قدرت برای دین به وجود آمده است، اسلام امروز اسلامی است که در معادله بندی‌های سیاسی واقع‌شده است، امروز هر مسلمانی در کشورهای اسلامی در هرکجای دنیا که هست، در معادلات سیاسی خودش، دین را دخالت می‌دهد، مقتضای دین، دستور و مصلحت دین، سرنوشت حاکمیت و اساس هدایت دین را در معادلات سیاسی‌اش دخالت می‌دهد، یعنی اسلامی که در حسینیه‌ها زندانی بود و در همان زندان هم آزاد نبود، آمده بر فراز معادلات سیاسی قرارگرفته و معادلات سیاسی دنیا را به هم زده.

درحالی‌که در یک جنگ 6 روزه، دو میلیون صهیونیست با 80 میلیون عرب مسلمان جنگیدند، آنان را شکست دادند، زمین‌های آنان را گرفتند، بر تمام سرنوشت آنان مسلط شدند و آنان را به ذلت کشاندند چون آمریکا می‌خواست و اراده کرده بود، امروز آن دو میلیون صهیونیست به چند میلیون مبدل شده و آن امکانات، تجهیزات و توان بالای نظامی و تسلیحاتی، صدها برابر در صهیونیست‌ها توسعه پیداکرده است اما اسیر یک‌مشت بچه شیعه حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه لبنان و گرفتار حرکت یک‌مشت فلسطینی آواره در مقاطع مختلف جنگ فلسطینیان با صهیونیست‌ها شده و آنان را مستأصل کرده‌اند.امروز هم که دارند زندگی می‌کنند، از حمله حزب‌الله، موشک و سلاح یک‌مشت بچه مسلمان در یک‌گوشه لبنان می‌ترسند و وحشت دارند، معادلات سیاسی دنیا این‌گونه به‌هم‌خورده و انقلاب آمده اسلام را بر فراز معادلات سیاسی دنیا گذاشته و این موضوع، علت این است که امروز معادلات سیاسی آمریکایی در منطقه به‌هم‌خورده است؛

آنچه آمریکا اراده کند با همه شیطنت‌ها، رذالت‌ها و فتنه‌هایی که انجام می‌دهد، به آن نمی‌رسد و بر خلافش روبرو می‌شود، علتش این است که دین آمده در رأس معادلات سیاسی مسلمانان و امت اسلام قرارگرفته است، تنها این کشور و مملکت نیست، در همه جهان هرکجا مسلمانی هست، امروز در معادله بندی سیاسی‌اش برای دین جایگاهی قائل است و در فکر این است که تکلیف دینی‌اش در این معادله سیاسی چیست و قدرت دین، حاکمیت اسلام و توسعه حاکمیت و مکتب دین در نقش جهانی‌شدنش، چه سهمی دارد و به چه نتیجه می‌رسد، دین آمده در حوزه معادلات سیاسی واقع‌شده، انقلاب ما این دین زندانی در چهاردیواری حسینیه و مسجد را به این روز آورد.

اتفاقات اخیر آمریکا، نهایت کار لیبرال دموکراسی غربی است

امروز بعد از 43 سال که از 19 دی‌ماه 1356 می‌گذرد، دقیقاً داریم احساس می‌کنیم و مشاهده می‌کنیم دین درنبرد و پیکار با استکبار جهانی در یک مسیر توفیق قرارگرفته است، آن روز استکبار جهانی حرف را در دنیا می‌زد و امروز استکبار جهانی به این بلا و نکبتی مبتلا شده که نتیجه‌اش را دیروز و پریروز در آمریکا دیدید.

لیبرال دموکراسی آمریکایی امروز به یک عنوان مزخرف و مورد استحضاء و تمسخر جهانیان منجر شده است، این نتیجه پیکار با دین و مقابله دین با استکبار در این عرصه 43 ساله در بستر این انقلاب بوده است بنابراین انقلاب ما یک انقلاب هدفی و ارادی است و این انقلاب ارادی و هدفمند دررسیدن به هدف خودش نیز به حمدالله موفق بوده، پیشرفت داشته و انقلاب، انقلاب پیروز است.

یک نقطه برای ما قابل‌تأمل است، انقلاب وسط راه است و به پایان راه نرسیده، پیروزی بر یک نظام ستم‌شاهی، به دست آوردن یک اهرم برای توسعه و حرکت این انقلاب در امت اسلام و جهان بشریت بوده، تا به اینجا پیروزمندانه جلو آمدیم، الآن رو به بالا رفتیم، در این انقلاب در مسیر تساعد هستیم، آیا انقلاب تا آخرین نقطه هدفی خودش که برقراری حاکمیت جهانی اسلام به دست توانمند حجت خدا به دست حضرت بقیة‌الله است، تا این نقطه می‌رسد و کی به نتیجه می‌رسد؟ این مسئله‌ای است که همه می‌خواهند بدانند.

سه شرط برای تحقق قطعی اهداف انقلاب اسلامی

انقلاب ما مسیر خودش را ادامه خواهد داد، با سرعت هم پیش می‌رود و زودتر هم به نتیجه می‌رسد اما به سه شرط؛ شرط اول، نسل‌هایی که در این انقلاب می‌آیند، در فداکاری درراه انقلاب، در ایثارگری و در اعتقاد به این انقلاب از نسل اول انقلاب گسست پیدا نکنند، تمام فعالیت دشمن ما به این است که دشمن از نسل این انقلاب مأیوس است، درصدد این است براثر گسستی که در نسل‌های بعدی به وجود می‌آید، این انقلاب متوقف شود؛ باید دقت کرد این گسست به وجود نیاید، نسل‌ها به این انقلاب وابسته شوند و اتصال پیدا کنند.

خوشبختانه تا امروز چهار نسل در مسیر انقلاب آمده و این چهار نسل نه‌تنها گسست پیدا نکرده‌اند بلکه خیلی از روحیات ایثار و حرکت انقلابی را نه‌تنها در کشور خودمان بلکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته اسلامی در حلقه مقاومت وقتی مشاهده می‌کنیم، این نسل در این عرصه پیشرفته‌تر و جلوتر از نسل اول هست، نه‌تنها گسست پیدا نکرده، پیش هم رفته و در آینده نیز اگر بتوانیم مسیر آموزش‌ها، تعالیم و رسالت هدایتی خودمان را در این انقلاب ادامه داده و پیش برویم، یقیناً در آینده نیز پیشرفت خواهیم کرد و انقلاب هرچه زودتر به نقطه نهایی‌اش می‌رسد.

جامعه اسلامی، سیاست‌گریز و سیاست زده ندارد

شرط دوم، جامعه انقلابی ما به سیاست‌گریز و سیاست زده تجزیه نشود، یک عده سیاست زده نباشند که هدف انقلاب و سیاست را فراموش کنند و فکر کنند باید در این انقلاب به چه مقام و قدرتی برسند وعده‌ای سیاست‌گریز نباشند، فکر نکنند انقلاب ربطی به دین و اسلام ندارد، یک اسلام سکولار گوشه و زاویه مسجدی را برای خود انتخاب کنند و از همه مسؤولیت‌های لازم شانه‌شان را کنار بکشند؛ اگر مردم سیاست‌گریز یا سیاست زده شدند و جریان اخلاص مردم در خط بندگی خدا به فرصت‌طلبی استحاله شد، اخلاص‌مندی‌ها از بین رفت، فرصت‌طلبی و قدرت‌یابی جای اخلاص مردم را گرفت، یک خطر برای انقلاب است.

خطر استحاله جریان تکلیف محور در جامعه اسلامی شرط و خطر سوم که از همه بیشتر انقلاب را تهدید می‌کند و متأسفانه با بعضی از جریان‌ها و عناصر این‌چنینی با جامعه خودمان روبرو هستیم، استحاله جبهه «تکلیف محور» به جبهه «قدرت محور» است؛ از روز اول پیروزی انقلاب افرادی داشتیم که به انقلاب عقیده نداشتند و انقلابی نبودند، در جریان‌های مختلف سیاسی برای به دست گرفتن قدرت منسجم می‌شدند و خوشبختانه به نتیجه نمی‌رسیدند و اگر به نتیجه می‌رسیدند به خاطر مواجهه باایمان، دین و اعتقاد خدایی مردم نسبت به خدا، شکست می‌خوردند.

یک جبهه نیز جبهه تکلیف محور بود و بر اساس تکلیفش عمل می‌کرد، مولا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامه‌ای به اشعث بن قیس می‌نویسند «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ» آقای اشعث، این مقام دولتی، استانداری، فرمانداری، وزارت، وکالت و عمارت کاسبی نیست، شغل نیست پول دربیاوری، امانتی است بر گردن تو؛ این جبهه تکلیف محور در هر موقعیتی قرار می‌گرفت، در حقیقت به این اصل معتقد بود که این مسؤولیت و امانت است، قدرت، ثروت و منصب نیست، اگر این جریان تکلیف محور استحاله شد به جریان قدرت محور یعنی مسؤولیت را به‌عنوان تکلیف شرعی دنبال نکرد و به‌عنوان فرصت به دنبال آن رفت، خطر سومی است که انقلاب ما را تهدید می‌کند.

امروز وضعیت جامعه و مردم ما در شرایط خاصی است که در عرصه مدیریت‌های نظام باید جبهه تکلیف محور واقع بشود یعنی انسان‌ها بیایند مسؤولیت و مدیریت را نه به‌عنوان سمت و منصب، نه به‌عنوان وسیله به دست آوردن آلاف و الوف بلکه به‌عنوان یک تکلیف و دین و انقلاب را به‌عنوان یک امانت فرض کنند، بایستند، اگر انسان تکلیف محور شد در عرصه مسؤولیت، دیگر روز و شب ندارد، ساعت کار ندارد و با همه قدرت می‌جنگد و مبارزه می‌کند و از طرفی نیز در عرصه مدیریت، تکالیف و خدمتش را به مردم انجام می‌دهد.

کشور مسؤول «تکلیف محور» می‌خواهد نه «قدرت محور»

موقعیت مردم ما و مشکلاتی که امروز در کشور داریم، همان‌طور که در فرمایشات مقام معظم رهبری اشاره شد، هیچ‌کدام مربوط به کمبود و کسر ما نیست، اگر مشکلات هست، مربوط به این‌که در عرصه مدیریت‌ها یک عنصر جهادی بیاید و بدون این کوچک‌ترین ملاحظه در مسائل شخصی خودش داشته باشد، جهاد مآبانه مقابله کند، برخورد کند، بایستد و مدیریت کند و با حرکت جهادی مشکلات مردم را حل کند، اگر این عناصر در عرصه مدیریت جامعه و اجرائیات کشور ما آمدند، در اینجا انقلابمان با سرعت به سمت نقطه هدفی پیش می‌رود اما اگر خدای‌نکرده مدیریت‌های کشور در دست جبهه قدرت محور قرار گرفت، آدم‌هایی که همه‌چیزشان را برای خودشان می‌خواهند، مقام، موقعیت و منصبشان را برای به دست آوردن پول، درآمد، ثروت، لذت و رفاه بیشتر هست، مسلماً انقلاب ما در مسیرش شکست می‌خورد، یا شکست می‌خورد، یا دچار توقف می‌شود و یا با کندی پیش می‌رود.

امروز به مدیریت جهادی در عرصه‌های مختلف نظام نیاز داریم و این مدیریت جهادی در سایه این است که جبهه تکلیف محور بیاید در کشور همه‌کاره شود؛ مردم، شما که می‌خواهید در مسئله انتخاب مدیریت‌های کشور دخالت کنید حواستان جمع باشد، اگر جبهه تکلیف محور بر اوضاع قدرت‌ها و توان‌های مدیریتی کشور مسلط شد، انقلابمان به‌طرف نقطه هدفی‌اش که جهانی‌شدن اسلام هست، حرکت تساعدی خواهد داشت اما اگر بنا شد جریان‌های قدرت محور و عناصر سودجو، افرادی که خودشان مطرح هستند و در رسالتشان خودشان را می‌بینند و دین و انقلاب را نمی‌بینند، بخواهند جریان مدیریت را به دست بگیرند، انقلاب دچار شکست، کندی و یا توقف خواهد شد.

خدایا! به عزت اولیائت نقطه نهایی پیروزی انقلاب مقدس اسلامی ما که سرآغاز و موج نهایی‌اش در 19 دی‌ماه 1356 با ایثارگری و فداکاری مردم غیور و فداکار قم بود، هرچه زودتر و کامل‌تر به نقطه هدفی‌اش که ظهور و فرج مولا بقیة‌الله است، نزدیک بفرما؛ ارواح مطهره شهدا و روح مطهر امام بزرگوار ما را از پایمردی مردم هوشیار و بیدار ما در پای ستون خیمه این نظام، مقام ولایت و رهبری، خوشنود و راضی بگردان؛ سایه پربرکت مقام معظم رهبری بر سر ما مستدام بدار؛ دشمنان ناپاک ما در جبهه‌های کفر و نفاق و استکبار، نابود و ریشه‌کن بگردان.

والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی علم‌الهدی

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین