کد خبر: ۶۹۳۷۱۹
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۱
جو بایدن در 78 سالگی بعد از سپری کردن یک دوره بیماری طولانی و بی آنکه هشیاری اش را کاملا به دست آورده باشد به ریاست جمهوری رسید. این اتفاق بدرودی است به جهان واقعی که در آن بزرگ شده ایم. دنیای جدید، مثل بخش عمده مراسم تحلیف بایدن مجازی است. دنیایی مجازی و تاریک که شرکت های دیجیتالی بر آن حکومت می کنند که سیاستمداران پیر و خسته ویترین آنهایند.
آفتاب‌‌نیوز :

جو بایدن در 78 سالگی بعد از سپری کردن یک دوره بیماری طولانی و بی آنکه هشیاری اش را کاملا به دست آورده باشد به ریاست جمهوری رسید. با دستیابی دوباره بایدن به تاج و تخت قدرت آمریکا، واپسین امیدهای آخرین باورمندان تئوری توطئه پرداز راست افراطی نیز مثل دود در شب ناپدید شد. این اتفاق به راستی روزی تاریک برای آمریکا و همچنین جهان است، چرا که سرمشق آمریکا را عده زیادی دنبال خواهند کرد. همچنین بدرودی است به جهان واقعی که در آن بزرگ شده ایم. دنیای جدید، مثل بخش عمده مراسم تحلیف بایدن مجازی است. دنیایی مجازی و تاریک که شرکت های دیجیتالی بر آن حکومت می کنند که سیاستمداران پیر و خسته ویترین آنهایند.

بایدن با صدایی لرزان که به صدای پیرمردی بدنهاد شبیه بود که به بچه ای نه ساله آبنبات تعارف می کند، مشتی حرف پیش پا افتاده و مبتذل را بر زیان آورد. در مراسمی که خوشامد گویان به بایدن مردگان بودند؛ با پرچم هایی که به نشانه جانباختگان کووید19 نصب شده و صحنه ای به شدت نمادین بود: این مردگان بودند که او را انتخاب کردند، پس او به آنها مدیون است. می گویند مردی از اینکه دامادهایش به بایدن رای داده بودند آنقدر رنجیده خاطر و ناراحت شد که دیگر بر سر قبر آنها نرفت! پادشاه مردگان که شخصیتی از فیلم بازی تاج و تخت است، به نمایندگی از ماشین هایی بی جان، برای حکومت بر آمریکا آمده است.

این پیرمرد بی رمق پیرزنان را رهبری خواهد کرد. او در کنار آن سه نفر دیگر، دار و دسته چهار نفره را شکل داده اند: هریس 56 ساله، پلوسی 80 ساله، کلینتون 73 ساله. اقدامات او در نخستین روزهای آغاز به کارش بدشگون بوده اند. او ماسک را که یکی از مشخصه های«مرگ» به شمار می رود در دست گرفته و تمام مقامات فدرال و کارمندان را ملزم به پوشیدن آن کرده است. او از آمریکای لاتین دعوت کرده است که به آمریکا یورش بیاورد. او دروازه ها را به روی مهاجران خاورمیانه گشوده است. او تغییر جنسیت برای پسران و دختران را ترویج کرده است. او آمریکا را به فاجعه عن قریب تغییرات اقلیمی توافق پاریس بازگردانده است. او سربازان بیشتری را به سوریه گسیل کرده. او کارزار جدیدی را با روسیه آغاز و کشتی های جنگی را به دریای جنوب چین اعزام کرده است.

همزمان پلوسی کلمات «مادر»، «پدر»، «پسر» «دختر»، «شوهر» و «همسر» را به عنوان کلماتی جنسیت گرایانه، از دایره واژگان کنگره حذف کرده است. یک پاکسازی زبانی از این دست، هرگز اجازه تحقق پیشگویی معجزه وار ویرژیل را در زبان انگلیسی یا هر متن مقدس دیگری نخواهد داد. ولی این مسئله اهمیت چندانی ندارد: به هر حال در جهان کوویدی دیگر نه کلیسایی وجود خواهد داشت، نه ازدواجی، نه زنی و نه مردی. به جای ساختن کودکان در محل، آمریکاییان جدید واردات خواهند شد. به راستی اگر هر چیز دیگری را می توان از خارج وارد کرد، چرا در حوزه زاد و ولد این کار نشود؟

رژیم بایدن تنها یک جلودار برای قدرت بیگ دیتاست، قدرت پنج غولی که ترامپ را از کاخ سفید برداشتند و بایدن را به جای او گذاشتند. به زودی خواهیم دید که آیا سیاستمداران تشنه قدرت با جلودار شدن قدرت واقعی ارضا خواهند شد یا نه. ترامپ آخرین دولتمرد کاملا از گوشت و خون بود که سکان «جمهوری» را در دست داشت اما با آرای پستی شکست داده شد.

هر وقت ترامپ لب به اعتراض گشود که این کار راه را بر تقلب باز می کند، واشنگتن پست جف بزوس داد و هوار کرد که «پرزیدنت ترامپ ادعاهای دروغین یا تهدیداتی خیالی را در ارتباط با رای دادن پستی ابراز کرده است.» سه روز بعد از کنار گذاشتن ترامپ، آمازون (که مالک آن نیز همین بزوس است) رای گیری پستی را برای عضویت کارکنان خود در اتحادیه به بهانه اینکه رای گیری پستی به شکل بدنامی غیر قابل اعتماد است رد کرد. آمازون گفت: «ما معتقدیم که بهترین رویکرد یک انتخابات معتبر، منصفانه و موفق انتخاباتی است که به طور دستی و حضوری انجام شود تا تایید آن آسان شود.» رای دهی پستی برای ریاست جمهوری به دلیل همه گیری یک الزام بود، اما وقتی کارکنان آمازون سعی می کنند با همین روش به یک اتحادیه تجاری بپیوندند، دیگر خبری از همه گیری نیست.

به همین ترتیب غارتگری جان سیاهان مهم است «عمدتا مسالمت آمیز» بود، اما سلفی گرفتن در ساختمان کنگره کار «تروریست های داخلی» بوده. پیروزمندان این بازی آنقدر ناصادقند که دلم برای ترامپ – و خودمان- می سوزد.

دلم برای دونالد ترامپ می سوزد، هرچند روزهای آخر حضورش در کاخ سفید هرچیزی بود جز الهام بخش و امیدوارکننده. او جرات نکرد مردمی را که به خاطر او به ساختمان کنگره رفتند عفو کند، او آسانژ یا اسنودان را عفو نکرد، ولی به شکل شگفت انگیزی جمعی از متقلبین یهودی را عفو کرد. جروزالم پست فهرستی از یهودیان برجسته ای که مشمول عفو او شده اند منتشر کرده است. در این فهرست نام آویم سلا یک سر جاسوس اسرائیلی قرار دارد که مسئول جاناتان پولارد بوده، از جمله این دغلکاران یکی شالوم وایس (که 150 میلیون دلار آمریکا را به سرقت برد و به 850 سال زندان محکوم شد) و دیگری الیاهو وینستاین است (که بیشتر از 200 میلیون دلار به سرقت برد و 24 سال زندان محکوم شد). ترامپ که یک باورمند مخلص به قدرت اهریمنی یهودیان بود، با خود فکر کرده کاری کند که از خشم آنها دور بماند. اما چه بیهوده: همین حالا انبوهی از موارد علیه او وجود دارد، از تقلب مالیاتی بالقوه گرفته تا ادعاهای تعرض جنسی. یک توفان قانونی در حال شکل گیری است و دادستان های فدرال آمریکا می گویند ممکن است «آقای ترامپ» قادر نباشد همانطور که در گذشته این کار را می کرد، از آنها جان سالم به در ببرد.

یهودیان به ترامپ نیازی ندارند: آنها در دولت جدید پست های قدرتمندی را در اختیار گرفته اند، هرچند قدرشناسی از خصوصیات چشمگیر یهودیان نیست. آژانس خبری یهود در مورد دستاوردهای «قبیله» چنین لاف زده است: یهودیان در وزارت امور خارجه، سیا، اطلاعات ملی، امنیت داخلی، آژانس امنیت ملی، خزانه داری حاضرند و علاوه بر این «نه یهودی در سنای جدید حضور دارند ( از جمله رهبر اکثریت جدید) و 25 یهودی نیز در مجلس نمایندگان هستند که بیشتر از 6 درصد کل اعضای کنگره را به خود اختصاص می دهند. این مقدار بیشتر از سه برابر درصد یهودیان در کل جمعیت آمریکاست. همچنین از نه قاضی دیوان عالی آمریکا دو تن یهودی اند.»
این نشانه خوبی نیست: یهودیان زمانی خوب هستند که با ستمدیدگان متحد شوند. در این صورت آنها از انرژی خود برای پیش بردن مشکل ستمدیدگان به کار می گیرند. اما وقتی در راس قرار می گیرند، شدیدتر از هر کس دیگری به سرکوبگری می پردازند، اگر کمترین شکی دارید از فلسطینیان بپرسید.

بعد از ورود بایدن به کاخ سفید اوضاع به سرعت شروع به تغییر کرده است. بعد از یک سال تاخیر به دلیل تحریم های آمریکا، روز 25 ژانویه شناور لوله گذار فورچونای روسی کار خود را در سواحل دانمارک برای لوله گذاری زیر دریای پروژه نورد استریم 2 برای فروش مستقیم گاز روسیه با دور زدن تازه ترین کلونی آمریکا یعنی اوکراین آغاز کرد. آمریکا از آلمان می خواهد این پروژه را متوقف کند و به جای آن گاز (گران تر) آمریکایی را خریداری کند. این کار روسیه را آسیب پذیرتر می کند. آلمان با وجود تحریم ها از متوقف کردن این پروژه خودداری کرده است. در عین حال روسیه با ایجاد خط لوله ای که اوکراین را دور می زند شروع به ارسال گاز به صربستان کرده. همزمان با این اتفاقات رژیم بایدن کارت ناولنی را بازی کرده است.

به نظر می رسد روس ها به آن اندازه که طراحان غربی از آنها انتظار دارند احمق نباشند. در سال 1990 آنها یا شرکایشان به درخواست های یلتسین برای برکنار کردن حاکمان کمونیست و برخوردار از امتیازات گوش کردند چون این حاکمان ذائقه شان با اتومبیل ها، خانه های ییلاقی و کالاهای غربی به شدت سازگار بود. آنها بهای این واکنش خود را با ده سال عمدتا مخوفی که نسل ما تجربه کرد پس دادند. اما اکنون بسیار بعید است که این نسل و فرزندانشان، کشورشان و زندگی شان را فقط به این خاطر که رئیس جمهورشان صاحب یک قصر هست (یا نیست) بر باد بدهند. ما خواهیم دید که دولت روسیه دربرابر یورش های احتمالی بعدی چه خواهد کرد.

پوتین دولتمرد محتاطی است. او نمی خواهد روابط پرخاشگرانه ای با رژیم بایدن داشته باشد، اما غول های دیجیتال برای او گزینه های زیادی باقی نمی گذارند. یک شرکت روسی دستی در شبکه اجتماعی پارلر دارد که آمازون آن را از خدمات خود محروم کرد اما این شبکه اجتماعی دوباره بازگشته است. یک شبکه اجتماعی روسی دیگر یعنی وکونتاکت شروع به جذب کاربران غربی کرده است. و روسیه تنها نیست. اردوغان در ترکیه با ممنوعیت اگهی های تجاری حمله خود را به توئیتر، پینترست و پریسکوپ شروع کرد و سپس بر اساس قانون جدیدی که حق سانسور را از شبکه ها به دولت ترکیه منتقل می کرد، نماینده ای محلی را برای کنار گذاشتن پست های مجادله برانگیز منصوب کرد. روسیه قصد دارد در این راه ترک ها را دنبال کند. چین شبکه های خود را دارد و در برابر فشار های «پنج بزرگ» مصون است.

اکنون نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد به طور آنلاین برگزار می شود که در آن پیروزمندان تصمیم می گیرند چگونه «بازتنظیم» بزرگ خود را پیش ببرند. ترامپ دعوت نشده است. در ظرف چند روز ما بیشتر در مورد طرح های آنها با خبر خواهیم شد و این طرح ها هر چه باشند خواهیم فهمید که آیا نیروهایی وجود دارد که بتوانیم به آنها امیدوار باشیم و برایشان هورا بکشیم یا نه. در حال حاضر به نظر نمی رسد چنین باشد. آنها با وجود اختلاف نظرهای متعددشان بر علیه ما اتفاق نظر دارند، پس ما نیز همگی می توانیم در مخالفت با آنها هم نظر باشیم.
نویسنده: ایزائیل شامیر (ISRAEL SHAMIR) از نویسندگان سایت

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین