به گزارش آفتاب نیوز، 
احمدی نژاد اما رئیس «جمهوری بدون موز» (اشاره ای است به ساده زیستی) کمتر از نیم ساعت حرف زد؛ حرف هایی زیاد و تمام حرف های او در همین چند جمله خلاصه شد:
1- مخالفان و معاندان با تصمیم ملت همراه شوند تا رستگار شوند.
2- من منتخب طبقه فرودست نیستم، آنهایی که این طبقات را به وجود آورده اند باید پاسخگو باشند.
3- مخالفین من، زورگویان، مفسدین و عدالت گریزان هستند.
4- رسانه ها و مطبوعات مردم را دوباره بشناسند.
5- از همه مردم تشکر می کنم، فعلا وقت ندارم.
برای پنج نکته از گفتگوی رئیس جمهور منتخب با صدا و سیما شش نکته کوتاه خواهم نوشت:
1- رستگاری در درون انسانهاست و نیات آنها، حسن فعلی و حسن فاعلی که با هم باشند. انسان رستگار خواهد شد. همراهی با توده عظیم مردم رستگاری شاید بیاورد، اما گمراهی هم دارد. مگر ملت ها و مردم نبودند 25 سال علی(ع) را خانه نشین کردند و فرزندش را شهید.
2- پاسخگویی عاملان ایجاد جامعه طبقاتی دردی را دوا نخواهد کرد. صورت مسأله را نمی توان پاک کرد آقای رئیس جمهور، شما در طول تبلیغات یک ماه خود فقط به محلات فرودست سفر کردید و برای آنها سخنرانی کردید، مگر حضرت علی(ع) نفرموده اند: هیچ کاخی را ندیدم مگر کوخی در کنار آن بنا شده باشد، مردم فرودست به شما رأی دادند تا کاخ ها را فرو بریزید، آنها منتظر هستند.
3- همه مخالفین فاسد نیستند، بسیاری از آنها عدالت را دوست دارند و می خواهند عدالت اجرا شود. اما با مشی و روش شما موافق نیستند. آقای احمدی نژاد از 70 میلیون انسان ایرانی، شما تنها 17 میلیون رأی اعتماد گرفته اید، تکلیف 53 میلیون نفر دیگر چه می شود؟ آنهایی که به شما رأی ندادند، مخالف شما هستند و نظام را قبول ندارند؟
4- این مردم هستند که رسانه ها را نشناخته اند، بهتر است آنها کمی با رسانه ها آشتی کنند. چرا که مطبوعات چشمان تیزبین و صادق مردم هستند، جناب آقای احمدی نژاد شما محصول جدایی مردم از مطبوعات و رسانه ها هستید. این را باور کنید.
5- آقای رئیس جمهور تشکیل کابینه هفتاد میلیونی کار سختی است. فرصت دیدار با مردم برای رئیس جمهور هم از همه چیز سخت تر. دوری مستقیم شما از مردم عیب نیست. هر چند شما در شعارهای تبلیغاتی خود از این مسایل بسیار مطرح کرده اید، اما مردم باید بپذیرند که شما فرصت ارتباط مستقیم با آنها را ندارید.
6- نکته آخر هم مربوط به صدا و سیما است. ای کاش مسؤولان صدا و سیما هم یک ساعت به سیدمحمد خاتمی اجازه می دادند تا او هم حرف بزند، دفاع کند، دردل سر دهد و فریاد بکشد تا مردم بدانند و بفهمند که خاتمی می خواست کاری برای آنها بکند اما نگذاشتند و زورش هم نرسید.