
آفتاب: همایش دو روزه «مولانا هست پنهان» بعدازظهر امروز با حضور و سخنرانی توفیق سبحانی و دیگر محققان ادبی در دانشگاه امیرکبیر آغاز شد.
به گزارش مهر، توفیق سبحانی - مولوی پژوه - در ابتدای سخنانش با اشاره به ناهماهنگی به وجود آمده در زمان ایراد سخنرانی خود گفت: قبل از این به من گفته بودند که زمان سخنرانی ام فردا (دوشنبه) است و به همین دلیل من امروز آمادگی ایراد سخنرانی را که عنوان آن "مولانا در تقابل و همسویی با اندیشمندان دیروز و امروز" بود، ندارم ولی با این وجود می کوشم نکاتی را در همین باره مطرح کنم.
وی با ابراز خوشحالی از اینکه از سال 1969 میلادی تاکنون در اندیشه های مولانا پژوهش می کند، افزود: من ابتدا کارم را با مطالعه مثنوی از دفتر اول شروع کردم که الان فکر می کنم این کار اشتباه است چرا که به نظر من باید مثنوی را از دفتر ششم و از آخر خواند نه اول. با این وجود من به همین منوال به کارم ادامه دادم و بعد سراغ دیوان کبیر رفتم که از این کار هم ناامید شدم. بعد رفتم به دنبال مجالس سبعه که در واقع هفت سخنرانی مولانا قبل از ملاقات شمس است.
سبحانی ادامه داد: من برای بهتر فهمیدن مجالس سبعه ناچار شدم نسخه های مختلف آن را که در جاهای مختلف بود مطالعه کنم. خوشحالم از اینکه درباره کسی کار کرده ام که همه دنیا مثل من او را دوست دارد و الان که 800 سال و دو ماه از تولدش می گذرد روز به روز اندیشه هایش بر ما بیشتر روشن می شود.
این مولاناپژوه با اشاره به پنج اثری که مولوی از خود بر جا گذاشته و نیز آثاری که به او منسوب شده است، گفت: مولانا هر حرفی را که می خواسته بگوید به صورتهای مختلف بیان می کرده است؛ در مثنوی عمدتاً برای عده ای که دائماً در مجالس او حضور داشتند و در دیوان کبیر برای کسانی که به مجالس خصوصی سماع او می آمدند و در آثار دیگر هم به همین منوال. به جرات می توان گفت هیچ کدام از اشعار مولوی در دیوان کبیر اندیشیده نبوده و در حین شور سخنرانی می کرده و چیزهایی را بر زبان می آورده است. البته بخشی از آنها را هم از دیگران مانند انوری و سنایی نقل می کرده است.
وی اضافه کرد: اگر از مولانا تنها این بیت که «آب کم جو تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست» یا تنها این مصراع که «کوشش بیهوده به از خفتگی» به جا مانده باشد، او پیام خودش را منتقل کرده، حال آنکه 25 هزار و 676 بیت به همین سبک از مولوی به جا مانده است.
سبحانی بار دیگر با ارجاع به گفته های ابتدایی اش گفت: مثنوی را باید از دفتر ششم خواند و بعد از آنکه سالها و سالها با مثنوی اخت گرفتیم آنگاه باید سراغ دیوان کبیر برویم؛ چرا که مثنوی برخلاف بعضی اقوال که می گویند دو سال قبل از درگذشت مولانا تحریر شده، تنها یکی دو ماه قبل از وفات مولانا سروده شده و به اتمام رسیده است. انگار او می دانسته که زمان وفاتش نزدیک است و به همین خاطر خیلی نمی خواسته مانند دیوان کبیر اطاله کلام کند و یک حرف را چندین و چندبار بگوید؛ برعکس در دفتر ششم مثنوی به اختصار حرف می زند.
وی مولوی را به یک شکارچی توصیف کرد که طعمه اش را در لحظه شکار می کند و ادامه داد: مولوی مضامین اندیشه ای را از دوردستها می بیند و در لحظه آن اندیشه ها را شکار می کند و مغز کلام را می گوید.
در همایش دو روزه "مولانا؛ هست پنهان" که با همکاری کانون ادبی و موسیقی دانشگاه امیرکبیر و موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا در دانشگاه امیرکبیر برگزار می شود، پس از سخنان توفیق سبحانی، تخاری دبیر اول سفارت افغانستان لوحی را به نشان سپاس به این مولاناپژوه اهدا کرد.