به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: کلاه از سر بردارید و به احترام آنها که سنت شکنی میکنند تا شگفتی شکل بگیرد با جان و دل قیام کنید، آنها شایسته این احترام خواهند بود.
شاگردان دست نشان و آقا معلم چنان پر فروغ و حماسی ظاهر شدند و آتش در خرمن آبیها و قرمزهای پایتخت انداختند که بیشک باید منتظر خبرهای عجیب و البته بزرگ در حواشی این دو تیم تهرانی باشیم.
آنها چنان تماشاگران بیشمار خودی و اندک حریف را بر سکوهای بهت زده ورزشگاه و قاب محو تلویزیون حیرت زده کردند که تا دقایقی پس از صدای سوت پایانی قاضی میدان، همگان به تصور برخواستن از خوابی عمیق و کابوسوار دست بر چشمانشان میسائیدند.
سیر نزولی پایتخت نشینها همچنان ادامه دارد و کار به جایی رسیده که دیگر حتی در مصاف با تیمهای انتهای جدول نیز باید چنین نتایج شگرفی شکل بگیرد.
تیمی در آستانه سقوط - پگاه و آبیهای بیادعای جنوبی چنان عرصه را بر قطبهای همیشگی فوتبال کشور تنگ کردند که چارهای جز ایستادن بر آستانه دروازه های فرو ریخته برایشان نمانده بود.
هنر دست نشان و جلالی را باید ستود که بیادعا و فارغ از رجزخوانیهای رسانهای شگفتی آفریدند و دروازه های سرزمین آبی و قرمز را فتح کردند.
آنها میدانستند در روز تقسیم امتیازها به نفرات و نامهای بزرگ در مستطیل سبز و نیمکتها امتیازی نخواهند داد بلکه این جوانان خواهند بود که سرنوشت را رقم می زنند و چنین شد.
اما شرح آبی های تهرانی متفاوت تر است. استقلالی ها در روزی که خیالی آسوده تر از همیشه داشتند و تمام هفته را با تمرینات مفرح و شیرین کاریهای آقای طنز (!) به پایان برده بودند،با غروری خاص پای در میدان پگاه گذاشتند و البته آغاز خوب و مسلط بود.
دروازه پگاه فرو ریختنی نمی نمود، اندیشههای آقا فیروز تنها تا آستانه محوطه جریمه کارایی داشت و مهاجمان آبی همچنان فرصتها را یکی پس از دیگری از دست میدادند.
جباری با تیر دروازه پگاه تبانی کرده بود و هت تریکی از ناکامی به راه انداخت تا همه چیز نشانی از نگون بختی پسران آبی داشته باشد.
آنها که تدابیرشان را شکست خورده میدیدند سراسیمه، بیتاکتیک و اندیشه در میان مدافعان تنومند و البته خشن پگاه گرفتار شدند و ضد حملههای شاگردان دست نشان کارگر افتاد و دروازه آبیها 4 بار فرو ریخت تا اولین شگفتی هفته شکل بگیرد.
اما در اهواز و تختی این شهر، امپراطور ناخوش احوال سرخپوشان تهرانی بار دیگر مغموم و شکست خورده از مستطیل سبز خارج شد تا رویاهای قهرمانیاش کمرنگتر از گذشته شود.
آنها که ژنرال خط میانیشان را همراه نداشتند بار دیگر کم فروغتر از همیشه ظاهر شدند و میانه میدان را به حریف جوان و قدرتمند واگذار کردند تا تلخ ترین شب انها رقم بخورد.
اهوازیها برنده دومین شگفتی هفته بودند و در روز تیره روزی سربازان امپراطور شکست، هر آنچه خواستند، کردند.
شاگردان قطبی نشانی از روزهای خوب گذشته ندارند و آنگونه که پیشبینی میشد، جلالی تنها تاج امپراطور را نشانه رفته بود.
امپراطور سرخ ها میداند مدیران قرمزهای پایتخت دیگر کم کم اندیشههای متفاوتی را در پیش خواهند گرفت و بیش از این توان حمایت نخواهند داشت.
به هر حال آبیهای اهوازی در روزی که تنها برای 3 امتیاز به میدان گام گذاشته بودند فرصت خودنمایی به حریف تهرانی ندادند و 4 بار دروازههای رودباریان نگون بخت را گشودند، تا جدول لیگ در هفت هفته باقیمانده بغرنجتر از گذشته شود. باید منتظر حوادث آینده بود. این لیگ کمی ترسناک شده است و هر آن فاجعه در پیش است.