به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: میزگرد سیاسی فعالین دانشجویی با حضور حسین نقاشی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، جهانبخش سلمانیان، دبیر فرهنگی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور و حامد خوانساری فعال سیاسی دانشگاه آزاد، درمورد انتخابات و جنبش دانشجویی در محل خبرگزاری آفتاب برگزار شد.
جهانبخش سلمانیان در پاسخ به سوالی در مورد دیدگاههای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در مورد انتخابات،گفت: «حضور تشکلهای دانشجویی در دور اول انتخابات کمرنگ بود و ما تنها تشکلی بودیم که به صورت مصداقی وارد بحث انتخابات شدیم و اعتقاد داریم، هر تشکلی که در چارچوب نظام فعالیت میکند، حداقل باید درجهت حضور حداکثری مردم تلاش کند و دیدگاه ما حضور جدی در دور دوم انتخابات است».
حامد خوانساری، سخنگوی سابق سازمان اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد در مورد دیدگاه خود در مورد انتخابات اخیر گفت: «ما برای حضور در انتخابات پیششرط های مادی و ماهوی قائل هستیم».
وی افزود: «از جمله این پیششرطها سلامت انتخابات، آزادی اطلاعرسانی، آزادی احزاب و بحث بیطرفی شواری نگهبان است، که باعث میشود جنبش دانشجویی به عنوان یک جنبش مردمی در عرصه انتخابات حضور یابد و این پیششرطها موجب ایجاد یک انتخابات آزاد و منصفانه میشود».
خوانساری ادامه داد: «اینکه چقدر این پیششرط ها در دور اول انتخابات لحاظ شد به عهده افکار عمومی است. به عنوان مثال هنوز تائید انتخابات تهران با توجه به اعتراضات برخی احزاب و نامزدهای انتخابات جای سوال دارد و با این حجم از اعتراضات و علیرغم نگرانی آقایان خاتمی و کروبی، به این سرعت تایید شد».
این فعال دانشجویی گفت: «نبود امکانات برابر برای تبلیغات برخی احزاب و گروهها شائبه عدم بیطرفی برخی نهادها مثل رسانههای عمومی و علیالخصوص رسانه ملی و حمایت آن از یک جریان خاص را زیر سوال میبرد».
سپس حسین نقاشی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی، در مورد کلیت مساله انتخابات گفت: «ما برای انتخابات سالم سه مؤلفه قائلیم 1- آزاد و رقابتی بودن 2- منصفانه بودن 3- مؤثر بودن».
وی در مورد مؤلفه اول اظهار کرد: «همه جریانهایی که التزام به قانون اساسی دارند میتوانند آزادانه در این رقابت حضور داشته باشند ونهادهای ناظر هم باید با توجه به این التزام در مورد احزاب و افراد تصمیمگیری کنند نه بر اساس اعتقادات افراد که هیچگونه جنبه حقوقی ندارد».
وی در مورد منصفانه بودن انتخابات دو وجه را برای آن برشمرد و گفت: «وجه اول در استفاده از امکانات تبلیغی دولتی و عمومی است و همه جریانهای ملتزم به قانون اساسی به صورت برابر از این امکانات استفاده کنند».
وجه دیگر شرایط منصفانه جهت حضور و منصفانه برگزار کردن انتخابات است.
وی با اشاره به مؤلفه سوم ادامه داد: «پارلمان باید بتواند به وعدههای خود به مردم عمل کند واگر با هر روشی عرصه بر نمایندگان بسته شود، طبعاً پارلمان از تاثیر خواهد افتاد».
نقاشی افزود: «مساله دوم این است که احزاب وجریانها شخصیتهای توانمند خود را به مردم معرفی کنند و بسیاری از مردم به سابقه و توانمندیهای افراد رای میدهند و مسئولین برگزاری انتخابات باید به احزاب و جریانها اجازه دهند تا با افراد شاخص و توانمند خود در عرصه انتخابات حضور یابند».
در ادامه بحث سلمانیان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان در مورد تعریف جنبش دانشجویی و شاخصههای آن اظهار کرد: «جریان دانشجویی را مختص به فعالیت سیاسی آن مطرح کردن، تحمیل جامعه و به عبارتی رسانههاست».
وی ادامه داد: «یکی از ویژگیهای جنبش دانشجویی آرمانخواهی است، فریاد زدن آرمانهای اصیل انقلاب و ملت که باید سرلوحه جنبش دانشجویی قرار گیرد».
مسئول کمیسیون فرهنگی جامعه اسلامی دانشجویان افزود: «با توجه به جوان بودن دانشجویان، تنها جریانی است که میتواند متناسب با روحیه و تواناییهایش به شناسایی حفرهها و فریاد زدن آنها بپردازند».
وی در ادامه اظهار کرد: «ویژگی بعدی جریانسازی است وفقط جریانسازی سیاسی نباید باشد بلکه جریانسازی فرهنگی و علمی منظور من است و نوآوری در عرصههای جدید علمی و تئوریک است، مسالهای که ما معتقدیم باید در یک فضای آرامی جنبش دانشجویی به بازشناسی خود بپردازد».
وی با انتقاد از طرح مسائلی مانند آزادی بیان و حقوق بشر توسط برخی گروههای دانشجویی، افزود: «این مسائل منطبق با ایدئولوژی ما نیست و معتقدم ما از بسیاری از آرمانهای اولیه انقلاب فاصله گرفتهایم و ما یکسری تفاوتهای بنیادین با این جریانات داریم».
سلمانیان گفت: «خطوط قرمز ما را آرمانها و فرهنگ ما تعریف میکند نه فرهنگ غربی ،و رسالت جنبش دانشجویی این است که آرمانهای اولیه انقلاب را فریاد بزند».
سپس حامد خوانساری، فعال سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به بحث تعریف جنبش دانشجویی، اظهار کرد: «جنبش دانشجویی نقاد عرصه عمومی جامعه است و باید بتواند با اطلاعرسانی و آگاهی به اقشار جامعه، رسالت خود را انجام دهد».
وی با اشاره به برخوردهای وزارت علوم درسالهای اخیر با فعالین دانشجویی و تعطیلی نشریات و نهادهای دانشجویی، گفت: «نحوه برخورد مدیریت آموزش عالی با فعالین دانشجویی نشان میدهد که تا چه حد ما آزادی بیان داریم و حتی حضور دانشجویان در عرصه فرهنگی هم کمرنگ شده است».
حسین نقاشی در مورد تعریف جنبش دانشجویی، گفت: «جنبش یک نوع وضعیتی است که با اعتراض به یک وضعیت خاص در یک بازه زمانی محدود و با یک رهبری و سازماندهی خاص و با محدودیت مطالبات، اتفاق میافتد».
اینکه بگوییم 70 سال جنبش دانشجویی یک مفهوم دگم است و آنرا علمی نمیدانم. بلکه منظور من وقایعی مانند 18 تیر و مسائل صنفی خرداد 82 و جریان تسخیر سفارت آمریکا است که دارای این شاخصهها است.
وی ادامه داد: «واقعیت این است که در دانشگاههای تهران و شهرستانها جریانهای مختلفی از چپ سکولار گرفته تا جریانات اسلامی، اصلاحطلب و محافظهکار مذهبی وجود دارد و معتقدم به نحوی جنبش دانشجویی به این معنا وجود ندارد».
نقاشی افزود: «محدوده کار برای این جریانات دانشجویی باید همان التزام به قانون اساسی باشد، وقتی که این جریانات اعلام کنند ما برانداز نیستیم باید مجوز فعالیت بگیرند».
وی با اشاره به دیدگاههای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران افزود: «ما اتفاقاً التزام به قانون اساسی و اعتقاد به آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی داریم و معتقدیم که آرمانهای اولیه انقلاب به انحراف رفته و تعاریف آن بعضاً هم عوض شدهاست».
نقاشی با اشاره به خلط مباحث استقلال و آزادی که توسط عدهای ترویج میشود، گفت: «آزادی که در شعارهای اولیه انقلاب بود، دقیقاً به همین مساله آزادی بیان و دموکراسی و حفظ کرامت انسانها و حقوق بشر و تکثر احزاب وعقاید برمیگردد».
وی با اشاره به آثار شهید مطهری افزود: «اتفاقاً جمهوری اسلامی،مولود روشنفکری دینی است. جمهوری اسلامی یعنی روش زندگی مؤمنانه در دنیای جدید دموکراسی محصول تجربه بشری، که نحوه اداره جامعه است و پسوند اسلامی برای دموکراسی معنی خاصی ندارد».
دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران وعلوم پزشکی با اشاره به اوج فعالیتهای دانشجویی در دوره اصلاحات ،گفت: «در دوره جدید ریاستجمهوری و یکدست شدن مجلس و قوه مجریه شرایطی مهیا شد که فضای دانشگاههای کشور از رونق بیفتند».
وی افزود: «ما با سرکوب و دستگیریها و برخوردهای کمیتههای انضباطی در این دوره روبرو بودیم و این به خاطر نبود یک مدیریت مدبر است».
وی اظهار داشت: «در دولت خاتمی سعی میشد که با فضای گفتگو و مفاهمه مسائل و خواستههای دانشجویان حل شود در حالی که در دولت جدید ما با فضای رعب و وحشت مواجهایم، که سعی میکند افراد را از عرصه دانشگاه خارج کنند و آنان را به نحوی حذف کنند».
نقاشی به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اشاره کرد و آن را به دور از انصاف در حوزه قضایی وسیاسی خواند.
حامد خوانساری با اشاره به محدوده فعالیت احزاب و گروهها در قانون اساسی گفت: «نباید مدیریت آموزش عالی برای جریانات دانشجویی محدودیت ایجاد کند و معتقدیم که فضای دانشگاهها باید فعالیت دانشجویان با هر گرایشی بسیار سنگین و آزادی آنان کمرنگ شده است».
وی با اشاره به تغییر مدیریت دبیرخانه هیات نظارت مرکزی به تشکلهای دانشگاه آزاد گفت: «برخلاف سالهای گذشته و با توجه به فضای کلی حاکم بر دانشگاهها به نظر میرسد که فضای دانشگاههای آزاد، بازتر شدهاست و بارقههای امیدی در عرصه این مدیریت جدید در بین تشکلهای دانشجویی این دانشگاهها به وجود آمده است».
جهانبخش سلمانیان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان در مورد فضای حاکم بر دانشگاهها با اشاره به صحبت های آقای نقاشی، گفت: «اگر سبقه سیاسی صرف برای جریانات دانشجویی قائل شویم با فضای رکود مواجه خواهیم شد و جنبش دانشجویی صرف سیاسی فقط کارکرد مقطعی خواهد داشت».
سپس حسین نقاشي در جواب آقای سلمانیان گفت: «من جنبش را مترادف با اعتراضات مدنی میدانم و علاوه بر آن ما یک جریان دانشجویی نداریم وجریانات مختلف داریم ،غیر از آن مجموعههای تجدیدنظر طلب که ما هم آنها را قبول نداریم».
اگر همه یکی بودند که ما 4 اتحادیه دانشجویی اصولگرا نداشتیم و در حالی که ما در انجمنهای اسلامی دانشجویان نیز چند گرایش داریم و این در حالی است که به غیر از انجمن اسلامی دانشجویان به هیچ تشکلی با گرایش اصلاحطلبانه مجوز نمیدهند و این هم یکی از مشکلات ماست که اگر چنین میشد آن جریانات دگراندیش به جای دیگری غیر از انجمن اسلامی میرفتند و در آنجا فعالیت میکردند.
سلمانیان درباره این بحث دوباره ادامه داد: «این به خاطر تفاوت دیدگاههای ماست و ما دهها اولویت داریم که وقتی ما به مقولهای،آرمانی نگاه میکنیم،حتی اگر جریانی اتفاق نیفتد خودمان باید جریانسازی کنیم».
وی ادامه داد: «بعد از اینکه صبغه سیاسی جنبش دانشجویی رو به رکود رفت، بقیه ابعاد فعالیتها بازتر شد و من معتقدم فضای عقلانیتر شدهاست. ما فرصت مغتنمی داریم که فعالیت تئوریک کنیم».
سلمانیان گفت: «زمانی، دانشجویی در مورد یک مساله کوچکی در دانشگاه مثلاً میگفت "رئیس دانشگاه باید پاسخگو باشد" و این جمله خیلی باارزشتر از جملهای بود که مثلاً من در برابر کانت گفتهبودم، در حالی که من خیلی کار روی جملهام کرده بودم در حالی که وی فقط یک فریاد زده بود».
وی با اعلام مخالفت خود با رکود بعد سیاسی فعالیت دانشجویان و ایجاد تعادل در این زمینه گفت: «رکود بعد سیاسی فعالیت دانشجویان به این خاطر است که مردم نسبت به جریانهای دانشجویی در سالهای گذشته، یک وجه غیردینی قائلاند و معتقدند این جریان خیلی از مسائل دینی را رعایت نمیکرد و میخواست از نظام عبور کند».
وی با اشاره به لزوم ترمیم جایگاه جنبش دانشجویی گفت: «حق بشر را چگونه تعیین میکنند و حقوق معنوی را چگونه تعریف میکنند و واژگانی مثل سندیکاها و آزادی را مطرح میکردند. این واژگان تعبیر بومی ندارند».
حسین نقاشی، در پاسخ به سلمانیان اظهار کرد: «زیربنای همه موضعگیریهای سیاسی و فرهنگی همه مباحث تئوریک است. قطعاً نحوه رویکردی که وزارت ارشاد آقای خاتمی با وزارت ارشاد آقای احمدینژاد متفاوت است».
وی با اشاره به وضعیت فرهنگی حال حاضر افزود: «به نظرم بهتر شدن فضا برای یک عدهای بهتر شد. در حالی که بسیاری از فیلمها وبرنامههای فرهنگسراها و موسیقیها که با دیدگاه دولت همراه نبود با سانسور مواجه شد و اتفاق خاصی هم نیفتاد».
حامد خوانساری، در تحلیل فضای حاکم بر دانشگاهها، گفت: «برای سرد یا گرم بودن فضای دانشگاهها باید به یکسری مؤلفهها مراجعه کرد مثل میزان فعالیتهای دانشجویان، تکثر فعالیتها و گرایشات موجود در دانشگاهها و بیان آزادانه عقاید است».
وی افزود: «در طی این سالها صرفاً به یک جریان دانشجویی میدان داده شدهاست؛ به عنوان مثال برخی از تشکلها به آسانی برنامههای خود را برگزار میکنند در حالی که برخی دیگر از تشکلها که همفکرمدیریت آموزش عالی نیستند با بیمهری مواجه میشوند و به همین دلیل من فضای حاکم بر دانشگاهها را فضای سردی میدانم».
وی در خصوص راهکار برونرفت از این فضا افزود: «مدیران آموزش عالی باید به وجود تضارب آرا و گرایشات متفاوت درچارچوب قانون اساسی اعتقاد داشته باشند».
سلمانیان در خصوص حمایت جامعه اسلامی دانشجویان از اصولگرایان گفت: «ما به صورت مصداقی وارد بحث انتخابات و حمایت از اصولگرایان شدیم و یک لیست 12 نفره را برای تهران ارائه دادیم و در شهرستانها هم به همین نحو، اعضای اتحادیه ما عمل کردند و برای لیست خود هم ملاکها ومعیارهایی داشتیم و مرزی قائل بودیم که تا یک نمره خاصی را میپذیرفتیم و برای همین 12 نفر را در مرحله اول در تهران ارائه کردیم، چون بیشتر از 12 نفر را پیدا نکردیم».
وی افزود: «در کل با توجه به اینکه سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بود و آرمان وحدت مطالبه مقام معظم رهبری بود را پارامتر قرار دادیم بدون اینکه لیستهای دیگر را مبنا قرار دهیم».
سلمانیان در خصوص نحوه افزایش مشارکت دانشجویان در بحث انتخابات افزود: «در کل جامعه دانشگاهی قشری نخبه هستند که میتوانند منشأ مشارکت خیلی زیادی در انتخابات باشد و اگر جریانهای انتخاباتی هم اقبال کمتری به حضور در دانشگاهها داشتند و دیگری تغییر کارکرد فضای دانشگاهها بود که حساسیت کمتری به حضور در انتخابات نشان دادند».
سلمانیان ادامه داد: «در ضمن جریانات دانشجویی هم کمرنگ ظاهر شدند و البته آماری هم درخصوص تعداد آرای دانشجویان در انتخابات نداریم».
وی در خصوص اهمیت شرکت جامعه اسلامی دانشجویان در انتخابات مرحله دوم گفت: «در مرحله دوم هم قصد داریم که در حد توان نسبت به حضور حداکثری مردم و معرفی مصداقی کاندیداها بر اساس ملاکهایی که تعیین کردهایم وارد انتخابات شویم».
حسین نقاشی در مورد موضع انتخاباتی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران گفت: «ما حمایتی از اصلاحطلبان نکردیم، گرچه معتقدیم که به اصلاحطلبان نزدیک هستیم. ما موضوع و محور بحثمان خود انتخابات بود و آن را سالم نمیدانستیم و به همین دلیل به صورت تمام قد حضور نداشتیم و اعتقاد داشتیم که ارایه لیست 30 نفره برای تهران هیچ اعتراضی را در بر ندارد».
نقاشی در مورد حضور کمرنگ مردم و دانشجویان در انتخابات نیز گفت: «در مورد زمان برگزاری انتخابات این شائبه وجود داشت که زمان مناسبی برای حضور مردم و دانشجویان نبود و دقیقاً دو هفتهای بود که از یک سو مردم در فکر خریدهای سال نو بودند و دانشجویان هم راهی منازل خود شده بودند و دانشگاهها هم تعطیل شدهبود و مدیریت غیرواقعبینانهای در انتخابات برای حضور مردم لحاظ شده بود».
نقاشی افزود: «مساله دوم این است که قاطبه فضای دانشگاههای کشور تکلیفگرا نیست و مشارکت مردم هم نیاز به بستر دارد و اگر بستر را مهیا کردید پس مشارکت مردم بالا خواهدرفت و به نظرم رای دادن و رای ندادن تکلیف الهی و سیاسی نیست بلکه حق شهروندی است و دولت اسلامی موظف به ایجاد بستر لازم برای بالا بردن مشارکت مردم است».
نقاشی گفت: «چرا باید فضایی در کشور به وجود بیاید که در شهرهای کلان مثل تهران مشارکت مردم 27 درصد و شیراز 17 درصد باشد».
نقاشی ازبرخی ردصلاحیتهایصورت گرفته نیز انتقاد کرد و گفت: «کسانی تنها به این دلیل که در مجلس ششم تحصن کردند، رد صلاحیت شدند ».
نقاشی تأکید کرد: «در نظام سیاسی پایدار، تحصن، راهپیمایی واعتراض مدنی جزء حقوق ملت است و اگر کسی نسبت به رفتار حاکمان اعتراض دارد، هم حق شرعی و سیاسی برای این کار دارد».
وی افزود: «اینها چیزی است که ما در رفتار سیاسی زمان امیرالمومنین امام علی(ع) داریم و خارج از سنت دینی ما نیست و سنت حکومت و زمامداری ائمه معصومین ماست و غیر از اینها این مفاهیم جدید حاصل تلاش بشری درعرصه اداره کشور است».
نقاشی تصریح کرد: «تشکل ما به این نتیجه رسیده که دموکراسی و تکثر احزاب باعث ثبات و توسعه و امنیت کشور میشود».
وی با اشاره به دیدگاههای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در مبارزه با امپریالیسم در مورد وجههای مختلف سلطه گفت: «سلطه دو وجه دارد یکی در عرصه خارجی که برای ما مشخص است ودیگر سلطه در عرصه داخلی است که طبعاً مقصود اقتدارگرایان هستند که همه چیز را برای خودشان میخواهند».
وی افزود: «شما سلطه خارجی را نفی میکنید در حالی که در داخل حق وتوی نظارت استصوابی را قبول دارید».
خوانساری فعال سیاسی دانشگاه آزاد در مورد این بحث گفت: «جریان دانشجویی نسبت به رقابتی بودن انتخابات حساسیت نشان میدهد و این در حالی است که بسیاری از اصلاحطلبان و برخی از منتقدین اصولگرای دولت نهم هم رد صلاحیت شدند».
وی ادامه داد: «حضور حداکثری مردم در انتخابات را نمیشود تکلیف کرد و باید امکانات وملزومات حضور مردم و دانشجویان باید مهیا باشد. در این انتخابات، شاهد هجمه رسانه ملی علیه یک جریان سیاسی بودیم و رسانههای عمومی تکلیف ملی خود را فراموش کرده بودند و شائبه عملکرد جناحی را دامن میزدند».
خوانساری با اشاره به رد صلاحیت عدهای از نمایندگان مجلس هفتم ادامه داد: «در فقه و حقوق میخوانیم که اصل بربرائت است ولی در این انتخابات شاهد رویه جدیدی بودیم که عدهای از اعضای شورای نگهبان به صراحت گفتند که اصل بر برائت نیست واین اصل در موارد دیگر است. یعنی اینکه تمام نامزدها عدم اعتقاد و التزام به اسلام و نظام دارند مگر اینکه خلافش ثابت شود بلکه اعتقاد قابل اثبات نیست».
این فعال سیاسی دانشگاه آزاد ادامه داد: «من به لفظ انتخابات مهندسی شده ایراد دارم بلکه یک مدیریت حساب شده بود و در چندین مرحله یک گرایش سیاسی در خوف و رجا برای تایید شدن بود وطرف مقابل خیالش راحت بود».
خوانساری در پایان گفت: «جالب اینکه در شب انتخابات در چندین حوزه اصلاحطلبان رد صلاحیت میشوند و نمونه آن حوزه انتخابیه کرمان که شخصی که احتمال رای آوردن وی وجود داشت رد صلاحیت میشود برای اینکه رقیب اصولگرایش رای بیاورد».