کد خبر: ۷۴۴۷۳
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۷
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب-سرویس هنر: سگ مشكی با آن جثه بزرگ و نسبتا ترسناكش از در اصلی تئاتر شهر وارد می شود . پله های طبقه اول تا سوم را می پیماید. آرام و بی خیال بالا می رود . اتاق ها را یكی یكی پشت سر می گذارد تا به اتاق روابط عمومی برسد . بچه های تئاتری به شدت مشغول بحث هستند . سگ خیلی راحت وارد می شود . صدای جیغ كشیدن خانمی در اتاق می پیچد . فنجانی چای نصف و نیمه از دستان دختر دیگری سقوط می كند و خیلی شانسی بدون اینكه تكه تكه شود قل می‌خورد . فنجان سرگردان می رود و می‌رود تا به جلوی پای سگ می رسد و .......

شاید خبر استفاده از یك سگ زنده را در نمایش كلبه عمو تم شنیده اید . شاید هم خیر . اما امكان اینكه یك آفرین را تقدیم بهروز غریب پور كنید زیاد است.

بهروز غریب پور این روزها نمایش كلبه عمو تم را در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می برد . وی پیش از این كلبه عمو تم را در فرهنگسرای بهمن در میدان كشتار گاه قدیم اجرا كرد. این نمایش در آنجا طراحی صحنه حجیمی داشت . صندلی های سالن به دو ردیف كاهش یافته بودند . كل سالن هم كه به وسعت یك زمین بسكتبال بود در اختیار فضای قصه و اتمسفر تئاتری قرار داشت . .مهمتر از اینها هم ریل هایی بود كه با چوب طراحی شده و بازیگران چرخ های باربری را روی آن حركت می دادند . چرخ هایی پر از پنبه كه در نهایت آتش می‌گرفتند .

ما آنجا با بازیگری درشت هیكل روبه رو می شدیم كه با تمام توان شلاق را بر شانه های بازیگران فرود می آورد. در این میان بعضی از باریگران زن نیز در نقش كارگران مزرعه پنبه حضور داشتند . آنها زیر شلاق زدن واقعی چرخ ها را حركت می دادنند . بازیگرانی با جثه های ریز كه صدای جیغ زدن آنها در دل آن سالن طولانی طنین انداز می شد . بهروز غریب پور با این كار داشت چهره آمریكای قدیم را تا حد واقعی جلوه می داد .

قصه این نمایش به زندگی عمو تم یك مسیحی مومن و معتقد می پردازد . او با شخصیت تاثیر گذار خود در روند لغو قاون برده داری آمریكا سهم به سزایی دارد . رمان عمو تم را خانم «هریت بیچر استو» نوشته و یكی از مشهور ترین رمان های تاریخی و اجتماعی در جهان است.

با این حال اجرای جدید كلبه عمو تم در تئاتر شهر با دو تغییر همراه است . اول اینكه دكور كاملا تغییر یافته است . مزرعه پنبه تا لابه لای تماشاگران و و صندلی های آنان در سالن آمده است . دوم اینكه شاهد حضور یك سگ سیاه در این تئاتر هستیم كه كاری ابتكاری و غیره منتظره است . سگ قیر گون با آن جثه درشتش آرام و اهلی می‌نماید. به همراه صاحبش از كنار جمعیت مردم در محوطه تئاتر شهر می گذرد و فقط به مردم نگاه می‌كند . گاهی هم با ویژگی های یك گربه كوچولوی خانگی در پله ها می‌آید و می‌رود . یا اینكه در زیر زمین و رو به رو سالن های قشقایی و كارگاه نمایش روی زمین دراز می كشد . او هنگام اجرا هم تربیت شده و جاافتاده می‌نماید .

بی شك همه می دانند كه تمركز بازیگر بر نقش یكی از اصول تئاتر است . گاهی بعضی از كارگردان ها‌ی مهم تاریخ از هر نوع دكور ساختمانی یا تصویری پرهیز كرده‌اند . زیرا بر این باورند كه اشیای اضافی حواس بازیگر را پرت می كند . اینجاست كه استفاده از این سگ جالب و ابتكاری به نظر می‌رسد . یعنی بی آنكه سگ روی بازیگر تاثیر بگذارد تئاتر با فضای واقعی و رئالیستی به كار خود ادامه می‌دهد. 

از سویی دیگر وجود این سگ به لحاظ مردم شناسی نیز تداعی گر فرهنگ‌ آمریكایی است. عموم مردم آمریكا همیشه چه در دوران قدیم و چه جدید از سگ در خانه های خود نگهداری كرده اند. اما حضور این سگ سیاه و درشت در صحنه جنبه اعتراضی نیز به آمریكای قدیم و نظام استثماری، تبعیض نژادی و برده داری دارد .آنچنان كه سگ سیاه می‌آید و می‌رود و به آمریكای كلاسیك پارس می‌كند.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین