کد خبر: ۷۶۴۴۲
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب-مرتضی اصلاحچی: اصلی نانوشته در دنیای سیاست وجود دارد و آن اینست که، زمانی که یک جناح رقیبی در برابرش نباشد و یا رقابت صرفا جنبه نمادین داشته باشد ،آنگاه نگاه ها به درون می چرخد و رفقا چون رقبا پنجه در پنجه هم زورآزمائی می کنند و همان سان که غالب مشعوف از پیروزی خویش است، مغلوب محزون از شکست است و شکست از خودی بسیار سنگین‌تر ازغیرخودی است، چراکه اگر شخصی مدعی در برابر کسی از جناح خود زانو زمین گذارد اثبات این است که اکثریت در جناح خودی دل در گرو دیگری دارند و تاریخ نمونه های بسیار دارد از جدال‌های خودی و خودی که در آینده ای نه چندان دور به نزاع خودی و غیر خودی تبدیل شده اند. 

آنگاه که علی لاریجانی سرلیستی کسی غیر از خود را در لیست جبهه متحد اصولگرائی برای پایتخت نپذیرفت و روانه پایتخت مذهبی کشور (قم) شد تا بدون اما و اگر پا در خانه ملت گذارد، آنان که این سیاستمدار زیرک را می شناختند دریافتند که دعوا نه بر سر سر لیستی که به خاطر تکیه بر صندلی ریاست قوه مقننه است، چون اگر وی به سر لیستی حداد عادل تن می داد خواه ناخواه باید می پذیرفت که حداد رئیس مجلس شود و از آنجا که دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند این علی لاریجانی بود که سرلیستی تهران را برای رقیب وانهاد و به دیاری رفت که اگرچه کمیت تهران را ندارد اما از کیفیت قابل ملاحظه ای برخوردار است و در نهایت این کیفیت، کفه ترازو را به نفع علی لاریجانی سنگین کرد. این مسئله را نباید برآمده از جاه طلبی های شخصی دانست بلکه حاصل معادلات سیاسی جریان اصولگرا است که بعد از سونامی احمدی نِژاد تغییرات شدید و وسیعی را به خود دید. 

آن زمان که محمود احمدی نژاد کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 اعلام کرد همه شانس او را برای احراز این پست کمتر از بقیه می دانستند و احزاب جا افتاده اصولگرا هریک به سراغ گزینه های دیگری رفتند که شانسشان برای پیروزی بیشتر می نمود و در این میان تنها آبادگران جوان بودند که به طور جدی به حمایت از احمدی نژاد پرداختند. همان ها که با پیروزی در شورای شهر تهران احمدی نژاد را به جایگاه شهرداری تهران رساندند و همان قدر شناخته شده و کارآزموده بودند که کاندیدایشان برای ریاست جمهوری اینگونه بود. اما انتخابات چیز دیگری نشان داد و محمود احمدی نژاد در کمال ناباوری همگان حتی اصولگرایان، پا در ساختمان خیابان پاستور نهاد.

پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، ماه عسل آبادگران و احمدی نژاد اما دیری نپائید و زمانی که احمدی نژاد خواسته های حامی اصلیش را برای کرسی های وزارت برآورده نکرد ،آبادگران در انتخابی معنا دار محمدباقر قالیباف رقیب سرسخت رئیس جمهور جدید را در سمتی گماشتند که پیشتر سکوی پرش احمدی نژاد گشته بود. 

دولت نهم با شعارهای مشخص اقتصادی به پیش آمد و هرچه بیشتر از عمر آن می گذشت دستاوردهای اقتصادی اش کمتر می شد و اعتراضات نسبت به سیاست های اقتصادی آن شدت می گرفت و در مجلس هفتم، مثلث اصولگرای توکلی، افروغ و خوش چهره بیش از اقلیت اصلاح طلب تیغ تیز انتقادات را معطوف به دولت کردند و از طرف دیگر دوگانه حداد و باهنر در جایگاه رئیس و نائب رئیس در حمایت و همگامی با دولت سنگ تمام گذاردند به گونه ای که تنزل مقام آنها در مجلس هشتم می تواند ناشی از حمایت های همه جانبه آنها از دولت تلقی گردد.

حداد در مقابل لاریجانی نتوانست رای اعتماد اکثریت اصولگرا را به دست آورد و محمدرضا باهنر با کاهش رای چشمگیری تنها توانست نائب رئیس دوم شود اگرچه باهنر گهگاه در مصاحبه های خود انتقادهای نه چندان تندی به دولت می کرد و حداد نیز در واپسین روزهای مجلس هفتم در نامه نگاری هایش با احمدی نژاد تلاش کرد تا شائبه حمایت تمام عیار از دولت را از بین ببرد اما واضح بود که این دو عضو هیئت رئیسه در حمایت از دولت کم نگذاشتند به گونه ای که برخی از نابود شدن استقلال مجلس سخن راندند. 

اتفاقات روی داده در مجلس هشتم را نباید به طور مطلق بررسی کرد ، چراکه اینها پیوند عمیقی با انتخابات ریاست جمهوری سال آینده دارند و وقایع روی داده نشانه هائیست بر تغییر نگرش اساسی جریان اصولگرا. از تنزل مقام حامیان دولت در مجلس می توان اینگونه استنباط کرد که اصولگرایان به دنبال گزینه دیگری برای رئیس جمهور بعدی هستند ، حال اینکه علی لاریجانی چون هاشمی رفسنجانی از جایگاه ریاست مقننه به صندلی ریاست مجریه می نشیند یا اینکه محمد باقر قالیباف همچون احمدی نژاد از سمت شهرداری تهران این مقام را کسب می کنند، وابسته به این است که کدامیک در روزهای پایانی می توانند افراد بیشتری را پشت خود بسیج کنند، اما مسلم است که با وضعیت اقتصادی فعلی کمتر سیاستمدار کارکشته ای حاضر است زلف خود را با احمدی نژاد گره بزند مگر اینکه وی بتواند در یک سال باقیمانده آنچنان معیشت مردم را سروسامان دهد تا دوباره شانسی برای ریاست جمهوری داشته باشد، وگرنه با این وضع نابسامان اقتصادی احتمال اینکه طلسم ریاست جمهوری هشت ساله شکسته شود بسیار بالاست. 

به نظر می رسد از میان احمدی نژاد، لاریجانی و قالیباف ،این محمود احمدی نژاد است که همچون دوره پیشین کمترین شانس را برای کاندیداتوری اصولگرایان داشته باشد، از دیگر سو احتمال اینکه علی لاریجانی به ریاست مجلس اکتفا کند و شانس اصلی را به قالیباف بدهد نیز بسیار بالاست. اما اینکه در نهایت خروجی اصلی اصولگراین چه کسی است باید به انتظار نشست.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
-
|
۰۷:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۳/۲۰
0
0
احمدي نژاد با بيش از بيست ميليون راي رپيس جمهور بعدي است . سياستمداران خالي بند هستند ومردم واقع گرا . اقتصاد كشور را باند هاي [....]. با مشگل مواجه مي كنند . كه گندش در آمده . لاريجاني را هم يزدي حمايت كرد . كه مفاسد اقتصادي او در لاستيك دنا انفجاري است كه در كشور در حال نشر است
ناشناس
|
-
|
۲۰:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۳/۲۱
0
0
احمدي نژاد مرد مردم است نه ريس جمهور يك جريان سياسي...مردم صداقت را به رقابت كرسي طلبان نمي فروشند...طمع كاران بايد بدانند وقتي مردي از جنس مردم هست ديگر كسي دنبال ژست گرايان نمي گردد... احمدي نژاد از پايگاه توده ريس جمهور دهم ايران است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین
x