آفتابنیوز :
آفتاب: سید محمد خاتمی گفت: «وقتی در آمدهای کشور که باید صرف سرمایهگذاری شود را در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود و فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرتر میشویم».
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، رییس جمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی در پاسخ به سئوال دانشجویی در خصوص نظام برنامه ریزی و اقتصاد کشور نیز اظهار داشت: «در مورد اینکه گفته شده که برای رسیدن به اهداف مجبور شدهایم، سیاستها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاستها چقدر به اهداف مورد نظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم».
رییس بنیاد باران تاکید کرد: «به نظر میرسد که رسیدن به اهداف برنامههای سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و فکر میکنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید، آیا نباید فکری کنیم که از آنچه که امروز هستیم، به شدت عقب نیافتیم؟ با روندی که هم اکنون داریم رسیدن به اهدافی که داشتیم، مانند رشد بالای 8 درصد و اینکه در سال 1404 بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه باشیم، دور از تصور است؟ نمیگویم این روند با سوءنیت بوده و ممکن است با حسن نیت و به قصد خدمت بوده باشد، ولی حاصل کار مطلوب نیست، من معتقدم که این تغییر سیاستها و روشها ما را از آن اهداف دور کرده است».
سید محمد خاتمی در پاسخ به این پرسش که جهت گیری اقتصادی دولت وی چه بوده است، گفت: «من فکر میکنم که در عین حال که با احتیاط میخواستیم کارها جلو برود، در دوره اول ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه طیفها بود، خود من نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها منسجمترین، علمیترین و متناسبترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمیتواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است و نقش مرحوم دکتر عظیمیدر این مورد بزرگ بود».
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: «مارکس میگوید که نظام هگل سرش در زمین و پایش در هوا بود و من آن را اصلاح کردم، صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامه ریزی چنین کاری را انجام دادیم. در این نظام سیاستهای کلی را رهبری باید تعیین کنند و مسائل براساس آن مشخص میشود. ما قبل از تنظیم برنامهها و بودجههای سالانه در یک اقدام کارشناسی گسترده پیشنهاد سیاستهای کلی را تقدیم ایشان میکردیم و ایشان نیز پس از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظر نهایی را میداد و همان مبنای کاربرنامه و بودجه میشد و براساس آن سیاستهای اجرایی و استراتژی برنامهها و تاکتیکها و مشخص میشد».
خاتمی افزود: «معتقد بودیم که باید یک جهش اقتصادی در جامعه داشته باشیم و زیربنای آن باید نیز مشخص باشد. ما نمیتوانیم با پول نفت که در امور جاری صرف میشود، کوچترین گامیبه سوی توسعه و پیشرفت برداریم. زیرساختها باید فراهم شود. این مساله باید مورد بررسی قرار گیرد که در 8 سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و فکر میکنم که قراردادهای 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید سئوال کنیم که آیا آن سرمایهگذاریها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است»؟
وی تاکید کرد: «در زمینه ارتباطات نیز باید گفت که وقتی بنده آمدم، 1500 کیلومتر فیبر نوری به عنوان زیربنای ارتباطات کشور وجود داشت و وقتی رفتم 53 هزار کیلومتر ایجاد شده بود و همچنین طرح تکفا و تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و ... ایجاد شد. در آن دوران زمین خشک عسلویه به پروژهای بزرگ تبدیل شد که حاصل جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی و فعالیت بخش خصوصی بود، در عرصه جهانی نیز سعی میکردیم، حرمت و عزت نظام جمهوری اسلامیو مردم ایران حفظ شود و در عین حال مصالح اساسی کشور را در نظر داشتیم، میکوشیدیم از تنش و بحران جلوگیری شود».
خاتمی تصریح کرد: «پاسخ به این سئوال که آیا در این زمینه ما موفق بودیم یا مدیریت فعلی موفقتر است، کار مشکلی نیست».
رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به گفته یکی از دانشجویان حاضر که دوره خاتمی را دوره گذار نامید، اظهار داشت: «فکر میکنم که 100 سال است در حال گذار هستیم و اتفاقا مساله مهمیاست که اگر به آن توجه نداشته باشیم، شاید دچار مشکل شویم. به نظر من اصلاحات را به آن صورت که در نظر دارم کاملا یک تبار 150-100 ساله دارد و به این صورت است که وقتی جامعه ما که به سنتهای گذشته وابسته بود، با پدیده تمدن جدید روبرو شد که مانند سیل همه جا را میگرفت. این کوشش صورت گرفت که در چنین فضایی جایگاه ملت ایران مشخص شود و من اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی میدانم که در این مدت وجود داشته است و در عین حال مظلومترین جریان هم بودهاست. البته چون جریان تازهای بوده، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است».
وی افزود: «من معتقدم در 100 سال گذشته 3 جریان سنتپرستان، غربپرستان و اصلاحطلبان وجود داشته است. سنتپرستان کسانی بودند که میگفتند چشممان را بر روی دنیا باید ببندیم و همه این تغییرات بیگانه است و نباید بگذاریم که جامعه سنتی تکان بخورد. خیال میکردند که با بخشنامه و فرمان میشود جلوی آن را گرفت. در حالی که آن جریان اگر در را میبندیم، از پنجره وارد میشد. در این فضا غرب پرستان نیز میگفتند که باید همه چیزمان را فدای این موج کنیم و خودمان را از سر تا پا و به لحاظ مادی و معنوی غربی کنیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم و از گذشته که مانع پیشرفت است، ببریم».
محمد خاتمی ادامه داد: «در این وسط جریانی بود که میگفت باید تحولات روزگار را بشناسیم، نمیتوانیم در برابر آنها بیتفاوت باشیم و نمیتوانیم از دستاوردهای تمدن امروز چشم پوشی کنیم. در عین حال یک هویت داریم که عمدتا دینی است. فرهنگ ما متاثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کنیم و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهره مند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاح طلبی را بیان کنیم، اینگونه است».
رییس بنیاد باران با اشاره با خواستههای تاریخی ملت ایران گفت: «در عمق جهت گیری جامعه ما در 100 سال گذشته و در تمام اقشار و طبقات استقلال، آزادی و پیشرفت به عنوان خواسته مطرح بوده است و معتقدم که اصلاح طلبان صادق ترین افرادی بودند که این شعار را میخواستند و هنر انقلاب اسلامی این بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی همسو کرد. امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوستهها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامیقرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامیاستقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است».
خاتمی تاکید کرد: «البته باید اسلام را به گونهای ببنیم که با جمهوریت سازگار باشد و دموکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاح طلبان جز این را نمیخواهند».
وی اظهار داشت: «اگر در جمهوری اسلامی تفکیک قوا نهفته است. اگر سازوکارهایی باشد که تفکیک قوا ایجاد نشود، جمهوری لطمه خورده است. زمینه برای تاثیر رای ملت از بین برود، جمهوری لطمه خورده است و اگر در جمهوری همه ارکان نظام (از رهبری گرفته تا سایر بخشها) مسئول هستند و اعتبارشان را از مردم گرفتهاند و در مقابل آنها مسئول هم هستند، در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر باشد و نیز آزادی در جامعه باید تامین شود».
خاتمی با تاکید بر اصل آزادی گفت: «شما نمیتوانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسئول است، مردم نمیتوانند از حکومت انتقاد کنند. برخلاف برخی که با کمال بیانصافی چنین القا میکنند که آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است. آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دموکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آنکه کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است».
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: «در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخشترین لحظههای زندگی من، روز 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند، ولی سخت اعتراض داشتند. من خودم را پیرو امیرالمومنین میدانم که میفرماید "مقدس نیست، امتی که در او انسان ضعیف در مقابل قوی نتواند حقش را بگیرد، بدون آنکه لکنت زبان داشته باشد." یعنی قدرت نباید به گونهای باشد که وقتی کسی میخواهد سخن بگوید دچار لکنت شود، چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. باید اینقدر امنیت باشد که فرد بتواند با اطمینان در مقابل بالاترین قدرت سخنش را بگوید. من گفتم که اطمینان دارم، کسانی که اعتراض کردند، یک ذره نگرانی از فشار یا دستگیری نداشتند. چه دستاوردی بالاتر از این»؟
سید محمد خاتمی تاکید کرد: «البته من دلم میخواست، همه نظام اینگونه باشند، من رئیس جمهور بودم و در چارچوب خودم میتوانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر میشود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد».
رئیس سابق قوه مجریه پیرامون پیشرفت کشور گفت: «ما منابع و امکانات زیادی داریم و در مقابل خدا و مردم مسئولیم که از آنها استفاده کنیم تا ملت به جایگاه خودش برسد. جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تامین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد، گاه سخن از عدالت میگوییم و آن را هم در اقتصاد صدقهای خلاصه میکنیم. وقتی در آمدهای کشور که باید صرف سرمایه گذاری شود را در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود و فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرتر میشویم».
خاتمی افزود: «این کارها ممکن است که به صورت مسکن موقت کاری کند، اما عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانهها در سالهای دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و سوبسیدها را برداریم، ولی آن را جزو درآمد دولت به حساب نیاوریم و صرف بهبود حاملهای انرژی کنیم و قسمت عمده آن را صرف تامین اجتماعی کنیم که در این راستا وزارت رفاه تامین اجتماعی هم تاسیس شد. ما معتقد بودیم، هم باید سرمایه گذاری شود و هم به صورت زیربنایی توزیع عادلانه شود».
وی با اشاره به تامین اجتماعی گفت: «در دنیا تامین اجتماعی مهمترین وسیله تامین عدالت در جامعه است و به این کار باید توجه شود تا جامعه پیشرفت داشته باشد. برای این هدف هم باید سرمایهگذاری شود و از تکنولوژی خارجی استفاده شود و نیز باید روابط تشنج آمیز با دنیا نداشته باشیم و امکانات آنها را جذب کنیم. اگر میخواهیم، عزت داشته باشیم نباید کسی به ایرانیها اهانت کند و اگر این را میخواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را میخواهد و در عین حال معتقدم که ما جامعهای اسلامیهستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است».
رییس جمهور سابق کشورمان افزود: «البته برخی تفکرات هم وجود دارد که به رای مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف میدانند. بنده آنها را قبول ندارم، مورد قبول امام (ره) و قانون اساسی هم نبوده است. اسلامیکه بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با اینها سازگار است و مانع آنها نیست. اگر ما در این جهت کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص کنیم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگر اصلاح طلبان ببینند که نمیتوانند از این حقوق و جهات دفاع کنند به چه دلیل وارد صحنه شوند»؟
محمد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی در خصوص مفهوم امت و ملت گفت: «به نظر من هیچ منافاتی بین امت و ملت وجود ندارد. امت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در ذیل آن قرار میگیرند و اینکه امت منشاء حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه معتقدیم که هنگام ظهور امام معصوم موید من عندالله این امر میسر میشود. بارها گفتهام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمیکند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رای دادند و جمهوری اسلامیدر کشور ایران و در چارچوب ملت ایران شکل گرفت».
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه ملت ایران فقط مسلمانان را شامل نمیشود، گفت: «ملت؛ مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان... را هم شامل میشود که به شرط آنکه نظام را قبول داشته باشند و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیتهای دینی هم حضور دارند و آراء هریک از آن اقلیتها ممکن است که در تصویب یک قانون موثر باشد. این حرمتی است که نظام اسلامیبرای اقلیتها قائل شده است. همچنین ملت همه اقشار را شامل میشود. مجلس شورای اسلامی یعنی اینکه به رای ملت و تصمیم آنها حرمت گذاشته میشود و امری اصیل است».
خاتمی افزود: «ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم در صدور انقلاب موفق بودهایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی را بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادیهای اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایهها و فن آوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامیو غیره میشود».
رئیس جمهور سابق کشورمان در پاسخ به سوالی در خصوص پیش بینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: «اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملت و واقعیتهای موجود باشد، مسیری که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیت طی میکند، بسیار کم هزینهتر و سریعتر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینهها زیاد خواهد شد. ولی معتقدم، مسیر ملت با آنچه در صدساله گذشته طی کرده، تغییری نخواهد کرد».
وی تاکید کرد: «مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام "خواست تاریخی ملت" و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس. اگر متغیر را مصلحت جامعه قرار دهیم و در مسیر رشد آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریعتر و سالمتر به مقصد میرسیم و اگر خواستیم، سلیقههای خاص را اصل بدانیم و بخواهیم که همه جامعه تابع آن باشند، ممکن است که با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز میکند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است. در الگوی مورد نظر من تابع جای متغیر را نمیگیرد».
خاتمی در پاسخ به سوال یکی دانشجویان که نظر وی را پیرامون جنبش دانشجویی در ایران جویا شد، اظهار داشت: «جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه هم زبانی پیدا کند».
وی افزود: «عدهای در کشور ما بودند که انسانهای خوبی بودند، اما سنتپرست بودند و زبان زمان را نمیفهمیدند و با چیزی که در جامعه میگذشت، نتوانستند هم زبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه -چه سنتی چه روشنفکر- نتواند هم زبانی و همراهی ایجاد کند، هیچ تحولی را در آن جامعه نمیتواند ایجاد کند».
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اصلا این ضرورت تاریخی بود که پدیدهای به نام "روشنفکری دینی" پدید آمد، گفت: «روشنفکر دینی یعنی کسی که میتواند الزامات زمان را بفهمد، در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر میتوانند این هم زبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدونتر میتوانند بحث کنند. سنتیها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجمتر میتوانند فکر و عمل کنند».
سیدمحمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، میتواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: «آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه میرسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندیها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است».
وی افزود: «در کشورهای جهان سوم نوعا یا باید در حکومت بود و یا در اپوزسیون که سرکوب میشود و در گوشهای که کسی صدایشان را نشنود و این یک تناقض سنگین ولی قابل حل است».
رئیس جمهور سابق کشورمان در پایان این دیدار که با سخنان و پرسشهای دانشجویان همراه بود، گفت: «جنبش دانشجویی ما تابع وضعیت تاریخی ماست و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافتهای داشتهایم. حرکتهایی وجود داشته است و همانگونهای که روشنفکران وقتی مجالی مییابند، به جان هم میافتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خوردهایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیتها از ناحیه بیرون بیشتر شود و در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلومترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت».