کد خبر: ۷۷۸۶۷
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۹:۰۱
هنوز سینمای ایران کلی با تو کار داشت
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: رضا کیانیان در نامه‌ای خطاب به خسرو شکیبایی نوشته است: «هنوز سینمای ایران کلی با تو کار داشت».

به گزارش سرویس هنر آفتاب، به نقل از ایسنا، این بازیگر سینما و تئاتر ایران در پی درگذشت خسرو شکیبایی در نوشتاری آورده است:

«سلام خسرو جان

بی‌خبر گذاشتی و رفتی. بدون خداحافظی!

دو هفته پیش هم که آخرین جایزه‌ات رو گرفتی، روی صحنه لام تا کام حرف نزدی. از گوشه صحنه اومدی بالا و آروم جایزه‌ات را گرفتی؛ برای سی سال حضور پرشور و شوقت در سینمایی که این روزها چندان شور و شوقی در آن نیست.

فقط لبخند زدی و رفتی پایین و لای جمعیت گم شدی. خوب اگه قرار بود بری و پشت سرت رو هم نگاه نکنی، چند کلمه‌ای برای ما که پشت سرت بودیم، حرف می‌زدی!

یادمه وقتی آمدی رو صحنه، حالت خوب بود.

آخه یکی دو بار دیگه که این اواخر روی صحنه اومدی و دیدمت، حالت زیاد خوب نبود. ولی این دفعه، همه خوشحال شدیم. فقط نمی‌دونستیم داری میری. نمی‌دونم خودت می‌دونستی یا نه.

می‌گن آدمای خوب قبل از رفتن، حال‌شون خیلی خوب می‌شه؛ چون دارن می‌رن یه جای خوب. ما از کجا باید می‌فهمیدیم که این حال خوب نشانه‌ چیه؟ همیشه بعد از این‌که اتفاق می‌افته، می‌فهمیم. ولی فکر کنم خودت می‌دونستی؛ چون هیچی نگفتی و اون‌جوری فقط لبخند زدی. شاید داشتی خداحافظی می‌کردی و ما نمی‌فهمیدیم. ولی چه خداحافظی باشکوهی! 

خیلی‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظی کنن؛ اما نمی‌تونن. شاید هم اون لبخند همین معنا رو داشت. شاید اگر حرف می‌زدی، همه‌ خداحافظی‌ات می‌شد همون چند تا کلمه؛ ولی چون همیشه شاعر بودی، فقط مهربان و با سپاس نگاه کردی و لبخند زدی. حالا که فکر می‌کنم، می‌فهمم این‌جوری بیش‌تر حرف زدی.

من هی باید از تو یاد بگیرم. یادته سال‌ها پیش وقتی از مشهد به تهران آمدم، تو روی صحنه‌های تئاتر می‌درخشیدی. من کلی دویدم تا روی صحنه بیام و دیده بشم.

بعدها هم که تو روی پرده سینماها می‌درخشیدی، باز هم من کلی دویدم تا روی پرده بیام و دیده بشم.

یادته من اولین فیلمم رو که بازی کردم، تو «هامون» بودی. من یادمه که در فیلم «کیمیا»، دست منو می‌گرفتی. کلی حال می‌دادی که رو بیام و دیده بشم. بعد هم فقط یک بار دیگه شانس داشتم در کنار تو بازی کنم؛ تو فیلم «درد مشترک»، چه بامسما.

ارتباط من با تو، مثل کوهنوردها با کوه‌هاست. هر قله‌ای رو که فتح می‌کنن، می‌بینن پشتش یه قله‌ بلندتر هست. من هرچی می‌دوم، تو یه قدم جلوتری؛ مثل الآن. جلوتری دیگه عموجون. رفتی اون‌ور. نمی‌دونم چقدر دیگه باید بدوم تا به اون‌ور برسم، تازه نمی‌دونم در چه وضعیتی میام اون‌ور.

پس از اون‌ور یه دعایی برای من بکن. میگن دعای اون‌وری‌ها برای این‌وری‌ها زودتر مستجاب می‌شه. این‌جوری که تو رفتی، کلی «خدابیامرزی» و «یادش بخیر» و «حال‌های خوب» و «یادهای خوب» و .. بدرقه‌ راهته.

من که شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشی، یه نگاهی به این‌ور بندازی می‌بینی.

دست پر رفتی دیگه. می‌بینی چقدر از من جلوتری! کلی باید بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.

البته جات پیش ما خالیه. هنوز سینمای ایران کلی با تو کار داشت. ولی خوب مثل به دنیا آمدنه دیگه. موقعش که برسه، باید متولد بشیم. ما یه تولد رو دیدیم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارک.

می‌دونم اون‌جا کلی از بر و بچه‌های سینما و تئاتر اومدن پیشوازت. حتما کلی هم تدارک دیدن.

ما که اون دنیا به بازیگری‌مون ادامه می‌دیم. اون‌جا هم حتما نمایش هست. اون‌وری‌هام حتما به سرگرمی احتیاج دارن. پس اون‌جا بی‌کار نمی‌مونیم. وقتی مردم رو سرگرم می‌کنیم و حال‌شون خوب می‌شه. یه خدابیامرزی به ما و پدر و مادرمون می‌گن دیگه. وقتی مردم تو خیابون تو رو می‌دیدند و بی‌اختیار لبخند می‌زدند، خودش خدابیامرزیه دیگه. وقتی مردم می‌فهمن که تو رفتی و دیگه میون ما نیستی، گریه می‌کنن و جاتو خالی می‌کنن، خدابیامورزیه دیگه.

می‌بینی خدا چه لطفی به تو داشته که این موقعیت و جایگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحویلت می‌گیره و می‌بردت روی صحنه‌ها و پرده‌های اون‌جا، که بازم مردم اون‌ور ببیننت و حال‌شون بهتر بشه و خدابیامرزی ادامه داشته باشه.

به امید دیدار

رضا کیانیان»
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۱۰
ناشناس
|
-
|
۰۳:۲۱ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
در گذشت خسرو شکیبایی؛هنرمندی که شاید دیگر هیچ گاه در تاریخ سینما فردی همچون او حضور پیدا نکند و ندرخشد را به عموم هموطنان عزیز تسلیت عرض می کنم..روحش شاد و یادش گرامی باد... چه قدر بد که قدرشو ندونستیم و او به همین سادگی ما را از نقش آفرینی زیبایش محروم کرد... به سادگی یک لبخند.. خیلی دوستش داشتم
اخبارتون و مطلاب عالي داريد...
ممنونم..
پاينده باشيد و سپاسگزارم....
ناشناس
|
-
|
۰۳:۱۴ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
خسرو شکیبایی یعنی تداعی لحظه های شیرین سال های نه خیلی دور ولیکن خیلی غریب و شیرین گذشته و دوران بلوغ و نوجوانی من و مطمئنا هم نسلان ایرانی من که تو خونۀ سبزیاد گرفتند که وقتی قهر میکنیم نمیتونیم حرف نزنیم و خونه جایی یه که هیچکس حق ندارد هیچ غمی را به تنهایی تحمل کنه، حرفایی که این روزا بیشتر به دلامون میشینه و بیشتر دلتنگشون هستیم ...... استاد شکیبایی عزیزم مطمئنم که الان یه جایی هستی ، سبز ! سسسسبز سبز سبز!
این ادای احترام فقط احساس وظیفه ای ست من باب بر آوردن یک دین نسبت به شمایی که لحظه ها رو برای ما تبدیل به خاطره کردی و در اون روزها بر روی ذهن تاثیر پذیر و خمیرگونه ما احساس های خوب و عشق ورزیدن رو حک کردی .....احترام و علاقه خالصانه من و هم نسلان من رو پذیرا باش....دوستت دارم
حتما روزی برای فرزندانمان از هنرمندانی که در سرزمینمان داشته ایم با افتخار خواهیم گفت.
هوای حوصله ابری ست...دلم به اندازه ابرهای آذر ماه گرفته است...
ناشناس
|
-
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
مثل هميشه باور كردن چنين خبري سخت است!
فكر مي كنيد چند روز ديگر فراموش ميكنيم؟!!!
من براي خودم متاسفم كه قدر نميدانم!!!
خدايا رحمت كن آن عزيز را كه نميدانم چطور نامش را به سوگ مينشينيم؟!
به خانواده او و اهالي غمگين سينما تسليت مي گويم.
ناشناس
|
-
|
۰۹:۵۵ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
سلام دوستان
بهترين ها و بزرگترين ها نيز ميروند
مهم ياد نيكو و خوب رفتن است
نماز شب اول قبرش فراموش نشود
اي كاش اين ياد داشت به دست رضا كيانيان ميرسيد
ميخواستم به ايشان بگويم آري همه ما رفتني هستيم
به گواه قران كريم همه ما ميرويمو در آخرت آرام ميگيريم

ميتوان در تمام زندگي مثل اين چند روزي كه همه در سوگند رفتار كرد؟ آيا ميتوان هميشه به يا دمرگ بود و از گناه و بدي و عذاب دوري كرد؟

آري الان همه در شوك و غم هستند و به ياد آخرت اما دوستان من هنر اينست كه هميشه به ياد آخرت و اعمال بود نه؟
نه فقط مقطعي و زود گذر
به راستي هنرمند واقعي كسي است كه بتواند در اين دنياي زننده و پر زه گناه خودش را حفظ كند نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تسليت
يا علي
ناشناس
|
-
|
۱۰:۴۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
شماروبخدارضاکیانیان عزیز ،دلمون داره می ترکه ازغصه رفتن اون شکیبای مهربون،از موندن بگین وازدلخوشیهاتون ،ازاینکه چقدرقدرتونومی دونند!،چقدربهتون توجه می کنند!!
ماکه دوستتون داریم !مافقط کارای خوبتونومی بینیم وشادمی شیم وبه خودمی بالیم که چه هنرمندان بزرگی رادراین کشورداریم وآرزوی دیدن شماراهمیشه دردل داریم .

دوست داشتم تموم گلهای شقایق ورز واقاقیای دنیاروداشتم وبه پای شماهامی ریختم.آقای عزیز چه خوب گفتی ازخسروخوبان که باورنمی کنم رفتنش را،سخت ازاین خبردلتنگم
ناشناس
|
-
|
۱۱:۰۹ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
سپاس فراوان از اين همه احساس محبت و تشكر از شما بابت اين همه ابراز محبت نسبت به خسرو شكيبايي عزيز . خداوند غريق رحمت واسعه خودش قرار دهد و براي او آمرزش و طلب مغفرت خواستارم.
ناشناس
|
-
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
فقط ميتونم بگم كه هممون به ايشون كه اسطوره هنر بودن مديونيم.
پس براي شادي روحشون از خداوند بزرگ طلب مغفرت كنيم و امشب براشون حتما نماز ليله الدفن بخونيم.
آقاي شكيبايي خوش به سعادتتون كه خدا بهتون اين توفيق رو داده كه همه براتون دعا كنند.
شما را به خود خدا ميسپاريم. سفر به خير و بدرود
ناشناس
|
-
|
۱۴:۰۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
وقتي جمعه ظهر خبرپروازتو شنيدم باورم نشد .تا اينكه با يكي از دوستام تماس گرفتم و از او جويا شدم .نمي تونستم باور كنم كه باز هم يكي ديگه از ستاره ها به سوي خدا رفت . بغض عميقي راه گلومو كرفته بود . هنوز روزي روزگاري و خانه سبز ازيادمون نرفته .رفتي .ولي هنوز در دل ما جا داري . به قول رامبد جوان دوست نداشتي هيچوقت كلمه خداحافظي رو به كار ببري .منم باهات خداحافظي نمي كنم فقط ميگم سلام منو به همه خوبا كه الان پيششوني برسون . به اميد ديدار دوباره
ناشناس
|
-
|
۲۲:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
خسرو جان هنوز باورم نميشه كه رفتي
صبح روز 28بود...داشتم يكي از زيباترين بازيهات را ميديدم...(چه كسي امير را كشت؟)
تلفن زنگ زد و خبر رفتن تو چون پتكي بر سرم كوبيده شد.
مي خواهم باهات حرف بزنم ولي كلامم قادر به بيان احساساتم نيست
فقط اين را بدون كه هر لحظه از بازي تو مرا به شوق اورده و به تحسين واداشته
خدايا تو كه بهتر از هركسي مي دونستي تءاترما تلويزيون ما وسينماي ما فقط وفقط يك خسرو شكيبايي داشت!!!
ناشناس
|
-
|
۰۷:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
کاش یه جایی بودکه ازسانسورخبری نبود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین