جنجال آفساید و فیلمنامه دختر پسر نما
به گزارش آفتاب نیوز، در سال ١٣٧٦ خبري در يكي از روزنامهها خواندم مبني بر دستگيري دختراني كه با لباس پسرانه به استاديوم براي تماشاي بازي استقلال و پرسپوليس رفتهاند. با توجه به اينكه خود سابقه بازي در تيمهاي فوتبال را داشتم ماجرا برايم جذاب شد و از آن تاريخ شروع كردم به مطالعه و تحقيق درباره ي موضوع که مدت ٣ سال طول كشيد تا اولين نسخه فيلمنامه شيرين آماده شد.
در تاريخ 30 مرداد 1379 اين فيلمنامه در بانك فيلمنامهي ايران به ثبت قانوني رسيد. چند روز بعد سيدمحمد قاضي اولين تهيه كننده اي بود كه براي ساخت اين فيلم اعلام آمادگي كرد و در تاريخ 15 شهريور سال 1379 با واريز مبلغ يك ميليون تومان به حساب بنياد سينمايي فارابي در تاريخ 15 اسفند سال 1379 در نوبت تحويل وسايل فيلمبرداري قرار گرفتيم و از ادارهي نظارت و ارزشيابي وقت، رسما تقاضاي پروانه ساخت كرديم.
آن موقع آقاي باقرنژاد سرپرست اداره نظارت بود و بهر صورت عليرغم تلاش به عمل آمده ، ايشان و همكارانش پروژه شيرين را به لحاظ محتوايي نپسنديدند و به بنده و آقاي سيدمحمد قاضي پروانه ساخت ندادند! آن موقعها، بنده با آقاي حميد جمدر در فاربي جلسات متعددي دربارهي فيلمنامه داشتيم و در جهت اصلاح و رفع معايب و محكم شدن ساختمان فيلمنامه تلاش زيادي كردم ولي مسئولين وقت بنياد سينمايي نيز هيچ حمايتي از آن نكردند و مرا تنهاي تنها گذاشتند.
آن موقعها، درب خانهي هر مسئول مسلمان و بچه مسلماني را زدم نه تنها درب خانهاش را به رويم باز نكرد بلكه به هر طريقي كه ميتوانست سنگ و مانع بسيار سخت پيش پايم گذاشت و كاري كرد كه من نتوانم از آن عبور كنم ولي از آنجايي كه من هميشه به خدا و بعضي از انسانهاي باشرفي كه خدا سر راهم قرار مي دهد و به تلاش خودم وابسته هستم دست از سعي و كوشش برنداشتم و در سال ١٣٨١ سرمايهگذار و تهيهكننده براي سناريو شيرين پيدا كردم.
در تاريخ 10 مهر سال 1381 سرانجام براي آن پروانه ساخت گرفتم و تا مرحلهي انتخاب بازيگران و عوامل پيش رفتم ولي باز هم امواج منفي و آدمهاي منفي مانع از انجام كار شدند.
در اين مدت باز هم فيلمنامه بازنويسي شد. با آقاي مهدي ميامي نزد آقاي كامبوزيا پرتوي رفتيم و دو بار فيلمنامه را با نظر ايشان بازنويسي كردم. هر كاري كردم كه به توليد برسد نشد كه نشد. هر مانعي كه بوجود ميآمد با توكل به خداي مهربان آنها را از ميان برميداشتم .
به هر صورت من باز هم تلاش كردم و اينبار در موسسه رسانه هاي تصويري در تاريخ 8 اسفند 1382 قرارداد توليد فيلمنامهي شيرين را بستم و باز هم تلاش و باز هم موج منفي و باز هم بنبست! به همهي تهيهكنندهها و همهي مراكز سينمايي و به همه شبكههاي تلويزيون مراجعه كردم.
آخرين بار به سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري و به نزد آقاي محمدرضا محمدي كه تهيهكنندهي فيلمنامهي آقاي جعفر پناهي است مراجعه كردم. آقاي محمدي سناريو را خواند و خوشش آمد و از من برآورد مالي خواست. برآورد كردم و بردم شش ماه رفتم و آمدم.حسين خورشيدي و هاشمزاده و ديگران سناريو را خواندند و بحث كرديم. سرانجام در تاريخ 31 تير 1382 گفتند كه در الويت ساخت قرار نگرفته است.
سرتان را درد نياورم. هر كاري كه يك بچه مسلمان معتقدم و پرتلاش جنوب شهري بايد انجام ميداد من هم انجام دادم ولي نشد كه نشد. اين اواخر با چند اسپانسر و باشگاه استقلال و پيروزي و يكي از تهيهكنندگان محترم صحبت كرم و شرايط جديدي براي توليد آن فراهم نمودم كه متاسفانه متوجه شدم كه آقاي جعفر پناهي مضمون وايدهي اصلي سناريوي شيرين را با همان هدفي كه من داشتم دستمايهي كار قرار داده و فيلمي از روي آن ساخته است.
من چند سوال از ايشان و ديگران و از وجدان بيدار جامعه و منتقدان دارم.
١ - آقاي جعفر پناهي يا مسئولين حوزه هنري خصوصا آقاي «محمدرضا محمدي» توضيح بدهند كه فيلمنامه جامجهاني( آفسايد) كه در حوزه هنري تصويب شده چند دقيقه ميباشد و قصهي كارگردانش چيست؟
٢ - آقاي جعفر پناهي توضيح بدهند كه فيلمنامهاش را در چه تاريخي و در كجا ثبت كرده است؟
٣ - آقاي جعفر پناهي توضيح بدهند كه آيا به صورت قانوني از وزارت محترم ارشاد پروانه ساخت گرفته اند يا خير ؟
٤ - آقاي پناهي بگويند آيا قانومندي و اجراي قانون و تبعيت از قانون خوب است يا نه؟
٥ - آقاي پناهي توضيح بدهند اگر كسي با خودش اينگونه رفتار كند و اثر ادبي او را سرقت كند خوب است يا بد؟
٦ - مسئولين سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري كه البته به اشتباه خود اقرار كردهاند توضيح بدهند فلسفه وجودي اين سازمان اخلاقگرايي و قانون محوري ميباشد يا ضد آن!
٧ - همهي مسئولين عزيز، همهي هنرمندان همهي متفكران، همه انديشمندان، همهي انسانها و شخص آقاي جعفر پناهي توضيح بدهد كه آيا عدالت و برابري و محبت و دوستي و پاكي و صدق و صفا و تلاش صادقانه و مهرورزي و دوست داشتن ديگران و قانون و كمك به ديگران خوب است يا نه!!!
اگر بد است كه بد است، ولي اگر خوب است من از همهي انسانهاي با وجدان و با شرف اين مرز و بوم تقاضاي اجراي قانون و برابري و مساوات را دارم و از آنها ميخواهم كه نگذارند زحمات ده سالهي كسي كه فقط خدا را دارد و به شدت وابسته به سعي و تلاش خود و بچهي جنوب شهر است ضايع شود ... .