
آفتاب: در اینجا – البته – قصد برخوردی فرا آرمانی با پدیدهی صیادی را نداریم، بلكه حیرت و افسوس از این است كه چگونه ما آدمها میتوانیم تا این درجه افراط گر، بیملاحظه و سنگدل بوده و در مهار آزمندی جنونآمیز خویش را ناتوان و عاجز نشان دهیم كه هیچ؛ عكس یادگاری نیز در قتلگاه نهنگها گرفته و چنان به آفرینش دریای خون غره باشیم كه در برابر دوربین، چون فاتحان كلیمانجارو لبخند بزنیم؟!
شكارچیان یا صیادانی كه اینگونه فاجعهبار و شنیع به كشتار جانداران میپردازند، بسیار بسیار بیشتر از آنانی مستعد تشدید بیعدالتی و ناامنی و رواج خونریزی در جهان هستند تا آن مردمانی كه هنوز نجوایشان این است كه: «سبزهای را بكنم، خواهم مُرد … هم آنانی كه هنوز باورشان این است كه نباید آب را گل كرد، شاید در فرودست كفتری میخورد آب …»
نوشته: محمد درویش