پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۷۹۵۹
۱۶:۳۰
۱۳۸۴/۰۵/۰۳

فقر فكر هسته اي

۱۶:۳۰
۱۳۸۴/۰۵/۰۳
به گزارش آفتاب نیوز،
برخي ناآگاهانه تصور مي كنند كه تيم هسته اي، سكاندار ديپلماسي هسته اي كشور است، در حالي كه به حسب ضوابط و مصوبات موجود، حتي در جزئيات اجرايي نيز ، نظرات رهبري و رئيس جمهوري اكيداً دخيل است. رهبر معظم، خود در گفتگو با اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي سراسر كشور، خاطرنشان كرد كه موضوع را «به طور كامل و همه جانبه»، تحت نظارت دارد. اين شواهد گوياي آن است كه بحران هسته اي، مسئله اي ملي بوده و نظام با كليّت خود، به مصاف آن رفته و بنابراين بحث سلايق و علايق اشخاص گوناگون، اساساً منتفي است. رويكرد نظام در عين حال نشان داد كه تجربيات خوبي كه در اين بيست واندي سال به دست آمده، نظام را بلوغ كافي رسانده تا آنجا كه به خوبي مي داند در قبال بحرانها چگونه برخورد كند.
يك سايت داخلي كه نوعاً مواضع تند روانه اي را در قبال مسائل هسته اي دارد، با بيان اينكه هيچ كس در دنيا نمي داند كه تيم طرف اروپايي مذاكره كننده كيست، به تيم مذاكره كننده ايراني ايراد گرفته كه چرا از آنها ياد نمي گيرند و پنهان كارانه و يا با سكوت برخورد نمي كنند!
اين سايت همچنين تيم مذاكره كننده ايراني را داراي نقاط ضعف دانسته و يكي از دلايل پيشنهاد مخفي نگاهداشتن مشخصات تيم ملي هسته اي را جلوگيري از سوء استفاده سرويسهاي امنيتي غرب، خوانده است (اين سايت در حالي تيم مذاكره كننده ملي را از بابت انجام مصاحبه ها زير سؤال برده است كه پيش از اين همواره از مسئولين انتقاد مي كرد كه چرا سكوت مي كنند و مردم را در جريان حقايق نمي گذارند و در مواردي حتي سكوتهاي مقطعي را حمل بر «زد و بند» مي كرد!).
سايت مذكور همچنين برخلاف ديدگاه سابق خود كه وجود اختلاف ميان آمريكا و اروپا را بر نمي تابيد، اين بار قائل به شكاف عميق ميان آنها شده به گونه اي كه از قول يك كارشناس هسته اي مي گويد: از كجا معلوم كه در تيم مذاكره كننده اروپايي، تعدادي آمريكايي بيايند و بنشينند و در جريان مذاكرات قرار بگيرند....
با اين مقدمات، فكر مي كنم ذكر چند نكته روشنگر، بتواند براي خوانندگان محترم مفيد باشد:
1- پس از بازديد نطنز و گزارش البرادعي و صدور اولين قطعنامه ي منفي در شهريور 82 عليه ايران (و تبليغات منفي كه توسط آمريكا در دنيا عليه ايران صورت مي گرفت)، ايران با توجه به اجماعي كه پيرامون پرونده هاي هسته اي ايران شكل گرفته بود، يك سياست چند منظوره را در قالب ديپلماسي تعامل سازنده ومؤثر طراحي كرد تا ضمن فرونشاندن تهديدات و اتهامات، به حفظ فن آوري هسته اي نيز اهتمام ورزد. در اين راستا، باتوجه به شرايط زماني و مقدورات كشور، اروپا براي مذاكره با ايران انتخاب شد. مهّم ترين كاري كه ايران در آن مقطع مي توانست انجام دهد، استفاده از اهرم اروپا بود كه بعد از حوادث 11 سپتامبر قصد داشت به عنوان يك بازيگر مؤثر در خاورميانه، نقش آفريني كند.
2- اروپا و آمريكا اختلاف استراتژيك ندارند. اختلافات آنها عمدتآً تاكتيكي است (و همين اختلاف تاكتيكي، فرصت بازيگري را براي ديپلماسي موفق هسته اي ايران تاكنون پديد آورده است). در اوايل دهه ي 90 هم كه ايران استراتژي رابطه با اروپا را تنظيم مي كرد، براي ايران محرز شده بود كه اروپا و آمريكا اختلافاتشان در حوزه هاي تاكتيكي است و نه استراتژيكي. همان موقع كه آمريكاييها سياست تحريم، برخورد و انزواي ايران را در پيش گرفته بودند، اروپاييها سياست گفتگوي انتقادي را با ما دنبال مي كردند. ايران همواره به اين مسئله آگاهي داشته است كه آمريكا و اروپا در برابر موضوع هسته اي ايران در اصل اختلافي ندارند و در نهايت قصد هر دو مهار فن آوري هسته اي ايران است. اين وحدت استراتژيك تا به حدي است كه ممكن است در آينده خط قرمز ايران باخواست اروپا مبني بر اينكه ايران كليه فعاليتهاي غني سازي خود را كنار بگذارد تصادم نموده و به چالش عمده بين طرفين تبديل شود؛ چرا كه در نهايت، فن آوري هسته اي ايران، تهديدي براي منافع هر دو (اروپا و آمريكا) مخصوصاً در خاورميانه خواهد بود و ديگر اينكه از نگاه آنها، ايران مي تواند در آينده، الگويي براي ساير كشورهاي منطقه باشد و اين چيزي است كه آمريكا و اروپا به خاطرمنافعي كه دارند، به هيچ وجه خواهان آن نيستند. بنابراين بديهي بود كه در تحت چنان شرايطي ايران ترجيح داد تا براي حل بحران هسته اي، در انتخاب بين دوگزينه ي بد و بدتر با طرف اروپايي وارد مذاكره شود و به توافقاتي برسد (طنز قضيه آنجاست كه برخي از آقايان كه سابقه بسيار راديكالي و ضد آمريكايي دارند، اكنون از آن سوي بام افتاده و رفتار نظام را زير سؤال مي برند كه چرا به جاي اروپا، آمريكا را به عنوان مذاكره انتخاب نكرده است!).
3- براي گذر از بحران - براي اولين بار در ايران- تيمي براي مديريت و ايجاد اجماع در داخل شكل گرفت و توانست در راستاي تأمين منافع ملي، گام بردارد؛ اجماعي كه به تدريج در نظام تصميم گيري سياست خارجي ايران به عنوان يك رويه و روند مطرح شد و ايران توانست براي نخستين بار به صورت جدّي در مذاكرات هسته اي از موضع فعالانه، خواستهاي بر حق و توجيه پذير خود را به رهبران و افكار عمومي دنيا منتقل كند. ايران با احترام به مقررات بين المللي، توانست در راستاي حفظ منافع ملي، دست به اعتماد سازي در برنامه هاي هسته اي اش بزند تا بدين وسيله به جهانيان ثابت شود كه توان هسته اي ايران در راستاي اهداف صلح آميز است و با حضور فعال در جوامع بين المللي و سازمانهاي بين المللي، مانع هرگونه اجماع جهاني عليه ايران گرديد. اين در حالي اتفاق مي افتاد كه سياست خارجي ايران به دليل ماهيت انقلابي و ايدئولوژيكش در دنيا هميشه زير سؤال قرار داشت. همه شاهد بوديم كه از دستاوردهاي اين ديپلماسي، برانگيخته شدن تحسين جهان بود؛ به طوري كه بعد از بيانيه تهران، سران بسياري از كشورهاي دوست، ايران را به دليل تدبيرگري و درايت در بحران هسته اي ستودند.
4- تيم مذاكره كننده اروپايي كيست؟ پاسخ اين سؤال را همه رسانه هاي بين المللي و داخلي و ديپلماتها مي دانند. طرف مذاكره ما تيمي متشكل از معاونين و مديران كل وزارت خارجه ها هستند، بنابراين، برخلاف تلقي اين سايت، اشخاص مذاكره كننده، كاملاً مشخص و معلوم بوده و ابداً مخفي نيستند (ضمنآً اين استدلال سايت مذكور كه چون طرف اروپايي، تيمي 18 نفره دارد، ما نيز بايد تعداد را از 5 نفر به 15 نفر برسانيم، نشان از نشناختن نفس مذاكره ديپلماتيك دارد. اين سايت در اسفند ماه 83 نيز از مقامات كشور خواسته بود كه چون تيم مذاكره كننده كره جنوبي 59 نفر هستند، ما نيز تعداد مذاكره كنندگان خود را به 4 برابر افزايش دهيم!)
5- فرق ما و اروپاييها به لحاظ رسانه اي در قضيه هسته اي چيست؟ مسئله پرونده هسته اي ايران، براي ايرانيان بيش از اروپاييان اهميت دارد. در واقع اروپا يكي از دهها مسئله اي كه با جهان پيرامون خود دارد، پرونده هسته اي ايران است، در حالي كه ايرانيان، در اين قضيه با يكي از بزرگ ترين بحرانهاي كشور در دهه هاي اخير مواجه اند. بنابراين طبيعي است كه نوع برخورد دو طرف يكسان نباشد.
6- جامعه ايراني، گفتمان گرا است. اين جامعه در مسائل حساس، به ديالوگ دست مي يازد. در پرونده هسته اي دو نوع ديالوگ: مردم و تيم هسته اي، و مردم با مردم شكل گرفت و رسانه ها نيز نقش واسطه را به خوبي ايفا كردند. البته برخي از رسانه هاي تندرو، عملاً بر كفه طرف مقابل مي افزودند و مطالباتي را مطرح مي كردند كه به راستي تضعيف كننده موضع ملي ايرانيان در مقابل اروپاييان بود؛ به عنوان مثال، رسانه هاي تندرو، اصرار بر افشاء مسائلي داشتند كه افشا زود هنگام آن عملاً به خوانده شدن دست خوديها در مقابل رقيب منجر مي گرديد. با اين همه، از اين ناشيگريهاي جزئي كه بگذريم، بايد اذعان كرد كه برخورد با مسائل هسته اي از سوي ملت و رسانه هاي ملت گرا، كاملاً معقولانه و در راستاي منافع مملكت بود.
7- سايت فوق الذكر، مخفي بودن تيم مذاكره كننده اروپايي را قطعي فرض كرده و سپس از قول يك كارشناس، نتيجه گيري مي كند كه ما نيز بايد اعضاي تيم مذاكره را مخفي نگه داريم تا خداي ناكرده، سرويسهاي امنيتي غرب، سراغ آنها نروند و از نقاط ضعف شان استفاده نكنند! ظاهراً كارشناس مذكور غافل بوده است كه اولاً مخفي نگه داشتن مشخصات اعضاي مذاكره كننده – در حالي كه جملگي از ديپلماتهاي سرشناس كشورمان هستند – اگر از ديد رسانه ها عملي باشد، به لحاظ ديپلماتيك غير عملي است؛ ثانيآُ؛ نمايندگان دولت مقتدر و با نام نشاني مثل دولت ما چگونه مي تواند مانند نمايندگان تروريستهاي زيرزميني كه در پشت نقاب پنهان كاري، خود را مخفي مي كنند، به مذاكره بپردازند؟ دنيا در آن صورت به ما چگونه نگاه خواهد كرد؟ علاوه بر اين، آيا اين خود اهانت بزرگي به نظام جمهوري اسلامي نيست كه گفته مي شود تيم منتخب اش آكنده از نقاط ضعفي است كه مي تواند مورد سوء استفاده بيگانگان باشد؟ آيا متوجه هستيم كه تيم منتخب نظام، از فرزندان صديق انقلاب و ملت اند و درست نيست كه چنين بي پروا درباره تيم ملي خود، سخن بگوييم؟ و آيا اصلاً بهتر نيست قبل از داوري- آن هم درخصوص جدالي چنين سرنوشت ساز- از دانش هسته اي وديپلماتيك خود، اطمينان حاصل كرده باشيم؟
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha