نقش كمرنگ پدران در خانواده هاي امروزي
پدران ديگر ابهت گذشته را ندارند
به گزارش آفتاب نیوز، 
بعد از انقلاب صنعتی و گسترش صنایع خانگی، نقش سنتی "زن و مرد" در خانواده دستخوش تغییرات گسترده ای شد و بعد از آن که زن در تولید اقتصادی مشارکت کرد و توانست بخشی از مخارج خانواده را تامین کند، یکی از مهمترین عوامل قدرت پدران که "یگانگی آنها در تامین معاش" بود از بین رفت.
به علت آنکه بسیاری از مردان راه های ارتباطی لازم برای تعامل با همسران خود را نیاموخته اند و روابط "عاطفی و جنسی" مناسبی بین زن و شوهر وجود ندارد این امر موجب نارضایتی زوجین از زندگی مشترک شده و کم کاری، اهمال و تضعیف نقش تربیتی آنها را فراهم آورده است.
در حال حاضر برخی از مردان ترجیح می دهند در بیرون از خانه باشند و زنان نیز خود را با کارهای روزمره و ارتباط با اطرافیان سرگرم کرده اند و در این میان فرزندان خانواده دچار نوعی تعارض ارزشی شده و نمی توانند ارتباط مناسب را با والدین برقرار کنند این امر باعث ضعیف شدن هنجارها و ارزشهای خانوادگی شده است.
در شرایط اقتصادی کشور با توجه به آنکه بخشی از وظیفه مردان تامین معاش خانواده است، پدران به شدت نگران آتیه مالی خانواده خود هستند و بیشتر توان آنها صرف تامین مایحتاج اولیه زندگی می شود و بنابراین تعادل روحی و روانی لازم برای ایجاد ارتباط سازنده با فرزندان در این حالت از بین می رود.
به اعتقاد کارشناسان بسیاری از ناهنجاری های رفتاری شیوع یافته در میان قشر جوان چون فرار دختران، افزایش اعتیاد، افزایش فحشا و غیره از ضعیف شدن نقش والدین در خانواده ها ناشی می شود.
دکتر "علی مقدم" جامعه شناس در این زمینه می گوید: خانواده ها دچار نوعی تعدد قدرت شده اند، زن و شوهر در برابر یکدیگر قرار گرفته و نیروی هم را تحلیل می برند. در حال حاضر بسیاری از مردان تمایلی به حضور در خانه ندارند و زنان نیز رفتار مناسبی با همسران خود ندارند و گاهی برخی زنان با القابی چون بی عرضه، بی غیرت و غیره همسران خود را در حضور فرزندان تحقیر می کنند که در این حالت فرزندان نسبت به والدین گستاخ شده و حرف شنوی لازم را از پدر خانواده از دست می دهند که در نهایت دود این کار به چشم والدین می رود.
این جامعه شناس با بیان اینکه امروزه در جامعه حالت "تعارض نقش ها" ایجاد شده است، می گوید: در حال حاضر زنان وظایف زیادی را بر عهده گرفته اند، آنها هم نقش مادری دارند و هم همسری و بعضا شاغل نیز هستند و در این حالت فشار روحی و روانی زیادی به آنها وارد شده و قادر به برقراری ارتباط مناسب با همسران خود نیستند.
وی اظهار داشت: امروزه بسیاری از زوجین روابط عاطفی و جنسی مناسبی با یکدیگر ندارند و نمی توانند ارتباط عاطفی مناسبی با یکدیگر برقرار کنند و دچار "دلزدگی جنسی" می شوند، در این حالت زمینه بروز ناهنجاری های اخلاقی در خانواده ایجاد شده و زن و شوهر روابط خارج از چارچوب از خانواده برقرار می کنند.
مقدم خاطرنشان می کند: بررسی ها نشان می دهد که در خانواده هایی که پدر نقش تربیتی خود را ایفا نمی کند، افت تحصیلی، پرخاشگری و بروز رفتارهای نابه هنجار بین فرزندان رواج می یابد، اگر پدر سرپرستی لازم را در خانواده نداشته باشد به دلیل آنکه مادر هنوز از قدرت لازم در خانواده برخوردار نیست، فرزندان حرف شنوی نداشته و به آسیب های اجتماعی کشیده می شوند.
وی ادامه می دهد: طبق بررسی های انجام شده مهمترین عامل فرار دختران از منزل عوامل خانوادگی است و بد سرپرستی پدر نقش اصلی را در این میان دارد. بسیاری از مردان حضور لازم را در خانه ندارند و وظیفه تربیتی خود را به خوبی انجام نمی دهند همچنین برخی از پدران نیز رفتارهای پرخاشگرایانه ای دارند و با ایجاد محدودیت برای دختران جوان باعث فرار آنها می شوند.
مقدم مشکلات اقتصادی را از عوامل اصلی بروز ناهنجاری در خانواده می داند و می گوید: به دلیل بحران اقتصادی و مشکل معیشت خانواده ها برخی از پدران مجبورند به طور همزمان کار کنند و این مساله فشار زیادی به آنها وارد می کند و تعادل روحی و روانی آنها را به هم می زند و هنگامی که شکاف طبقاتی در جامعه ای ایجاد می شود بیشترین آسیب به نقش پدر در خانواده وارد می شود.
وی تصریح می کند: با توجه به مشکلات اقتصادی بسیاری از خانواده ها از توان مالی لازم برای تفریح، مسافرت و تجدیداعصاب برخوردار نیستند و با توجه به اینکه هر حال انسان ظرفیت خاصی دارد و برای تجدیدقوا نیاز به استراحت و تفریح دارد وقتی که این نیاز تامین نشود خود به خود جو پرخاشگری و خشونت در خانواده ها ایجاد می شود.
این جامعه شناس معتقد است، با توجه به نقش حساس پدر در نظام خانواده هر گونه تضعیف این نقش افزایش ناهنجاری های اجتماعی را به دنبال دارد و بنابراین با بهبود مناسبات اقتصادی، ایجاد مراکز مشاوره و فرهنگ سازی باید از نقش پدران در خانواده حراست کرد.