حرفهای مهاجرانی پس از 18 ماه گوشه عزلت گرفتن در لندن
به گزارش آفتاب نیوز، 
آفتاب: عطاءالله مهاجرانی که رسوایی ازدواجهای متعدد، او را ناگزیر ساخت صحنه سیاست را ترک گوید و به گوشه ای در لندن پناه ببرد، برای نخستین بار پس از 18 ماه، هفته پیش درکانون توحید لندن ظاهر شد و به سخنرانی پرداخت. او در این سخنرانی درباره نسبت اسلام و حکومت صحبت کرد و نظریات مختلف را در این مورد، کنار یکدیگر قرار داد. آگاهان، این سخنرانی را علامت برگشت درباره مهاجرانی به صحنه سیاست می دانند. بخشهایی در صحبتهای مهاجرانی را در ادامه می خوانید:
" يك نظريه معتقد است كه اساسا دين به اعتبار اينكه دين است با حكومت و سياست ارتباط ماهوي ندارد و پيامبر اسلام هم اگر حكومت تشكيل داد مطابق سنتهاي عصر خويش عمل كرد."
"اين نظريه توسط افرادي مانند "علي عبدالرزاق" مصري مطرحشده و دكتر "مهدي حائري يزدي" نيز در كتاب "اسلام و حكومت" به شكل تلطيف شدهاي آن را ارايه كردهاست."
عبدالرزاق كه يك فقيه و متكلم و شيخ الازهر بود ۸۰سال پيش بحثهايي كه ما امروز درباره اسلام و حكومت داريم مطرح كرد. "او معتقد بود كه خلافت يك نهاد تجربي و مدني است نه يك نهاد ديني كه دين منشاء تاسيس آن باشد و بهگفته وي هيچ دليلي در آيات قرآن نميتوان براي اين ادعا پيداكرد. به اعتقاد همفكران اين فقيه مصري، قرآن بصراحت درباره اموري همچون نماز و وضو صحبت ميكند اما با اين صراحت درباره حكومت سخني در قرآن مجيد نيامده است."
"خداوند در قرآن به پيامبر ميگويد كه قرار است چيزي كه در فطرت مردم است به ياد آنان بياوري نه اينكه چيزي به آنها تحميل كني."
"خداوند انسان را با گرايش ديني و معنوي آفريده است و كار پيامبر اين نبوده كه در مردم گرايش ديني ايجاد كند، كار پيامبر يادآوري آن چيزي است كه انسان گاهي فراموش ميكند."
"هيچكس در نفس وجود حكومت ترديد ندارد اما نكته اين است كه ارتباط ميان حكومت و دين در قرآن به صراحت اشاره نشده است."
"عبدالرزاق قايل به تفكيك حكومت يعني نهاد حاكميت از دين است نه تفكيك سياست از دين، حتي او معتقد نيست كه مسلمانان نبايد حكومت تشكيل دهند و بر اين باور است كه مسلمانان با آموختن اصول حكومتداري ميتوانند حكومت تاسيس كنند اما اين حكومت مساوي با دين نيست."
"اين متفكر مسلمان در عصر خود محاكمه شد و چون استدلال خويش را همزمان با سقوط حكومت عثماني مطرح كرده بود بسياري نظريه وي را استعماري ميپنداشتند اما عبدالرزاق ميگفت كه حكومت مساوي دين نيست و سقوط آن نيز نبايد سقوط دين تعبير شود."
"حكومت ابزار در اختيار دين است و دين ابزار حكومت نيست و ما دين را استفاده نميكنيم كه به حكومت برسيم." دكتر حائري يزدي هم بر اين اعتقاد بود كه نميتوانيم براي حكومت در اسلام يك پشتوانه در قرآن پيدا كنيم.
" نفس بيعت پيامبر اسلام با مردم بر اين نكته استوار بود كه او را به عنوان حاكم به رسميت ميشناختند و بيعت نشانگر اين است كه حكومت پيامبر، نه بر اساس وحي كه بر اساس راي مردم بوده است."
حضرت علي (ع) هم هيچگاه نگفته است كه من از ظرف خداوند منصوب شدهام حتي نميگويد پيامبر اسلام مرا براي حكومت انتخاب كرد و همواره نسبت به حكومت بيرغبتي از خود نشان داده است، تمايل نداشت حضرت امير به حكومت و خوار دانستن حكومت تا حد يك كفش پاره هم بيانگر اين است كه حكومت يك مقوله غير ديني است."
"فرهنگ اسلامي زماني بارور است كه با كندوكاو مباحث به نقاط روشني برسيم اما اگر از اين مباحث فاصله بگيريم به دوره افول فرهنگ ديني ميرسيم. "
"وقتي حكومت را اصيل ندانيم و بپذيريم كه اصالت با دين است نه حكومت، آنوقت عمل و رفتار هر سياستمداري به پاي دين نوشته نميشود اما اگر گفتيم كه حكومت از دين مهمتر است به اين معني است كه دين يك امر ثانوي است."
"هنديها يك مدل حكومتداري دارند كه بر اساس آن جامعهاي يك ميليارد نفري را اداره ميكنند. رئيس دولت آنها اكنون يك سيك است در حالي كه سيكها در هند در اقليت محض هستند، رئيس جمهوري هند يك مسلمان است و رئيس كنگره اين كشور سونيا گاندي است كه اصلا هندي نيست و با اين تركيب هندوستان در حال پيشرفت است و هيچ زماني نظاميان در هند (كه قدرت زيادي هم دارند) به قدرت نرسيدهاند. اما پاكستان از زماني كه از هند جدا شده است تقريبا هميشه حكومت نظامي داشته است."
"وي تصريح كرد: قراراست حكومت در خدمت ايمان ديني باشد اگر برعكس شد نتيجه معكوس ميگيريم."