به گزارش آفتاب نیوز، 
تاكنون بيش از 60 هزار ميليارد ريال با تضمين كشور براي اين صنعت فاينانس شده است كه در مقابل، كشور تا 40 درصد بالاتر از آن بدهكار شده است. 11 هزار ميليارد ريال ماليات دولت بخشيده شده و در شركت ملي نفت هم در اين مدت حدود 30 هزار ميليارد ريال خوراك به صنعت پتروشيمي داده ايم. 10 هزار ميليارد ريال از فروش كارخانجات قبلي پتروشيمي و اوراق عايد شده و شركت پتروشيمي تا 20 هزار ميليارد ريال محصولات خود را پيش فروش كرده است.
صادرات پتروشيمي هم كه از بركت خوراك ارزان قيمت نفت و گاز به دست آمده در تمام اين 8 سال به خودش اختصاص داده شده تا در اين صنعت سرمايه گذاري شود.
در مقابل اعطاي اعتبارات 200 هزار ميليارد ريالي ملي به پتروشيمي قرار بوده است كه 20 طرح عظيم از سال 1380 به بعد راه اندازي شود كه سود آنها با محاسبه خوراك به قيمت جهاني حداقل 20 درصد باشد به عبارت ديگر با ايجاد ارزش افزوده، اين سرمايه گذاريها قرار بوده كه در مدت 5 سال بازگشت داده شود.
البته اگر يارانه هاي گاز و معافيت گمرگي و عوارض و وامهاي بانكي با هم به عنوان كمك به پتروشيمي در محاسبه منظور شود، رقم كمكهاي ملي به پتروشيمي بيشتر از 200 هزار ميليارد ريال خواهد شد.
به عبارت ديگر در اين 8 سال كشور را از 20 هزار ميليارد تومان محروم كرده ايم تا پتروشيمي بتوانند از سال 1380 به بعد سالانه 20 درصد بازگشت سرمايه داشته باشد و ارزش ازوده و شغل ايجاد كند.
اگر طول اجراي طرحهاي پتروشيمي را همان طور كه خودشان اظهار كرده اند 3 تا 4 ساله بگيريم، سود خالص از سال 1380به بعد سالانه حداقل 20 هزار ميليارد ريال مي شود كه اگر با نرخ مركب حساب كنيم از سال 1380 تا امروز بايستي حدود 100 هزار ميليارد ريال سود خالص در پتروشيمي ايجاد مي گرديد.
صادرات هم به اظهار پتروشيمي از سال 1380به بعد سالانه بايستي يك ميليارد دلار اضافه مي شد و در سال 1383 به 5/3 ميليارد دلار و در سال 1384 به حداقل 5/4 ميليارد دلار مي رسيد. اما اين برنامه ها تحقق نيافته بلكه آنچه در عمل مي بينيم معطل شدن سرمايه و سربارشدن پتروشيمي بر نفت است. بررسيهاي مالي نيز نشان مي دهد كه بهره وري سرمايه در 8 سال گذشته در پتروشيمي منفي بوده است.
طرحهاي عظيم اميركبير و بوعلي و شهيد تندگويان و خوزستان بعد از 8 سال هنوز يا به بهره برداري نرسيده اند يا تازه به بهره برداري رسيده اند. قيمت تمام شده طرحها سرسام آور شده و اگر امروز هم بدون مشكل به توليد برسند زيادن ده هستند.
اكثر طرحها مثل (فجر)، (خوزستان)، (تندگويان) و (اميركبير) از ابتدا داراي معضلات فني بوده و هزينه بر شده اند.
تعدادي از طرحها مثل خوزستان حتي افتتاح هم شده اند اما محصول اصلي آنها توليد نشده است.
بعضي از طرحها در ظاهر به بهره برداري رسيده اند اما داراي اشكالات فراوان بوده و نتوانسته اند با ظرفيت كامل كار كنند و در نتيجه دير به بهره برداري رسيده و يا با ظرفيت پايين كار مي كنند. مانند پارازايلين و بوعلي و پلي اتيلن اميركبير، خوزستان و فجر كه با قيمتهاي امروز جهان زيان ده هستند.
طرحهايي هم كه مثل فن آوران به توليد رسيده اند و سودده شده اند به واسطه خوراك بسيار ارزان است كه به آنها مي دهيم چون قيمت گاز تحويلي آنها يك هشتم قيمت گاز در آمريكا و اروپاست. به عبارت ديگر طرح متانول با اين شرايط اگر در افغانستان هم اجرا مي شد احتمالاً سود بيشتري داشت چون قيمت تمام شده طرح كمتر بود.
حتي اگر طول اجراي پروژه ها در پتروشيمي را به دليل مشكلات بانكها و ساخت داخل يك تا 2 سال بيشتر حساب كنيم و 5 سال براي هر طرح در نظر بگيريم باز هم حداكثر 20 درصد از زيانهاي 4 سال گذشته كم مي شد و صنعت پتروشيمي به جاي 100 هزار ميليارد ريال بايستي حدود 80 هزار ميليارد ريال سود خالص تحويل مي داد.
اين محاسبات فقط براي نيمي از سرمايه گذاري 200 هزار ميليارد ريالي است كه در 4 سال اول انجام شده و متأسفانه كارشناسان فني و مالي، وضع طرحهاي پتروشيمي در عسلويه را اسفبارتر مي دانند و شواهد نشان مي دهد كه سرمايه گذاريهاي بعدي در عسلويه هم با عجله و بدون بررسي عميق علمي و محاسبات اقتصادي صورت گرفته است.
مي توان گفت كه در اين 8 سال فكر ايجاد طرح بر فكر اقتصاد طرح تقدم داشته و چون تمركز گرايي شديد در پتروشيمي حاكم بوده نظرات كارشناسي در ايجاد طرحها شكل نگرفته است.
بسياري از طرحهاي جديد بر اساس سليقه هاي فردي مطرح شده و كارشناسان پتروشيمي هم بيشتر تابع دستورات بوده اند تا بررسيهاي كارشناسانه.
از طرف ديگر نمايش عادي بودن طرحها و تبليغات رسانه اي هزينه هاي سرسام آوري را براي پتروشيمي ايجاد كرده و از اعتبار و اعتماد ملي كشور كاسته است. زيرا طرحهاي افتتاح شده اشكالات فني زياد دارند و يا در ظرفيت خود كار نمي كنند يا اقتصادي نيستند يا به توليد اصلي نرسيده اند.
هزينه هاي جاري پتروشيمي و مديريت، خود فصل مفصلي از معضلات امروز آن است كه بايستي روي آن با وسواس بيشتري كار كرد. متأسفانه بايد گفت كه معضلات بزرگ ديگري در راه است.
فروش نرفتن محصولات و ارزان فروشي توليدات پتروشيمي كه شروع هم شده است و بدهكاريها و فرار رسيدن سررسيد اقساط در حالي كه توليد نداريم از نتايج عملكرد اين 8 سال است.
به نظر مي رسد كه وزارت نفت و وزارت اقتصاد و دارايي و سازمان مديريت بيشترين غفلت را در نظارت بر طرحهاي پتروشيمي داشته اند.
خريد تكنولوژيهاي كهنه و تكراري در طرحهاي پتروشيمي نشان مي دهد كه هزينه هاي سرسام آور تحقيقاتي كه تا 120 ميليارد تومان بوده نتيجه اي نداشته است. با اين وجود حتي يك گزارش واقعي از طرف اين نهادها كه نشان دهنده بررسي علل تأخيرها و زيان ده شدن طرحهاي پتروشيمي باشد وجود ندارد. چون اين نهادها هم بدون تحقيق و كارشناسي طرحهاي پتروشيمي را دربست تأييد كرده اند.
البته در پتروشيمي تصميماتي براي جبران زيان ده شدن طرحها گرفته شده كه اگر اجرا شود باز هم زيانهاي ملي در پي خواهد داشت.
اين تصميمات يا بر محور ارزان خريدن خوراك با تقاضا از وزارت نفت است كه در اين صورت ضعفهاي پتروشيمي در سنوات گذشته پنهان مي ماند و يا حول محور طولاني كردن زمان استهلاك طرحها و تريكهاي مالي و ترازنامه اي است كه آن هم از لحاظ مالي انتقال مشكلات امروز كشور به آيندگان است. چون 200 هزار ميليارد ريال هزينه شده بدون آنكه ذخيره اي در سبد مالي دولت انباشته شده باشد.
از طرفي هم طرحهاي پتروشيمي مؤظف به بازپرداخت اقساط فايناس و پيش فروش هستند، در حالي كه طرحها به توليد واقعي نرسيده اند و نتيجه آن اينكه تا سال 1392 كشور را بدهكار كرده ايم.
كارشناسان فني معتقدند كه تقريباً نيمي از طرحهاي منطقه ويژه مازاد بر نياز و مازاد بر توان كشور بوده است و حتي خوراك براي آنها وجود ندارد و صرف اجراي آنها باعث سرمايه سوزي و تأثير منفي بر طرحهاي مجاور شده است. طرحي نظير خوزستان اگر اجرا نمي شد، هم باعث سرعت گرفتن طرحهاي مجاور مي گرديد و هم نقدينگي بيشتري براي اجراي طرحهاي مجاور وجود داشت. در نيروي انساني و زمين و زمان صرفه جويي مي شد و زيان دهي هم كمتر مي شد. همين گونه نظرات در مورد طرحهاي (PET) و (PTA) دوم – اروند و آمونياك هم مطرح است.
از لحاظ مالي اگر حتي نيمي از اعتبارات عظيم ملي اختصاص يافته به پتروشيمي به بخش مسكن كشور تزريق مي شد بعد از 4 سال عمده مشكلات مسكن حل مي شد.
اگر اين مبلغ به بخش حمل و نقل كشور اختصاص يافته بود مشكلات راه آهن و ناوگان هوايي تا 10 سال آينده رفع مي گرديد و اگر به بخش كشاورزي و آب اين مبلغ را اختصاص مي داديم قطعاً در بسياري از محصولات خودكفا مي شديم.
البته سرمايه گذاري در صنعت پتروشيمي هم لازم بوده و هم لازم خواهد بود اما براساس اصول خود و براساس تواناييها و استعداد كشور؛ نه اينكه هر طرحي حتي زيان ده را به صرف نظرات شخصي و سليقه اي و دستوري و شايد منافع خاص و نه عام در برنامه قرار دهيم.
برپا كردن برج و باور در كارخانه ها و روي آن تبليغ كردن اگر به نتيجه نرسد و با مطالعات دقيق نباشد ضررش بيشتر است. كما اينكه به علت ضعف در خريد تكنولوژي و ضعف در نصب تجهيزات مشكلات جبران ناپذيري براي آيندگان ايجاد شده است.
هنگام بررسي طرحها در پتروشيمي بررسي منابع و مصارف صورت نگرفته. اگر از ابتدا و به طور اصولي روي منابع انساني دقت مي شد اين همه با كمبود نيروي انساني مواجه نمي شديم.
اگر روي منابع خوراك دقت بيشتري مي شد اين طور نبود كه تعدادي از طرحها با كمبود خوراك مواجه باشند.
اگر زيرساختهاي مهم مثل مسكن و جاده و امكانات رفاهي از ابتدا با مطالعه بيشتر صورت گرفته بود، كمبود آنها اين قدر باعث ضرر و زيان نمي شد.
اكنون طرحهاي پتروشيمي با وضعي مواجه اند كه اكثر آنها بدهكار، همه از برنامه عقب افتاده، همه آنها بيشتر از بودجه هزينه كرده و همه آنها با كمبود نيرو مواجه اند و روزانه ميلياردها ريال زيان به كشور وارد مي شود.
يكي از معضلات بزرگ پتروشيمي كارشناسي نشدن محصولات طرحهاست.
طبق يك برآورد فقط در 8 سال گذشته 500 ميليون دلار ارزان فروشي شده و اين ضعف در سالهاي بعد با شدت بيشتري ادامه خواهد داشت.
چون در سيستم بازاريابي و فروش ضعيف عمل نموده و برمبناي اصول علمي وارد بازارهاي جهاني نشده ايم زيانهاي ارزان فروشي بخش تجارت در پتروشيمي به كشور تحميل مي گردد.
به طور قطع دستگاههاي اقتصادي از اول تجديد نظر اصولي روي پيشنهادات پتروشيمي به عمل نياورده اند و بسياري از اين طرحها از لحاظ كارشناسي نه در پتروشيمي و نه در دستگاههاي اقتصادي و صاحب صلاحيت كشور مورد بررسي عميق قرار نگرفته است.
در پتروشيمي اصولاً همه اعضاء هيئت مديره كه بالاترين سطح تصميم گيري است منصوب مدير عامل هستند و توانايي اظهار نظر خلاف مافوق را ندارند. مخصوصاً مديران متمركزگرا افراد پيراموني خود را معمولاً از ضعيف ترها انتخاب مي كنند تا افكار و برنامه هاي آنها را دربست تأييد كنند. متأسفانه در پتروشيمي حتي يك مدير نفتي كه خارج از پتروشيمي باشد عضو هيئت مديره نمي باشد.
همان طور كه ذكر شد دستگاههاي اقتصادي هم با بازگذاشتن دست پتروشيمي در هزينه كردن 200 هزار ميليارد ريال دچار غفلت بزرگي شده اند كه تا 10 تا 15 سال آينده بايستي تبعات منفي آن را مردم كشور تحمل نمايند و خسارات آن را بپردازند.
متأسفانه پتروشيمي هميشه پنهان كننده و توجيه كننده مشكلات خود بوده است ولي در واقع تا زماني كه سودهاي ابرازي از دست رفته و زيانهاي حاصل شده در 8 سال گذشته جبران نشود هر گونه پاسخي براي توجيه تأخيرها و نقصها ضعف مديريتي را مي رساند و دستگاههاي اقتصادي و ناظر كشور اگر بيش از اين پتروشيمي را به حال خود رها كنند و به وظايف خود عمل نكنند كه نكرده اند ظلم به كشور و جفا به مردم است و چنين مباد!