حمله شديد يك سايت اپوزيسيون به حجاريان
به گزارش آفتاب نیوز، 
1- گروهي که در اين چند سال در جامعه ما بر خود نام اصلاح طلب گذارده اند ناتوان اند و نمونه ي آخر آن را هم مي توان مصاحبه ي اخيرآقاي حجاريان با روزنامه ي شرق دانست.
٢- حجاريان بر تشکيل جبهه دموکراسي خواهي تاکيد دارد و چارچوب آن را هم که انگار قرار است جبهه ي وسيعي هم باشد از موتلفه تا نهضت آزادي در آن هستند. سوال اين جاست که اين گروههاي نام برده شده آيا جز يک عده نخبه ي اليت شده چيز ديگري هستند؟ پايگاه اجتماعي طبقاتي آنان کجاست که مي خواهند تغيير ايجاد کنند؟
و سوال مهم تر ديگر. آيا در آينده جامعه گروه اي خودساخته و بي پايگاه در جامعه تاثير گذارند و يا جنبشهاي اجتماعي که از بطن جامعه و با خواستها و مطالبات بدنه ي اجتماع بر مي آيند؟ نقش جنبشهاي کارگري، زنان، قوميتها و... در آينده جامعه در ذهنيت آقاي حجاريان و شرکا جز ماشينهاي راي دهنده و پلکانهاي رسيدن به قدرت سياسي چيز ديگري هست يا نه؟
٣- در تقسيم بندي نيرو هاي فعال در اجتماع اگر بخواهيم ديدگاه واقع گرايانه اي ارائه دهيم ٢ قسم نيرو موجود است حافظان وضع موجود. منتقدان و معترضان به وضع موجود . براي دسته ي دوم مسئله تغيير اين وضعيت نامطلوب موجود است . بياييد با کلمات بازي نکيد از خود تئوريهاي انتزاعي ابداع نکنيد بلکه موضع خود را شفاف اعلام کنيد که آيا مدافع وضع موجودييد "همان طور که در دور دوم انتخابات رياست جمهوري بوديد" يا خواهان تغيير هستيد؟
٤- نظرات حجاريان ساده لوحانه است. او جامعه را هنوز در دوره ي مشروطه مي بيند. البته بدون معرفي کردن مولفه هاي آن! آقاي حجاريان! اين ما نيستيم که تعيين مي کنيم که جامعه در چه دوره اي از تاريخ قرار دارد بلکه اين واقعيت هاي مادي و اجتماعي است که تعيين مي کنند. در نتيجه مسير تغيير و رسيدن به دموکراسي "البته به عنوان غايت و هدف نهايي شما و دوستان دموکراتتان!!" را هم بر اساس اين واقعيات اجتماعي است که بايد تحليل کرد و يافت. به نظر مي رسد در عصري که جهان را به دهکده تشبيه مي کنند و ... ديگر دوران آن گذشته که چند شيخ و بازاري و تاجر مهربان به همراه عده اي نخبه ي عينک بر چشم به نزد حاکم بروند و با حاکم چانه بزنند تا قدرت او را مشروط سازند و با قير پاشيدن مراتع سبز را حفظ کنند. اين جامعه راه خود را مي يابد و تغييراتش را در پايين ايجاد مي کند و به بالاييهاي تحميل مي کندو منتظر شما هم نمي ايستد. در ضمن از شما بعيد است که رابطه ي ساده بين ظرف و مظروف را درک نکنيد. مظروف گسترده ي دموکراسي واقعي که مورد خواست اکثريت جامعه ماست در ظرف کوچک مشروطه شما نمي گنجد و نياز به ظرفي متناسب با خود را دارد يعني جمهوري!
٥- البته مشکل ريشه اي تر از اين حرف ها است. مشکل اصلي ذهنيت اين دوستان است اينان هنوز در پارادايمهاي گذشته سير مي کنند. ملغمه اي از کاريکاتور تئوري هاي بومي شده ي اکتبر ١٩١٧ لنين با نو انديشي ديني به همراه چاشني از ماکياوليسم. هنوز هم همه چيز را خلاصه در کسب قدرت سياسي مي بينند آن هم به وسيله ي يک حزب کوچک حرفه اي براي همين هم دارند کادر سازي مي کنند؟ روزي از تروتسکي وام مي گيرند و زنده باد مرده باد سر مي دهند و روز ديگر در پي کشف توطئه هاي امپرياليستي از هخا گرفته تا کليک کليک بنگ بنگ مي گردند. به واقع که تاريخ دو بار تکرار مي شود يک بار تراژدي در اکتبر ١٩١٧ و يک بار هم کميک ان در دوران ما! آقايان سالهاست که خود چپهاي هم فراتر از جزوات جلد سفيد لنين را مي خوانند. سالهاست که دهها و صدها روشنفکر با افکاري جديدي تر به عرصه ي جامعه آمده اند. اگر قدري از لاک خود خارج شويد مي توانيد دور و اطرافتان را بهتر ببينيد.
٦- پروژه ي اصلاح از بالا و تئوريهاي شما مدتهاست که پايان يافته است. کساني هم از آن گذار کرده اند. البته با هزينه هاي بالا و راهي طولاني از مجله ي کيان آغاز شده و از روزنامه ي صبح امروز گذشته و سر از اوين در آورده و اکنون در بيمارستان ميلاد آرام گرفته است. البته اين تنهاگذاري است نا تمام که بايد تمام شود. اما نه شما نه موتلفه نه نهضت آزادي !! هنوز توانايي گذار نداريد چون نمي خواهيد. چون مدافع وضع موجوديد نه معترض به آن! چون بدون تعارف بکنيم پايگاه اجتماعي _ طبقاتي شما اين امر را مي طلبد ! منافعتان در حفظ شرايط موجود است چون فرداي تغيير اين وضع موجود تصور نمي رود که با تئوري هاي "بد و بدتر" و "بترسان و راي جمع کن" جايگاهي در ساختار قدرت سياسي کسب کنيد. شما چيزي را تغيير نمي دهيد. چون هنوز ذهنيت خويش را تغيير نداده ايد.
ذهنيت خود را تغيير دهيد با تغيير دبير کل چيزي عوض نمي شود