نامه سروش به مراجع و مشايخ
به گزارش آفتاب نیوز، 
مسلمانان مرا وقتي دلي بود كه با وي گفتمي گر مشكلي بود
به گردابي چو مي افتادم از غم به تدبيرش اميد ساحلي بود
بر اين جان پريشان رحمت آريد كه روزي كارداني كاملي بود
محضر مشايخ و مراجع عظام
لاجرم دروس نخستين ادبيات عرب را از ياد نبرده اند كه «ان الامراه دخلت النار في هره حبستها» ]زني را به جهنم بردند چون گربه اي را در حبس كرده بود. [و اكنون مي بينند كه سالهاست آدمي زاده اي را در بند كرده اند و چنان بر او تنگ گرفته اند كه براي رهايي چنگ تطاول در رشته حيات خود زده است. اكبر گنجي را مي گويم. اين نظام ولائي كه با ناقدان خويش چنين ترشي و درشتي مي كند و الله پالايشگراني مهربان تر از آنان پيدا نخواهد كرد. اينان اگر از دوستانند مستحق مروتند و اگر از دشمانند مستحق مدارا، و به هيچ حال سزاوار زنجير و زندان نيستند. و عتابي كه مي كنند اگر با امام جابر است افضل الجهادست و اگر با امام عادل است شايسته داد، نه بي داد است.
آيا نوبت آن نرسيده است كه اكابر قوم با ارشاد خويش جاني را از هلاكت و ... برهانند و به جهاني مبهوت و منتظر پيام دهند كه روح مسلماني از اين بي رسميها و ستمگريها بيزار و بيگانه است. در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست. هر چه زودتر نيكوتر و مسعودتر. با كريمان كارها دشوار نيست.