به گزارش آفتاب نیوز، 
موتورسواري كه با يك حركت زيگزاگ يا ويراژ آرامش شما را سلب ميكند.سلب آرامش و ترس دو مقولهيي است كه فقط با يك ويراژ نابهنگام موتوسيكلت، به شما تقدیم می شود.
گرچه در سالهاي اخير برخورد راهنمايي و رانندگي با موتورسواران تشديد شده و فرماندهان ناجا از كاهش 100درصدي تصادفات تهران با توقيف موتورسواران متخلف خبردادند اما كافي است چند روز نظارت بر موتورسواران كلان شهري همچون تهران كاهش يابد، آنگاه خواهيد ديد كه چگونه، بسياري از اين قانون گريزان، عادتهاي قديمي خود را تكرار ميكنند.متاسفانه اين معضل هنوز تا حد زيادي پابرجاست و در تمامي شهرهاي كوچك و بزرگ ايران ادامه دارد.
در سالهاي اخير، شركتهاي زيادي در كشور اقدام به توليد انبوه موتوسيكلت كردهاند كه اغلب براي فروش بيشتر محصولات خود از طريق رسانههاي نوشتاري و ديداري نيز كمك ميگيرند.هرچند توليد انبوه اين وسيله نقليه به نفع شركتهاي توليد كننده است، اما مشكلات اين وسيله روزبهروز در جامعه بيشتر ميشود.رواج فروش قسطي و با اقساط كم در سالهاي گذشته موجب شد تا اين وسيله نقليه به سهولت در اختيار همه بخصوص جوانان و نوجواناني كه قادر به تامين معيشت خود نيستند، قرارگيرد.اين درحالي است كه همزمان با توليد و روانه كردن اين وسيله نقليه هيچ فرهنگسازي در زمينه استفاده صحيح و بجا در مورد اين وسيله نقليه نشده است. امروزه به جاي آنكه اين وسيله نقليه در خدمت مردم باشد به معضلي براي آنان مبدل شده است و برخي موتورسواران در هنگام ظهر و استراحت مردم با صداي دلخراش اگزوزها و بوقهاي پرسروصدا مانع آسايش مردم ميشوند.
هم اكنون بسياري از شهروندان ايراني از مزاحمتهاي خياباني موتورسواران به ستوه آمدهاند.آنان معتقدند برخي از استفادهكنندگان اين وسيله نقليه نه تنها مزاحم آسايش و سلامت مردم نبوده بلكه بارها با كارهاي خطرناك جان خود را نيز به خطر می اندازند.
يك شهروند ميگويد:با شروع فصل تابستان همواره تعدادي از نوجوانان و جوانان موتورسوار به انجام حركتهاي نمايشي در خيابانهاي اصلي و كوچهها اقدام ميكنند.علي صداقتي ميافزايد اين درحالي است كه اغلب موتورسواران اين شهر فاقد گواهينامه و كلاه ايمني هستند.
تفريح نيست پس ويراژ ميدهيم :
موتوسيكلتهاي گازي و دندهيي، براي پيمودن مسيرهاي كوتاه و استفاده خصوصي افراد توليد شده است كه هدف از ابداع آن نيز برطرف كردن نيازهاي جزيي افراد در رفت وآمد و حمل و نقل بوده و براي كاربران محدود ساخته شده است.هرچند كه آزاد بودن دسترسي به اين وسيله و عدم برداشت صحيح همه مصرف كنندگان از تواناييهاي اين فناوري، باعث شده تا ضمن ايجاد خطرات جاني و مالي براي صاحبان موتوسيكلت و عامه مردم مشكلات زيادي براي ساكنين شهرهاي بزرگ ايجاد شود و از لحاظ جسمي و روحي، افراد لطمات جبران ناپذيري وارد شود.بسياري از مردم و كارشناسان، سرعتهاي غيرمجاز و حمل بيش از يك سرنشين را مشكل اصلي موتوسيكلتها ميدانند و صرفنظر از آلودگيهاي زيست محيطي به آلودگيهاي صوتي و رواني آن توجه دارند و برخي ديگر نيز، اصل مشكل را اينطور خلاصه كردهاند كه مردم آرامش ميخواهند و موتورسواران، سرعت و هيجان! شايد در نگاه اول و در نظر ما، استفادههاي نامناسب از موتوسيكلتهاي سواري، به رفتوآمد با سرعتهاي غيرمجاز و ويراژهاي عجيب و غريب و ايجاد صداي ناهنجار در كوچه و خيابان محدود شود اما بررسي يكسويه و يكجانبه هيچگاه نميتواند مشكلي را حل كند.پس بد نيست نگاهي هم به صحبتهاي موتورسواران داشته باشيم.
شهرام.ب ميگويد:ما اين كارها را نميكنيم كه دل مردم را آب كنيم.ما جوانيم، ببين، موهايم هنوز سياه هستند. ما نياز داريم جواني كنيم و از زندگي لذت ببريم نكند انتظار داريئ مثل پيرمردها عصا به دست بگيريم و در پاركها از خاطرات كودكي براي هم تعريف كنيم؟ دوستش نيز به نظر ميرسيد از موتورسواران ماهر باشد كه در سرعت رفتن و ويراژ دادن استاد است. او از گفتن اسمش امتناع كرد. او معتقد است: اكنون لايي كشيدن از بين ماشينها و تك چرخزدن تيكآف امروز مد شده است. كورس گذاشتن ديگر قديمي شده. دليل هم از من نخواهيد چون، اينها هماكنون در بورس هستند و ما نميتوانيم بخاطر نصايح پدرانه يك عده، جلوي بروبچهها كم بياوريم. موتورسوار جوان ديگري ميافزايد دنيا دو روز است. وقتي تفريح نباشد، بايد حال دنيا را اينطوري بپرسي. باور كن اگر خودتان هم يكبار بياييد و بنشينيد، معتاد ميشويد. جواني موتورش دو برابر يك ماشين معمولي جلب نظر ميكند. او خود را ادي خطر معرفي كرده و تصريح ميكند: اين موتوري كه ميبيني براي خودش قدر و قيمتي دارد. اين را نخريدم كه بگذارمش گوشه خانه خاك بخورد. روزي حداقل سه ساعت در كوچهها با سرعت 70 تا ميروم و بعد يكهو دستي ميكشم! صدايش خيلي تميز است. خلاصه اينكه نميشود در اين تابستان گوشه خانه بيكار نشست و در و ديوار را نگاه كرد. بايد چشمها را شست!
موتورسواري شبيه قرصهاي روانگردان:
در روي ديگر سكه خبرهاي ديگري هست. بطور حتم آنچه موتورسواران فكر ميكنند، درست نيست. آنها در توهم خود بزرگبيني غوطهورند.
يك روانپزشك در اين باره ميگويد: به زبان ساده، اقداماتي كه موتورسواران ما براي ايجاد هيجان و سرعت انجام ميدهند، شايد براي مدت كوتاهي بتواند روحيه آنها را دچار نشاط كند. اين ايجاد هيجان به نوعي ميتواند خاصيت قرصهاي روانگردان را داشته باشد و بعد از مدتي به دليل عدم ارضا شدن از لحاظ عاطفي، آنها را دچار افسردگي كند. همچنين، آلودگي صوتي كه اثر ويراژهاي اين موتورسواران ايجاد ميشود، ضمن اينكه در سيستم عصبي و ساعت طبيعي بدن اخلال ايجاد ميكنند، باعث ايجاد انواع بيماريهاي روحي از جمله افسردگي و اختلال حواس ميشوند.
علي صادقي ميافزايد: ديدن صحنههايي كه اين افراد با ويراژدادن و تكچرخ زدن در خيابانها، نمايش ايجاد ميكنند، ميتواند تاؤيرهاي منفي در روحيه افرادي داشته باشد كه از قبل بيماريهاي روحيورواني از جمله وسواس داشتهاند و به مرور، اين فعاليتهاي به ظاهر هيجاني، از هر لحاظ تاؤيرات منفي خود را ميگذارند. اين روانپزشك با اشاره به اينكه آموزشهاي ايمني و راهنمايي تا حدودي توانسته اين دسته را محدود كند، خاطرنشان ميكند: از جمله اقدامات آموزشي كه در جهت اعتلاي سطح فرهنگ استفاده از موتوسيكلت انجام ميشود، صدور بيانيهها و كتابچهها و مقالاتي است كه هر ساله توسط واحد اطلاعات و اخبار نيروي انتظامي، چه در سطح استاني و چه در سطح كشوري انجام ميشود و در آنها محدوديتهاي رفت و آمد اشخاص با موتوسيكلت و قوانين موتورسواري شرح داده شده است.
صادقي ادامه ميدهد: اگر بخواهيم به برخي از نكاتي كه در اين اطلاعيهها و بروشورها در مورد نحوه استفاده از موتوسيكلتها گفته ميشود، اشاره كنيم، بايد سرعت مجاز، داشتن پلاك رسمي، توجه به ميزان كاربري و عدم استفاده بيش از دو نفر از يك موتوسيكلت، پاركدر مكانهاي مقرر و تغيير مسيرهاي قانوني با استفاده از چراغ راهنما و... نام ببريم.
خوشبختانه مشكلاتي كه موتورسواران متخلف به وجود ميآورند، حل شدني است. ناآگاهي فرد موتورسوار به قوانين راهنمايي و رانندگي و سرعتهاي سرسامآور آنها، عامل بسياري از تصادفهاي دلخراش ميشود. اين معضل را نيز مانند ساير مشكلات وموارد دردسرزاي اجتماعي و فرهنگي ميتوان با آرامش، تدبير و همت جدي، آموزشهاي فراگير با كمك رسانههاي همگاني حل كرد. از سوي ديگر مقررات جديد آييننامه راهنمايي و رانندگي و سختگيريهاي مضاعف نيروي انتظامي براي افراد متخلف ميتواند از ميزان اينگونه موتورسواران بطور چشمگير بكاهد. همانطور كه در سال گذشته آمار تصادفات و تخلفات ناشي از موتوسيكلت كاهش يافت.