مروری بر فعالیتهای تأسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان
به گزارش آفتاب نیوز، 
در سال ٧١ قراردادي بين چين و ايران به مبلغ ١١٠ ميليون دلار معادل ٣٠ ميليارد تومان بسته شد تا اين كارخانه در مركز اصفهان بنا شود كه متاسفانه پس از ارايه نقشههاي اوليه، از جانب چين به صورت يكطرفه در سالهاي ٧٥ و ٧٦ اعلام شد كه ديگر نميتوانند اين كارخانه را بسازند و تلاشها براي ادامه همكاريها بينتيجه ماند و شرايط به گونهاي شد كه كشور با جمع كردن تعدادي از متخصصان بسيار جوان كشور در اين پروژه، به موازات ساخت تجهيزاتي كه گفته ميشد هيچ كس نميتواند آنها را بسازد، به رايزني با چين ادامه داده و ٦٢ و نيم ميليون دلار نقدا از آنها به دليل قطع همكاريها اخذ كرد.
پس از ساخت و نصب دستگاهها در حدود ٧٤ روز قبل و بعد از نوروز ١٣٨٣، سيستم آزمايشي اين تاسيسات راهاندازي شد و پس از تست كامل دستگاهها، در حال حاضر كارخانهي UCF در ٧٠ درصد اجرايي توليدات اورانيوم را انجام ميدهد و عليرغم تمامي محدوديتها در مدتي كمتر از چهار سال اين پروژه راهاندازي شد.
اهميت اين طرح، مركزيت در چرخه سوخت است؛ اين نخستين طرح بزرگ ملي معاونت سوخت سازمان انرژي هستهيي است و مانند پلي ميان صنايع بالادست و پاييندست چرخهي سوخت عمل ميكند؛ بومي بودن اين طرح و بهرهگيري از حداكثر امكانات داخلي از ديگر ويژگيهاي مهم اين طرح است؛ ايجاد دانش فني انحصاري با تكيه بر فنآوريهاي داخلي و ايجاد اشتغال براي بيش از ١٠٠٠ متخصص رشتههاي مختلف نيز از ديگر نكات مثبت اين طرح است.
در بخش ZPP تاسيسات هستهيي اصفهان، قابليت توليد فلز تيتانيوم كه فلزي بسيار مفيد است نيز وجود دارد و اين از نكات برجستهي اين بخش است؛ قابل ذكر است كه خود فلز زيركونيوم نيز تنها در امور هستهاي كاربرد ندارد و نقشي كليدي در مواردي چون ساخت وسايل جراحي و هواپيماسازي ايفا مينمايد.
فلز زيركونيوم از ديگر محصولات تاسيسات ZPP است، پروسهي توليد زيركونيوم كه نهايتا به اسفنج زيركونيوم ميرسد، بسيار پيچيده است. بايد اشاره شود كه در طبيعت همواره در كنار زيركونيوم، هافنيوم نيز وجود دارد كه مزاحمي براي انجام فعاليتهاست؛ از ديگر اقدامات مهم اين بخش جداسازي اين دو از يكديگر است كه عليرغم دشواري فراوان در تاسيسات اصفهان انجام ميشود.
چينيها در خصوص بخش ZPP اين تاسيسات تنها استقرار مكانيكي برخي دستگاههاي اين بخش را انجام دادند و تمامي امور ديگر را كارشناسان جوان كشورمان به همراه دانشمنداني كه هيچكدام حتي تاكنون كارخانهي زيركونيوم را هم نديده بودند، انجام شده است.
از ديگر ويژگيهاي اين طرح توليد منيزيوم در داخل كشور است؛ پيش از اين ايران منيزيوم را وارد ميكرد كه با تلاشهاي مداوم و شبانهروزي در تاسيسات هستهيي اصفهان، امروزه به راحتي منيزيوم ٩٩/٩٩ درصد توليد ميشود.
در قلب هر نيروگاهي، اصليترين تجهيزات، مجتمع ميلههاي سوخت است؛ براي اين كه نياز است كه ميلههاي فلزي بتوانند سوخت هستهيي را در خود انتقال دهد و در حقيقت قابليت انتقال آن و مقاومت آن را داشته باشد، فلزي كه در اين ميلهها به كار ميرود، «زيركونيوم» است كه در حال حاضر در كشور توليد و به مرحلهي بهرهبرداري رسيده است.
فرآوري سنگ اورانيوم در UCF (تاسيسات فرآوري اورانيوم) انجام ميشود. ايران اين تاسيسات را در اصفهان ساخته و توانايي تبديل اورانيوم را در اين تاسيسات تا مرحلهي UF6 (هگزافلورايد اورانيوم) دارد. فعاليت اين تاسيسات از آذرماه سال گذشته به حال تعليق در آمده، اما قرار است در همين روزها فعاليتش را از سربگيرد.
برنامهريزي سازمان انرژي اتمي ايران بر اين است كه سالانه حدود ١٢٠ هزار تن سنگ را از اين معدن استخراج كند، اين سنگهاي اورانيوم را در كارخانهاي در اردكان طبق برنامه به ٥٠ تن كيك زرد تبديل و استخراج كند و سپس به كارخانهي UCF انتقال دهد.
محصول نهايي تاسيسات UCF اصفهان، گاز UF6 است كه به هيچ وجه با غنيسازي ارتباطي ندارد و فرآيند غنيسازي به تاسيسات نطنز مربوط ميشود كه به گفتهي مقامات كشورمان هنوز هيچ برنامهاي براي راهاندازي اين تاسيسات در دستور كار كشور نيست. ولي بنا بر قوانين و قواعد آژانس، NPT و حتي پادمان، حقوق ايران در اين زمينه كاملا محفوظ است و راهاندازي مجدد تاسيسات فرآوري اورانيوم در اصفهان، نه تنها هيچ خدشهاي را به بحث تعليق داوطلبانه وارد نميآورد كه موجبات حركت مجدد چرخهاي توسعهي كشورمان را فراهم خواهد آورد.