شعری از زهرا رهنورد درباره آزادی خرمشهر(6/3/61)
به گزارش خبرگزاری آفتاب،
آفتاب: متن زير شعری است از زهرا رهنورد كه در روزنامه كيهان سال 1361 به مناسبت آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان غيور اسلام منتشر شده است:
زهرا رهنورد
6/3/61 کیهان خرمشهر، پرچم سرخی در اهتزاز
بر صخره بلند سرنوشت مظلومان
خرمشهر دشنهای ز جنس خاک
خاکی زجنس نور
نوری چکیده اسلام
خرمشهر دشنهای است به قلب استکبار
خرمشهر شعله ز آتش عشق الهی است
که در صحاری شبهای بینشان
خرمشهر، شاخهای از یاس بنفش است کز پشت دیوار غیب
بر سرزمین خاک شاخه نشانده است
خرمشهر، قادری صبور و مغموم است
کز دامنش هزاران شهید به عروج رفتهاند
خرمشهر کلیدی از مفاتیح غیب است که دست مهربان خدا
برای فتح بیت المقدس
از آسمان نازل نموده است
و در محراب مبارکش خیل قبیله شیطان، دشمن اشغال گر ترسو بر خاک فتاده است
و بر کاسه چشمانش، کلاغان پیر، خون مینوشتند
و بربالین نعش بویناکش
آمریکا و ابر جنایتکاران غرب و شرق
با چشمان وحشت زده به سوگ نشستند
و خرمشهر خاکی ویران میان ابر خون
نینوایی در کرانه کرخه و کارون
قتلگاهی که هزاران آفتاب را به درون مکیده است
* * *
اینک آزاد است، آزاد
هجرت قلب مهر من رها ز دسیسه شیطان
آزاد است به همت مردان
اینک برادر
دندان بر جگر بنه
و کاسه سر را به خدا بسپار
حتی اگر کوهها از جای خود جنبیدند تو سنگر رها مکن
و خرمشهر، پرچم سرخ به اهتزاز
در دستان مومنت، محکم نگاه دار
که شهنشاهان نیل و خلیج استعمار
درپنهانگاه لبههای شیطانی
به کمین نشستهاند
* * *
در هویزه ویران بود کز پشت پرده اشک دیدم
قافلهای هزاران ساله، غرق درسلاح آهن و ایمان میآید
و پیشاهنگ قافله، انگشت اشارت خود را، نشانه رفته است
به تلی از خاک ویران میان ابر خون
پیشاهنگ قافله روحالهی داشت
پیشاهنگ قافله هزار بادیه پیموده بود به بال شوق
* * *
ای راهیان قافله
ای برادر
میدانم برای فتح خرمشهر
با کوله باری از فشنگ و مسلسل
و بادی که درسحرعشق به ترتیل آیه آیه قرآن نشسته است
در میان کرخه و کارون خون سفر گرفتی
از خاک تا خدا و ز ماده تا غیب
برای فتح خرمشهر