به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: باب دیلن آهنگساز و خواننده سرشناس سیاسی و اجتماعی آمریكایی و یكی از برجستهترین هنرمندان معترض به جنگ ویتنام، در یكی از ترانههای معروفش علیه آن جنگ میپرسد: «چقدر خانه باید خراب شود تا بتوان گفت خانههای زیادی خراب شدهاند؟ چند تا شهر باید ویران شود تا بگوییم شهرهای زیادی ویران شدهاند؟ چه تعداد انسان باید كشته شوند تا بتوانیم بگوییم خیلیها كشته شدهاند؟ چه تعداد كودك باید والدینشان را از دست بدهند تا بتوانیم بگوییم خیلیها یتیم شدهاند...»
و بعد با صدایی كه تا عمق جان مخاطب نفوذ میكرد، ناامیدانه زمزمه میكرد كه «جواب همه اینها در لابهلای نسیم پا در هوا هستند». میتوان ترانه معروف باب دیلن را با ادبیات دیگری به ترنم درآورد. چه تعداد زندانی در بازداشتگاهها باید نگه داشته شوند تا بگوییم شرایط بازداشتگاهها و زندانها در ایران نامناسب است؟
اما مهمتر از همه این پرسشها، یك پرسش اساسی و بنیادیتری است كه اگر تكلیف این پرسش روشن شود، تكلیف مابقی پرسشها هم به تبع آن روشن میشود. در سادهترین شكلش این پرسش را اینگونه میتوان تعریف كرد: مسئولیت عملكرد نیروهای انتظامی، امنیتی، شبه نظامی، لباس شخصی و غیره در ایران بر عهده كدام مرجع و نهاد است؟ مسئولیت شلیك از فاصله چند متری به ندا آقاسلطان بر عهده كدام نهاد است؟ مسئولیت شلیك به مسعود هاشمزاده، سهراب اعرابی، اشكان سهرابی، محمد كامرانی و... بر عهده نیروهای وابسته به كدام نهاد میباشد؟ مسئولیت كشته شدن محسن روحالامینی بر عهده كدام نیروست؟ ماموران و مسئولان بازداشتگاه كهریزك تعلق به كدام دستگاه داشتند؟ در نظامهای دموكراتیك مدعیالعموم یا قوه قضاییه مسئولیت رسیدگی به كشتهشدن، ضرب و جرح و بازداشتهای غیرقانونی افراد را برعهده دارد. در مرحله بالاتر و جدیتر، قوه مقننه مسئولیت پیگیری و نقض حقوق مدنی انسانها را بر عهده دارد.
10 سال پیش در شب 18 تیرماه 78 نیروهای پلیس، شبه نظامی و لباس شخصی به كوی دانشگاه تهران حمله كردند. هزاران دانشجو را مورد ضرب و شتم قرار دادند، در و پنجره، میز و صندلی، یخچال و آبسردكن، كامپیوترها و اموال شخصی دانشجویان را خرد كردند و صحنههایی آفریدند كه تصور آن هم ثقیل بود. تحلیلهای فراوانی در هفتهها و ماههای بعد از آن از سوی اصلاحطلبان و اصولگرایان و علیه یكدیگر پیرامون وقایع 18 تیر صورت گرفت. اما یك سوال ساده در میانه آن هیاهو مطرح شد بدون آن كه پاسخ مشخصی دریافت دارد. عمده بحثها آن بود كه محافظهكاران میخواستهاند در آن زمان خاتمی را سرنگون كنند و متقابلا محافظهكاران نیز مخالفانشان را متهم میكردند كه میخواستهاند نظام را سرنگون كنند. در آن میانه هیچ كس نپرسید كه چه كسی پاسخگوی این نوع برخوردها با دانشجویان است؟
10 سال از 18 تیر سال 78 گذشت بدون آن كه كسی در مقام كنكاش پیرامون این پرسش بنیادی برآید. اما اینگونه نشد تا رسیدیم به تیر 88. اگر 10 سال پیش نیروهایی كه وارد كوی شدند صرفا دانشجویان را میزدند، 10 سال بعدش آنان افزون بر ضرب و شتم دانشجویان شمار دیگری را هم دستگیر كرده و با خود بردند.
جناب آقایان دكتر احمد توكلی، دكتر كاظم جلالی، پزشكیان، داریوش قنبری، الیاس نادران و سایر نمایندگان خانه ملت این نظام محصول دهها سال مبارزه و مجاهدات هزاران نفر از مردان و زنان آزاده كشور است. این نظام به بهای پایداری و از جان گذشتگی شهیدان به خون خفته 29 بهمن، 17 شهریور، 13 آبان و یوماللههای دیگر است. این نظام، یادگار حسین خرازی، مهدی باكری، ابراهیم همت، احمد متوسلیان، مهدیزینالدین و صدها هزار شهید و معلول و جانباز جنگ تحمیلی است.
بعد از یكصد سال مبارزه از مشروطه تا به حال، این درد را انسان به كجا برد و به كه بگوید بازداشتشدگان كوچه و خیابان را بعضا آنچنان كردهاند كه مردهاند؟ كمیته حقیقتیاب مجلس، قوه قضاییه، مجلس شورای اسلامی، مگر محسن روحالامینی چه گفته بود و چه كرده بود كه فكش باید خرد میشد؟ اگر 18 تیر سال 78 یك نفر در این مملكت پیدا شده بود تا این سوال را مطرح كند كه این نیروهایی كه آن شب به كوی دانشگاه حمله كردند فكر میكردند به كجا حمله كردهاند و فكر میكردند طرف مقابلشان كیست، آیا امروز شاهد این فجایع میشدیم؟
اگر از ابتدا مصر میشدیم كه هر نهادی باید در قبال اعمال و رفتارش پاسخگو باشد، آیا امروز شاهد میشدیم كه دهها نفر از رجال و شخصیتهای سیاسی كه در پرونده 30سال گذشته اكثر ایشان به جز اسلامخواهی، عشق به نظام، اعتقاد به انقلاب و خدمت به كشور چیز دیگری نیست هفتهها در بازداشت به سر برند؟ در تیرماه سال 84 یك رشته انفجارات در مترو لندن توسط مسلمانان تندرو صورت گرفت كه منجر به كشته شدن دهها نفر گردید. در همان وضعیت بحرانی و التهاب كه بر نیروهای پلیس انگلستان حاكم شده بود یك فرد مظنون كه به فرمان ایست پلیس توجه نكرده بود مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در جا كشته میشود. بعدا معلوم شد كه فرد مظنون یك توریست برزیلی بوده و پلیس در زدن او اشتباه كرده. به دنبال بروز این حادثه ماهها تحقیق و بررسی از سوی نهادهای مختلف قانونی صورت گرفت كه آیا پلیس در جریان تیراندازی به فرد مظنون طبق دستورالعمل و ضوابط شلیك تیر عمل كرده یا نه؟!
در كشور ما چندین نفر ظرف چند هفته گذشته با اصابت گلوله از پای در آمدهاند در حالی كه هیچ نهادی تا بدین جا مسئولیت تیراندازی به مردم را رسما نپذیرفته. تعداد قابل توجهی از بازداشتیها در بازداشتگاهها كشته شدهاند. باز تا به اینجا حتی یكی از دستگاهها وسازمانهای ذیربط رسما مسئولیت كشتهشدن حتی یك مورد از افراد را نپذیرفتهاند. فرض بگیریم كه حتی یك نفر در جریان بازداشت و بازجوییها كشته شده آیا هیچ یك از دستگاهها و سازمانهای ذیربط مسئولیتی در قبال جان بازداشتشدگان ندارند؟ آیا قوه قضاییه، مدعیالعموم كه طبق تعریف وظیفه دفاع از جان، مال، هستی و ناموس شهروندان بر عهدهاش میباشد، نباید كوچكترین واكنشی در قبال كشتهشدگان اخیر نشان دهد؟ آیا اساسا مشخص است كه مسئولیت كشتهشدگان در بازداشت یا در خیابانها بر عهده كدام ارگان، نهاد یا وزارتخانهاست؟ آیا هیچ پاسخی برای پرسشها وجود ندارد؟
آیا معنی «مجلس در رأس همه امور است» این است كه در كهریزك تهران بازداشتگاهی باشد كه جوانان دستگیر شده صحیح و سالم به آنجا منتقل شوند و پس از چند روز یا چند هفته جنازه آنان را تحویل خانوادههایشان دهند و به هیچ مقام و مرجعی هم پاسخگو نباشند؟ آیا مصداق سوگند دفاع از حقوق مردم چشم بستن روی این همه حقایق هولناك است؟ اگر مجلس پیگیر نباشد كه چرا عدهای در بازداشت كشته شدهاند؟ چرا بسیاری از فعالان سیاسی هفتههاست در بازداشت به سر میبرند؟ آن افرادی كه به منازل و اتومبیلهای مردم حمله كردند از كدام مرجع دستور داشتند؟ آیا محسن روحالامینی باید به آن طرز كشته میشد تا شماری از مسئولان به خود میآمدند؟ آیا زمان آن نرسیده كه نمایندگان ملت خواهان نظارت و رسیدگی بر نیروهای حافظ امنیت كشور شوند؟