آفتابنیوز : 
ولي اين كه تا چه حد اين انتقال قدرت واقعي يا صوري خواهد بود به شدت و ضعف درگيري هاي مسلحانه در عراق و توانايي دولت علاوي در مهار كردن آن بستگي دارد.
چنانچه اين دولت انتقالي وضعي مشابه شوراي حكومتي پيشين پيدا كند، «جان نگروپونته» سفير آمريكا در عراق، عملاً حاكم عراق خواهد شد و همان نقشي را ايفا خواهد كرد كه تا قبل از 30 ژانويه «پل برمر» عهده دار آن بود.
در حال حاضر غالب ناظران، بحران عراق را از ديدگاه بين المللي و سياست خارجي آمريكا مورد نقد و بررسي قرار مي دهند و كمتر به اين موقعيت توجه مي كنند كه در مرحله نهايي سرنوشت عراق را نيروها و رهبران سياسي و مذهبي و قومي خود عراق تعيين مي كنند و منافع و مقاصد خارجي از طريق عناصر و گروه هاي رقيب عراقي وارد صحنه درگيري ها و دادوستدهاي سياسي و اقتصادي و امنيتي عراق مي شوند.
براي تحليل وضع كنوني عراق لازم است به خاطر داشته باشيم كه انتقال حاكميت از نيروهاي ائتلافي به دولت موقت عراق يك نقطه عطف در تاريخ كشوري است كه هدف تأسيس و تعيين مرزهاي آن بيشتر متأثر از مقاصد امپراتوري بريتانيا بود تا مربوط به تمايلات سياسي و علايق قوي و مذهبي ساكنان آن.
بدين ترتيب عراق در 84 سالي كه از تأسيس آن مي گذرد يا تحت قيوميت دولت بريتانيا بوده و يا زير سلطه ديكتاتورهاي بومي كه متعلق به اقليت سني بودند.
در زمان تأسيس عراق در سال 1920 پديده اي به نام ناسيوناليسم عراقي وجود نداشت و از زمان كسب استقلال در 1932 نيز هيچ وقت ملي گرايي در عراق فرصت رشد و توسعه نداشته است.
در دوران زمامداري صدام حسين دشمني هاي قومي و مذهبي و سياسي تشديد يافت و استبداد بعثي چنان وحشيانه و بيمارگونه شد كه كمتر كسي در عراق اين جرأت را داشت كه به نفي و نقض حقوق شهروندي اعتراض كند.
اساسي ترين سوالي كه امروز براي مردم عراق مطرح است اين است كه راه حركت به سوي ثبات و مدنيت كدام است؟
آيا نيروهاي ائتلافي يا سازمان ملل متحد و يا ديگر قدرت ها و نهادهاي جهاني قادرند كه عراقي ها را در رسيدن به اين هدف ياري كنند؟
حقيقت امر اين است كه اگر رهبران و گروه هاي سياسي و مذهبي و قومي كه روي توده هاي مردم نفوذ دارند نتوانند بر مبناي نيازهاي مشترك مردم خود با يكديگر همكاري كنند، هيچ كشور و نهاد خارجي قادر به ايفاي نقش كارسازي براي آنان نيست. از تأسيس عراق تاكنون اين اولين بار است كه نيروها و رهبران گروه هاي مختلف فرصت يافته اند تا در بناي ساختار سياسي كشورشان شركت كنند.
در حال حاضر، همه بازيگران صحنه باتلاقي بحران عراق، واكنشي عمل مي كنند و در اتخاذ تصميمات خود، توانايي آينده نگري و تفكر درباره پيامدهاي درازمدت از آنان سلب شده است.
آمريكا در بن بستي قرار گرفته كه خروجش از عراق، جرقه جنگ داخلي را روشن مي كند و ادامه حضورش مانع توليد و رشد يك جايگزين مسالمت آميز و كثرت گراست. به هرحال انتقال حاكميت ملي به عراقي ها مي تواند يكي از پيامدهاي سه گانه ذيل را به همراه بياورد:
1- خوش بينانه ترين تصويري كه مي توان از آينده عراق ساخت اين است كه رهبران و نيروهاي شيعه و سني و كرد با مصلحت انديشي و واقع بيني نسبت به اختلافات ريشه دار مذهبي و قومي مردم جامعه يك حكومت فدرال تشكيل دهند كه خودمختاري هر سه بخش اصلي جمعيت و پلورالسيم سياسي و فرهنگي تمام كشور را به رسميت بشناسد.
تنها چنين حكومتي مي تواند زمينه ساز شرايطي باشد كه درآمد نفت عراق براي اولين بار جهت برآوردن نيازهاي تمامي مردم عراق مصرف شود.
اگر عراقي ها اين راه حل رويايي را براي پايان دادن به بحران كشورشان انتخاب كنند، تعدادي از ملل پيشرفته جهان و نهادهاي بين المللي در اجراي پروژه همزيستي و تقسيم قدرت ياري رسان خواهند شد.
2- بدبينانه ترين تصوير از آينده عراق اين است كه گروه ها و رهبران شيعه و سني و كرد قادر به توافق و كنار آمدن با يكديگر نشوند و كارشان به جنگ داخلي بينجامد و جنگ شيعه و سني اولين و خطرناك ترين بخش اين فاجعه خواهد بود زيرا كشورهاي همسايه مستقيم و يا غيرمستقيم وارد كارزار شده و كشتار و ويراني فرسايشي مي شود.
چنين جنگي مسابقه تسليحاتي در خاورميانه و تروريسم و آنارشيسم را افزايش مي دهد و عناصر مستبد و متعصب را بيش از پيش بر حيات سياسي و اجتماعي منطقه مسلط مي سازد.
3- چنانچه سناريوي اول عملي نباشد و بروز جنگ داخلي به صورت خطري جدي درآيد، آمريكا، بريتانيا، فرانسه، آلمان و روسيه به اين نتيجه مي رسند كه جنگ داخلي عراق و زمينه هايي كه اين جنگ براي رشد تروريسم مهيا مي كند، منافع اقتصادي و امنيت همگي را به چنان مخاطره اي خواهد انداخت كه براي جلوگيري از آن بايد دست اندركار استقرار ديكتاتور جديدي در بغداد شد.
به نظر مي آيد كه سياستمداران آمريكا در عراق، اياد علاوي را براي رهبري بلامنازع عراق آينده كانديدا كرده اند.
انتخاب علاوي به عنوان نخست وزير موقت، تنها به طور صوري از سوي نماينده ويژه سازمان ملل صورت گرفت. او درواقع فرد موردنظر كاخ سفيد بود و به اخضر ابراهيمي تحميل شد.
علاوي كه در 12 سال گذشته به عنوان رهبر يك گروه ضدصدام حسين با سازمان اطلاعات آمريكا همكاري داشته تا سال 1975 با بعثي هايي همكاري داشت كه براي به قدرت رسيدن صدام حسين فعاليت مي كردند. وي از سال 1971 تا 1975 مأمور سازمان امنيت و اطلاعات عراق در لندن بود و مسئوليت امور حزب بعث در اروپا را به عهده داشت.
شايد به همين دليل باشد كه غالب ناظران پيش بيني مي كنند، چنانچه بعد از انتقال حاكميت ملي به دولت علاوي، خشونت و ناامني سياسي و نابساماني اقتصادي افزايش يابد، دولت جورج بوش تلاش خواهد كرد دولت علاوي را به رژيمي شبيه ديگر ديكتاتوري هاي منطقه تبديل كند و اجازه دهد كه او با همكاري بعثي هايي كه در حال حاضر فلوجه را كنترل مي كنند، اوضاع عراق را اضطراري اعلام كرده و دست به سركوب همه مخالفان و منتقدان بزند.
اين گزينه شكل گرفته در بن بست، نه پاسخي است به مشكلات بوش و نه درماني براي رنج و عذاب مردم عراق، بلكه تنها راه پايان فاجعه، تولد و توسعه همزيستي و همكاري مدني در جامعه متنوع عراق است.
در اين ميان چشم انداز برگزاري انتخابات سراسري اعلام شده در 30 ژانويه در عراق هر روز تيره تر شده است. با افزايش بمبگذاري هاي روزانه، پخش اعلاميه هايي از سوي شورشيان عراقي مبني بر تهديد مردم براي شركت نكردن در انتخابات عراق، اين كشور را در موجي از وحشت فرو برده و ادامه ناامني در شهرهاي مختلف اين كشور و اعلام تحريم انتخابات توسط بزرگترين ائتلاف گروه هاي سني عراق، فشار بر دولت موقت عراق و نيروهاي ائتلاف براي برگزاري انتخابات سراسري در موعد تعيين شده افزايش مي يابد.
اما با تمام اين شرايط قرار است امروز (30 ژانويه) رأي دهندگان عراقي 275 عضو مجلس انتقالي اين كشور را انتخاب كنند.
مجلس انتقالي ضمن تعيين دولت موقت بعدي و تصويب قوانين لازم، متن قانون اساسي دائم عراق را تدوين مي كنند و به همه پرسي مي گذارند.
براساس جدول زمان بندي شده قرار است انتخابات عمومي براي گزينش نمايندگان مجلس عراق در سال آينده برگزار شود و دولت جديد مستقر شود و حضور نظامي خارجي در عراق خاتمه يابد مگر اين كه دولت جديد خواستار ادامه مأموريت آنان شود.
انتخابات مجلس انتقالي به صورت رأي گيري نسبي انجام مي شود و تاكنون بيش از 120 حزب فهرست نامزدهاي خود را كه حداقل 12 و حداكثر 275 نفر هستند، معرفي كرده اند.
در فهرست نامزدهاي هر حزب بايد به تعداد كافي نامزد زن وجود داشته باشد به نحوي كه دست كم 25 درصد از كرسي ها در اختيار زنان قرار گيرد.
تاكنون 48 هزار تن از عراقي هاي مقيم ايران براي شركت در انتخابات ثبت نام كرده اند كه بالاتر از شمار ثبت نام كنندگان انتخابات در ديگر كشورهاست. در خارج از ايران، بسياري فكر مي كنند كه عراقي هاي مقيم ايران كوركورانه خط حكومت ايران را در مورد انتخابات كشورشان پي مي گيرند، در حالي كه با گفت و گو با عراقي هايي كه در ايران براي ثبت نام جهت شركت در انتخابات مراجعه مي كنند معلوم مي شود كه تكثر آرا به شكل سالمي وجود دارد.
بعضي از آنها مي گويند كه از جهت گيري آيت الله سيستاني پيروي خواهند كرد و به ائتلاف متحده عراقي رأي خواهند داد كه مورد تأييد اوست.
تعداد عراقي هايي كه در ايران براي ثبت نام جهت شركت در انتخابات مراجعه كرده اند، در مقايسه با ديگر كشورها به ميزان فوق العاده اي بالا بوده است. يكي از توضيحاتي كه براي اين موضوع وجود دارد اين است كه عراقي هاي مقيم ايران عمدتاً شيعه مذهبند و معتقدند كه اين بار شيعيان در تشكيل حكومت آينده عراق از اقبال خوبي برخوردارند.
توضيح ديگراين است كه طي سال هاي سال كه آنها در ايران حضور داشته اند شاهد برگزاري تعداد زيادي انتخابات بوده اند بدون اين كه امكان شركت در آنها را داشته باشند.
بسياري از عراقي هاي مقيم ايران مي گويند قصد دارند به محض اين كه وضعيت امنيتي بهتر شد به كشورشان بازگردند بنابراين مي توان تصور كرد كه دلشان مي خواهد در آينده كشورشان نقش داشته باشند.
در اين ميان عراقي هاي داخل عراق موضع گيري خاص خود را دارند.
راشا، دانش آموزي از شهر فلوجه درباره انتخابات مي گويد: «اين انتخابات را نيروهاي آمريكايي براي جلوگيري از پيشرفت عراق به راه انداخته اند. نه من و نه دوستانم هرگز در اين انتخابات شركت نخواهيم كرد. نيروهاي آمريكايي و دولت موقت هيچ كمكي به ما نكرده اند كه رأي دادن را توجيه كند.»
شهر فلوجه صحنه نيروهاي سنگين ميان نيروهاي نظامي آمريكا و شورشيان عراقي بوده است. بسياري از سكنه شهر كه سال گذشته از حملات نظاميان آمريكا فرار كرده بودند، اكنون به فلوجه بازگشته اند.
ام الناس، زني خانه دار و از اهالي فلوجه است وي كه قصد ندارد در انتخابات امروز شركت كند، مي گويد: «من اين طور انتخابات را يك شوخي يا نمايشنامه اي مي دانم كه نقش ها و نحوه اجراي آن توسط دولت آمريكا تعيين شده است. مقامات كاخ سفيد بسته به ميل خود متن اين نمايش را نوشته اند. مقامات آمريكايي شخصيت هاي اين نمايش را انتخاب و مطابق با خواسته هاي خود به آنها شكل داده اند. من فريب آنها را نمي خورم و به هيچ يك از كانديداها ايمان ندارم.»
اين طوركه به نظر مي آيد ايمان و اعتقاد هم تعيين كننده نتيجه انتخابات عراق خواهد بود برخلاف مناطق سني نشين، اكثريت شيعه عراق اميدوار هستند كه اين انتخابات سرآغاز دوران جديدي در اين كشور باشد. دوراني كه براي آنان قدرت بيشتر و براي عراق امنيت بيشتر به ارمغان آورد.
«ام علي» معلمي از شهر كربلا مي گويد، علي رغم خطراتي كه وجود دارد رأي خواهد داد.
وي مي گويد: ما بسيار وحشت داريم اما مصمم هستيم كه رأي بدهيم. اما اين كه به كدام كانديدا بايد رأي داد، كار چندان آساني نيست. «ام علي» مي گويد عراقي ها اطلاعات زيادي درباره كانديداها ندارند، انشاءالله روز انتخابات تصميم مي گيرم به چه كسي رأي بدهم. هنوز وضعيت روشن نيست. ما نه اسم كانديداها را مي دانيم نه موضع سياسي آنها را مي شناسيم و حتي از نيات آنها بي اطلاع هستيم.
و اما يكي از نامزدهاي انتخابات زني است 60 ساله به نام زينه.
اين زن كه چهار بچه دارد و خانه دار است و در عين حال به عنوان نامزد حزب دموكراتيك ملي عراق در رقابت براي راهيابي به جمع قانونگذاران كشورش شركت دارد، مي گويد: «به عنوان نامزد انتخابات كار چنداني نمي توانم بكنم و حتي نگرانم كه اگر اسم كاملم را به شما بگويم، مخالفان انتخابات قصد كشتنم را بكنند.»
وي مي افزايد: «در همه جاي بغداد مي توانيد پوسترهاي انتخاباتي نامزدهاي احزاب مختلف را ببينيد و حتي مي توانيد پيش نامزدهايي كه هويت خود را براي عموم آشكار كرده اند برويد و با آنها گفت و گوي خصوصي انجام دهيد البته تحت تدابير شديد امنيتي.
نامزد اين انتخابات بودن سخت است، كساني كه من براي ديدار با آنها جرأت مي كنم از خانه بيرون بروم، بستگان، دوستان يا همكارانم هستند نه مردم عادي.»
زينه مي گويد: «فكر مي كنم براي مردم هم رأي دادن سخت باشد، آنها از رفتن پاي صندوق رأي وحشت دارند و با توجه به دشواري هايي كه مبارزات انتخاباتي پيش رو دارد، مردم اصلا نمي دانند كه به چه كسي بايد رأي بدهند.»
در حال حاضر ائتلاف متحد عراق با 228 نامزد كه از شخصيت هاي سياسي شيعه تشكيل شده و از حمايت آيت الله سيستاني برخوردار است و شامل عبدالعزيز حكيم رئيس مجلس اعلاي شيعيان عراق مي شود يكي از اصلي ترين ائتلاف هاي شركت كننده است.
محسن حكيم مشاور سياسي عبدالعزيز حكيم ضمن حمايت از ائتلاف متحد عراق مي گويد: «مشكل عمده عراق تسلط ديكتاتوري به بدترين شكل آن، آپارتايد قومي يا تبعيض نژادي و قلع و قمع مذهبي و از بين بردن هرگونه حقوق مذهبي است و راهبرد ثبات در عراق بدون شك رعايت حقوق مردم، احترام به دين اكثريت و رعايت حقوق اقليت هاست.
وي درخصوص انتخابات عراق مي افزايد: «همه كشورهاي عربي عليه شيعيان در عراق جوسازي كردند ولي انتخابات فعلي به قوت خود باقي است و اگر شده از روي مين عبور مي كنيم تا رأي خود را به صندوق بيندازيم.»
مشاور سياسي عبدالعزيز حكيم معتقد است: «ترس آمريكا از برگزاري انتخابات تغيير ژئوپلتيك منطقه است كه به قول «ملك عبدالله» يك هلال شيعي در حال شكل گيري است و لذا بايد جلوي آن را گرفت.»
محسن حكيم با انتقاد شديد از سياست هاي تبعيض آميز سازمان ملل، انگليس و آمريكا در تبعيض ميان شيعيان و اعراب سني و تضييع حق اكثريت 65 درصدي شيعيان مي گويد: «به رغم تلاش هاي گسترده براي نقض حقوق شيعيان عراق، حضور گسترده شيعيان داخلي عراق، تلاش هاي دولت هاي عربي، بعثي ها، القاعده، انگليس و آمريكا را در جلوگيري از دستيابي شيعيان به حقوق مشروع خود در نظام حكومتي عراق را ناكام خواهد گذاشت و موضع شيعيان و مجلس اعلا شركت همه جانبه در انتخابات عراق است و به هر صورتي در اين انتخابات شركت خواهيم كرد.