به گزارش آفتاب نیوز، 
اين پسر ۲۵ ساله در حالى از سوى پليس بازداشت شده است كه ادعا مى كند دختر جوان در اجراى اين نقشه با او همراه بوده است.
ادعاهاى اين متهم در دادسرا از سوى دختر جوان تكذيب شده و وى با طرح شكايتى مدعى شده از سوى پسرعمويش مسموم شده است.بنا به اين گزارش؛ دختر ۲۰ ساله اى در حاليكه هراسان و مضطرب نشان مى داد با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۶۲ دولت آباد ادعا كرد از سوى پسرعمويش اغفال شده و مورد تجاوز قرار گرفته است.وى درباره چگونگى اين حادثه گفت: از چند سال قبل پسرعمويم با آمدن به خانه ما در يكى از شهرستان هاى غربى كشور مرا از خانواده ام خواستگارى كرد. از آنجايى كه شنيده بودم او پسر شرورى است و به چاقوكشى و خلاف بودن شهرت دارد نپذيرفتم.در حال كه چند سالى از طرح خواستگارى مى گذشت و من تصور مى كردم ديگر همه چيز تمام شده است، دخترعمويم در سفرى كه به شهر ما داشت پيشنهاد كرد چند روزى را به خانه آنها برويم. من هم پذيرفته و با او همراه شدم زمانى كه به خانه شان رسيديم تنها پسرعمويم در خانه بود، هوا خيلى گرم بود. او دو ليوان آب پرتقال آماده كرده و از ما خواست تا آنها را بنوشيم.
در حالى كه داشتيم آب پرتقال مى خورديم احساس كرديم بيش از حد شيرين است و مزه طبيعى ندارد. وقتى در اين باره پرسيديم گفت مى خواستم خوشمزه تر باشد بنابراين اسانس پرتقال بيشترى در داخل آب ريختم.هنوز دقايقى از خوردن آب پرتقال ها نگذشته بود كه احساس كردم سرم گيج مى رود. خواستم از جايم بلند شده و به صورتم آب بزنم ولى تلوتلو خوردم و بعد روى زمين افتادم، ديگر چيزى نفهميدم.وقتى به هوش آمدم ابتدا تصور كردم براى يك لحظه دچار سرگيجه ناشى از چند ساعت مسافرت شده ام ولى خوب دقت كردم ديدم هوا روشن است در حاليكه ما شب چهارشنبه به تهران آمده بوديم.به فكرم رسيد تا از شماره ۱۹۲ مخابرات درباره زمان و تاريخ امروز جويا شوم. وقتى شنيدم كه ظهر روز جمعه است از تعجب شوكه شدم. ما مدت ۴۸ ساعت بى هوش شده بوديم ولى از پسر عمويم خبرى نبود. دقايقى بعد دخترعمويم هم به هوش آمد. به اتفاق او به ماماى شخصى اش مراجعه كرديم. او پس از معاينه تأييد كرد كه حادثه ناگوارى برايم رخ داده است.وقتى گريان به خانه بازگشتيم، پسرعمويم در خانه بود. او وقتى شنيد ما از ماجرا اطلاع پيدا كرده ايم گفت مى خواستم مجبور به ازدواج با من شوى بنابراين تصميم به اين كار گرفتم.
تازه در حالى كه لباس به تن نداشتى از تو عكس و فيلم تهيه كرده ام اگر به ازدواج با من رضايت ندهى آنها را منتشر مى كنم تا آبرويت برود.با توجه به مطرح شدن اين ادعاها به دستور بازپرس دانشور از شعبه هفتم بازپرسى دادسراى شهررى اكيپى از مأموران پاتوق پسر جوان را تحت نظر قرار داده و او را بازداشت كردند.وى وقتى در برابر بازپرس پرونده قرار گرفت در اين باره ادعا كرد: اين دختر به من علاقه مند بود و با رضايت خودش نقشه اى كشيديم تا مادرش موافقت كند و با هم ازدواج كنيم. او حالا كه كار به اينجا كشيده از ترس خانواده اش اين حرف ها را مى زند. بدين ترتيب با دستور بازپرس پرونده، متهم تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران پليس قرار گرفت.