پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۹۵۳۲
۱۷:۰۵
۱۳۸۴/۰۵/۲۴

توسعه‌ي‌‌ صنعتي به ما نيامده!

۱۷:۰۵
۱۳۸۴/۰۵/۲۴
به گزارش آفتاب نیوز، ما البته خود اين استراتژي را هيچ وقت نديديم تا بتوانيم آن را موشكافانه تحليل كنيم. اما با مطالعه‌ي جسته‌گريخته‌ي كتاب پشتيباني‌اش خيلي چيزها را فهميديم. از جمله اين‌كه صنايع كشور ـ تا دير نشده ـ بايد به شبكه‌هاي توليد جهاني بپيوندند و از اين رهگذر هر‌چه زودتر شرايط را براي استحاله‌ي اقتصادي ايران در نظام اقتصادي جهاني فراهم نمايند. شأني كه اين بزرگواران براي كشور قايل شده‌اند، چيزي در حد يك "كشور اقماري" است كه بايد دور "متروپل‌ها" بچرخد، و حالاحالاها براي از ما بهتران بيگاري كند تا شايد پس از دميدن صور اسرافيل ان‌شاءا... به تكنولوژي برسد و بتواند نامش را در باشگاه سفيدپوستان ثروتمند ثبت كند. همان نسخه‌هاي پوسيده‌ي بانك جهاني، كه تاريخ مصرفشان مدت‌ها پيش سپري شده است. اندكي پس از انتشار كتاب مذكور، بروبچه‌هاي مركز مطالعات تكنولوژي دانشگاه شريف كمر همت بستند و كتابي در نقد اين "شبه استراتژي" نوشتند؛ با كمك جمعي از اهل بخيه، كه دست حضرات را خوانده بودند. پيمانكار پروژه، از اين كتاب، حسابي برآشفت و همه را به بي‌سوادي و جهالت استراتژيك متهم نمود، و كسي هم نبود كه به اين تئوريسين "استحاله‌ي اقتصادي" بگويد كه شما و امثال شما باسوادها، كه سال‌هاي‌سال سكان‌هاي برنامه‌ريزي كشور را در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در دست داشتيد، چه گلي به سر اقتصاد، صنعت و تكنولوژي اين كشور زديد كه حالا چنين طلبكار شده‌ايد. القصه، وزارت محترم صنايع و معادن كه هوا را پس ديد، ترجيح داد اين استراتژي را با چراغ خاموش پيش ببرد. گمان مي‌كنم هيأت دولت آن را تصويب نكرد، و يا اگر تصويب كرد صداي آن را در نياورد. اما امروز كه روزنامه‌هاي گذشته را ورق مي‌زدم، ناگهان چشمم به خبري كوتاه با اين مضمون از قول جناب آقاي مهندس اشرف سمناني ـ قائم مقام معاون برنامه‌ريزي وزارت صنايع ـ افتاد كه "استراتژي توسعه‌ي صنعتي ابلاغ شد". متن خبر را كه خواندم، معلوم شد كه اين استراتژي صرفاً به زيرمجموعه‌هاي وزارت صنايع و معادن ابلاغ شده است، واين يعني كه، استراتژي توسعه‌ي صنعتي كشور به استراتژي وزارت صنايع و معادن تبديل شد! معلوم است كه ساير وزارت‌خانه‌هاي صنعتي مثل وزارت نفت، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، وزارت دفاع و الخ ... زير بار اين استراتژي نرفته‌اند، و هر كدام لابد استراتژي‌هاي خودشان را دارند. در جست‌وجوهاي امروز به خبر جالب ديگري هم از زبان دبير محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيدم؛ اين كه مجمع به تازگي بحث "سياست‌هاي كلي نظام در بخش صنعت" را در دستور كار قرار داده، و چند ماده‌ي آن را تصويب نموده است. و به اين ترتيب فهميدم كه استراتژي توسعه‌ي صنعتي كشور، پيش از تصويب سياست‌هاي كلي صنعتي كشور تدوين شده است. البته هر چند تقدم استراتژي‌هاي كلي بر سياست‌هاي كلي نظام، اصولأ محل اشكال است، اما من از اين نظر ايرادي به حركت وزارت صنايع نمي‌بينم. در برنامه‌ريزي استراتژيك هم رويكردهاي "بالا به پايين" را داريم و هم رويكردهاي "پايين به بالا" را؛ و كار وزارت صنايع و معادن مصداقي از رويكرد "پايين به بالا"بوده است. شايد كساني بخواهند از سرنوشت تلخ استراتژي توسعه‌ي صنعتي كشور به اين نتيجه برسند كه "استراتژي توسعه‌ي صنعتي به ما نيامده است"، اما من نتيجه‌ي ديگري مي‌گيرم: هر كس كه در برج عاج نخبگي بنشيند؛ خودش را عقل كل و ديگران را بي‌سواد تلقي كند و آن‌ها را در تدوين استراتژي‌هاي ملي به بازي نگيرد، حاصل كارش محكوم به فناست. تدوين استراتژي‌هاي ملي از آن ميدان‌هايي است كه همه‌ي ذي‌‌نفعان بايد در آن به بازي گرفته شوند. اين، شاخصي واقعي براي سنجش مردم‌سالاري در جوامعي است كه از شعار مردم‌سالاري عبور كرده، و به شعور مردم‌سالاري رسيده‌اند.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha