بليكس: به ايران ضمانتهاي امنيتي بدهید
به گزارش آفتاب نیوز، 
وي در اين گفت وگو از غرب خواسته است براي خروج از بحران هستهاي ايران، بايد به اين كشور ضمانتهاي لازم امنيتي و بهاي در خوري پرداخت شود.
متن اين گفت وگو به شرح ذيل است:
س: آقاي بليكس، بحران هسته اي ايران را تا چه حد خطرناك ميبينيد؟ ج: من در مقايسه با كره شمالي، خطر برنامه هسته اي ايران را كمتر مي بينم هر چند كه مذاكرات اخير با كره شمالي نسبتا خوب بوده است. ضمنا كره شمالي ادعا ميكند كه پلوتونيوم لازم براي ساخت بمب اتمي را دارد كه اين امر درباره ايران صدق نميكند.
س: با اين وجود چه چيزي تغيير ميكند؟
ج: سازمان سياي آمريكا اعلام كرده كه ايران با ساخت بمب اتمي ۱۰سال ديگر فاصله دارد . به عقيده من آمريكا نيز امروز بر خلاف گذشته به گونه ديگري با اين دو كشور رفتار ميكند.
س: چرا اينگونه شده است؟ ج: شايد واشنگتن متوجه شده كه تهديد نظامي ريسك هاي زيادي به همراه دارد و درست واكنشي را نشان ميدهد كه در اصل قرار بوده از آن جلوگيري شود. وقتي كه هر هفته شاهد باشيم كه از ديدگاه آمريكا فقط راه حل نظامي براي حل مشكل هسته اي ارايه ميشود، اين موضوع ميتواند هم دعوت از پيونگ يانگ و هم از تهران باشد كه هر چه سريعتر بمب اتمي را بسازند، زيرا از ديدگاه آنها داشتن اين سلاح ميتواند به عنوان ابزار بازدارنده در زمينه حمله نظامي احتمالي آمريكا به حساب آيد.
دليل دوم ميتواند آن باشد كه امروز ديگر "جان بولتون" در وزارت امور خارجه آمريكا مسوول اين دو پرونده نيست كه در سابق چندان نظر صلح آميزي در زمينه حل اين دو نداشت.
س: ايران تا چه حد در زمينه ساخت بمب اتمي جدي است؟ ج: من فكر ميكنم كه در بين جناح هاي مختلف در ايران برداشتها در اين زمينه متفاوت است. شايد برخي بر اين عقيده باشند كه عملكرد هند و كره شمالي بايد براي آنها الگو باشد و برخي نيز شايد به اقتصاد كشور فكر كرده و بر اين عقيده باشند كه بايد از غنيسازي اورانيوم انصراف حاصل كرد. ضمنا شايد جناحي نيز باشد كه به دنبال گفتمان سياسي مستقيم با آمريكا است.
س: آيا مشكل در اينجا است كه در صورت تسليم، ايران فكر ميكند كه تنها برگ برنده خود را از دست خواهد داد؟ ج: آنچه ما امروز شاهد آن هستيم، بيشتر نشان از آن دارد كه طرفين تلاش مي كنند تا امتيازات بيشتري بدست آورند. غرب امروز از ايران ميخواهد كه از تبديل اورانيوم خام به گاز هگزا فلوريد و همچنين غني سازي اورانيوم انصراف حاصل كند و ايران نيز در مقابل استدلال ميكند كه در چنين صورتي وابستگي هسته اياش به غرب زياد خواهد شد.ضمنا نبايد فراموش شود كه امروز در كنار غرب، چين و روسيه نيز اورانيوم را براي مصارف اقتصادي غني مي سازند.
از سوي ديگر اين موضوع نيز مطرح است كه شايد غرب بر اين عقيده باشد كه ايران با داشتن منابع عظيم نفت و گاز، چه نيازي به انرژي اتمي دارد. ولي هيچكس تا به امروز اين موضوع را درباره مكزيك و يا روسيه مطرح نساخته است.
س: غرب چه چيزي را بايد به ايران عرضه كند؟
ج: ضمانت امنيتي از سوي آمريكا. من فكر نميكنم كه ايرانيها در روياي آن باشند كه آمريكا آنها را دوست داشته باشد، ولي آمريكاييها حداقل بايد به ايران اين قول را بدهند كه هيچ برنامه اي براي حمله نظامي و يا بي ثبات كردن حكومت آنها را ندارند.
س: آيا اين موضوع رويايي نيست؟ ج: من تصور نميكنم كه اين موضوع رويايي باشد. زيرا جناحهايي در دولت "جورج بوش" بوده و هستند كه خواهان گفتمان سياسي با ايران ميباشند.
س: برخي استدلال ميكنند كه مقاصد هسته اي ايران به خاطر جنگ آمريكا عليه عراق بوده است. آيا شما نيز بر اين عقيده هستيد؟ ج: خير. مقاصد هسته اي ايران از اوايل دهه هشتاد آغاز شد. من آن زمان در آژانس بينالمللي انرژي اتمي مشغول به كار بودم و ما از ابعاد گسترده اين برنامه اطلاعي نداشتيم. ضمنا من تصور نميكنم كه ايران خود را در خطر بمب اتمي اسراييل احساس كند.قصد ايران براي داشتن برنامه هسته اي به خاطر احساس خطر از سوي عراق بود و ما در سال ۱۹۹۱شاهد بوديم كه عراق در اين زمينه تا چه حد پيش رفته بود.
س: چرا ايران به عنوان عضو پيمان منع گسترش سلاح هسته اي (ان.پي.تي) بخشي از برنامه هسته اي خود را پنهان نگاهداشته بود؟
ج: اين موضوع براي من هم روشن نيست. شايد هم همين موضوع است كه امروز باعث شده غرب فكر كند واقعا اين كشور به دنبال ساخت سلاح اتمي است. شايد هم ايران به اين خاطر كه بتواند از گردونه كنترل شديد آمريكا در زمينه تهيه فن آوري هسته اي خود خارج شود، دست به چنين كاري زده بود و يا شايد هم به خاطر آنكه ميخواسته از حمله نظامي به تاسيسات هسته اي خود جلوگيري كند، زيرا اسراييل در سال ۱۹۸۱تاسيسات اتمي عراق را نابود ساخت، اقدام به اين عمل كرده باشد.
س: غرب اينك چه بايد بكند؟ ج: من امروز ميبينم كه آمريكا و اروپا رفتار خود درباره كره شمالي و ايران را تغيير داده اند. آمريكا در سال ۱۹۹۲قراردادي را با كره شمالي امضا كرد كه ساخت دو نيروگاه اتمي آب سبك در آن نيز پيش بيني شده بود در حالي كه آن زمان فشار برروسيه وارد ميساخت كه از به پايان رساندن نيروگاه بوشهر كه از همين نوع بود، خودداري كند. البته هر دو اين رفتارها باعث نشد كه برنامه هسته اي ايران و كره شمالي متوقف شود، ولي اينك وضعيت به گونه ديگري تغيير كرده و آمريكا از كره شمالي ميخواهد كه بطور كلي از برنامه هسته اي خود صرف نظر كند و در مقابل با داشتن برنامه هسته اي غير نظامي تحت كنترل، توسط ايران موافق است.
اين در حالي است كه معاهده منع گسترش سلاح هسته اي هيچ موضوعي را بي پاسخ نگذاشته و تاكيد كرده كه اعضاي معاهده ميتوانند برنامه هسته اي غير نظامي داشته باشند و همزمان داشتن برنامه هسته اي نظامي را براي آنها ممنوع كرده است. امروز از ايران خواسته ميشود كه از برنامه هسته اي خود كلا انصراف حاصل كند، در حالي كه هم ايران و هم كره شمالي حق داشتن برنامه هسته اي غير نظامي را دارند.
ايران بايد داوطلبانه از اين برنامه انصراف حاصل كند و در اين زمينه دادن ضمانت امنيتي به آن ميتواند كارساز باشد.