پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۹۵۸۲
۱۱:۵۵
۱۳۸۴/۰۵/۲۵

من قاتل فراری هستم

۱۱:۵۵
۱۳۸۴/۰۵/۲۵
به گزارش آفتاب نیوز، قدمهاي مرد ياري اش نمي کرد. در حوالي ميدان راه آهن لحظه اي توقف کرد و عابران را که بسرعت از کنارش مي گذشتند ، يکي پس از ديگري از نظر گذراند. دلش مي خواست پس از يک سال آوارگي و دربه دري چهره آشنايي را ببيند و با او دردل کند اما همه براي او غريبه بودند. چند بار تا پله هاي ايستگاه راه آهن و محل ورودي رفت اما هر بار پشيمان شد و بازگشت. درونش جدالي بزرگ برپا شده بود. با خود مي گفت : کاش حرفهايم را باور کنند. از يک عابر ساعت را  پرسيد ، پاسخ مرد عابر در ميان صداي بوق خودروهاي عبوري گم شد. لبخندي زد و گفت : چه فرقي مي کند ساعت چند باشد ، من به آخر خط رسيده ام... مرد نفس عميقي کشيد و اين بار با قدمهاي محکم وارد ساختمان راه آهن شد. با مشاهده تابلوي پليس راه آهن وارد اتاق شد. مرد مقابل ميز افسر نگهبان ايستاد و گفت : جناب سروان ، من قاتل فراري هستم.

دستگيري متهم:
با شنيدن اين جمله همه ماموران اتاق افسرنگهبان سکوت کردند. پليسي جوان او را دعوت به نشستن کرد و با قرار دادن برگه اي مقابل او از وي خواست تا موضوع قتل را بنويسد. ساعتي بعد ، مرد متهم که خود را حبيب معرفي مي کرد به همراه يکي از افسران پليس به شعبه هفتم دادسراي جنايي منتقل شد. حبيب وقتي مقابل بازپرس حسيني قرار گرفت ، موضوع جنايت را فاش کرد.

جنايت در نيمه شب:
متهم گفت : 10 تيرماه سال گذشته ، روز سياهي براي من بود؛ زيرا متوجه شدم همسرم با يکي از همسايه ها ارتباط دارد. در اين روز وقتي او را از خواب بيدار کردم ، همسرم ليلا با مشاهده من که از خشم و غضب مي لرزيدم ، سعي کرد مرا دعوت به آرامش کند. وقتي موضوع ارتباط پنهاني او را مطرح کردم ابتدا منکر شد اما پس از آن که زمان رفت و آمدهاي آن دو را گفتم ، ابراز پشيماني کرد و از من خواست او را ببخشم. ليلا حتي به من گفت اگر چند روز فرصت دهم او مرد همسايه را خواهد کشت.
متهم گفت : وقتي او گناه خود را به گردن گرفت ، نتوانستم خود را کنترل کنم و به يکباره گلويش را فشردم و زماني که رنگش سياه شد ، با چاقو ضربه اي به سينه اش زدم و نيمه شب از روستاي طيراق اروميه متواري شدم.

آواره خيابان ها:
متهم گفت : پس از فرار به مدت يک سال آواره شهرهاي مختلف بودم و هر شب در کابوس جنايتي که مرتکب شده بودم ، آرام و قرار نداشتم. وي افزود: چند بار تصميم به خودکشي گرفتم اما جرات آن را نداشتم.
در اين مدت با کارگري در ساختمان ها سعي مي کردم امرار معاش کنم تا اين که از اين آوارگي خسته شدم و تصميم گرفتم خود را معرفي کنم.
در پي اين اعترافات ، بازپرس جنايي با صدور قرار بازداشت موقت ، متهم را براي ادامه تحقيقات به پليس آگاهي تهران ارجاع داد. بازپرس حسيني با اشاره به اعترافات متهم گفت : بررسي هاي اوليه نشان مي دهد وي سوئظن و بدبيني هاي فراواني نسبت به مقتول داشته است.
وي در ارتباط با وجود اين قبيل جنايت ها خاطرنشان کرد: ساختارهاي فرهنگي در وقوع چنين جرايمي نقش دارد. جنايت هاي خانوادگي عمدتا ناشي از نوعي بدبيني بيش از حد است که روانپزشکان آن را درجه اي از جنون قلمداد مي کنند. وي افزود: متاسفانه يکي از مسايلي که وقوع اين جرايم را تشديد مي کند ، قوانين دست و پاگير در دادگاه هاي خانواده است که با وجود مراجعه فرد بدبين براي طلاق ، رسيدگي به پرونده آنها مدتها به طول مي انجامد. وي اضافه کرد: اميدواريم مسوولان در ارتباط با اين قبيل جرايم با استفاده از نظرات کارشناسان و جامعه شناسان اقدام لازم را صورت دهند تا شاهد بروز چنين حوادثي نباشيم.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha