خاتمی:استیلای خودکامگی در جهان موجب سقوط تمدن اسلامي شد
به گزارش آفتاب نیوز، 
خاتمي: هنوز هم حرف زدن وانتقاد كردن هزينه دارد
سيدمحمد خاتمي پذيرش اين اصل كه معيار و مدار قدرت در كشور راي مردم است را مويد اين امر دانست و گفت: امروز اين اصل پذيرفته شده است كه هر كس كه راي مردم به او تعلق گرفت مشروعيت قدرت پيدا ميكند، اين در حاليست كه ما در كشوري زندگي ميكنيم كه قرنها هركس روي كار ميآمد خود را داراي فره ايزدي و سايه خدا برزمين ميخواند.
وي تغيير اين انگاره را مهم دانست و گفت: امروز در جامعه پذيرفته شده كه هيچ قدرت جاودانهاي وجود ندارد كه در مقابل مردم و نهادهاي مردمي پاسخگو نباشد و خود را فراقانوني بداند.
وي تاكيد كرد: همه اركان قدرت بايد پاسخگو باشند و امكان جابجاييشان وجود داشته باشد و اگر برخي نهادها كار خود را خوب انجام نميدهند، بايد تلاش كنيم اين نهادها اصلاح شوند.
وي با بيان اينكه به لحاظ فكري و قانوني گامهاي بزرگي براي استقرار مردم سالاري در كشور برداشته شده است، گفت: به رغم اين گامها هنوز حرف زدن و انتقاد كردن دركشور هزينه دارد. به طوريكه ما دهها روزنامه و مجله داريم كه به ناحق و يا به حق توقيف شده و صدها روزنامهنگار و نويسندهي جوان را بيكار كردهاند، بسياري از شخصيتها به زندان افتاده و مورد ستم واقع شدهاند. اما درعين حال بايد گفت كه اين امر پذيرفته شده كه فضا به گونهاي باشد كه تنوع نظرها وجود داشته باشد و اين قابل مقايسه با گذشته نيست.
وي تغيير ادبيات سياسي در ايران و جهان را از ديگر موفقيتهاي دولت اصلاحات عنوان كرد و گفت: در اين 8 سال آنچه در عرصه جهاني و در ايران بروز كرد تغيير گفتمان سياسي از گفتوگوي زورمدار به گفتوگوي فرهنگي است.
خاتمي با بيان اينكه از آرزوهاي ديرينهاش نزديكي زبان سياست و فرهنگ بود، گفت: فكر ميكنم اين آرزوي من هماكنون محقق شده است. در يك تحقيق كه 2 سال پيش در آمريكا انجام شد، نشان داد ميزان استفادهي سياستمداران از كتابهاي مقدس و آثار انديشمندان جهان در سالهاي اخير دهها برابر شده است.
خاتمي توجه به قانون را يكي ديگر از موفقيتهاي دولت اصلاحات عنوان كرد و گفت: امروز در كشور ما هيچ كاري حتي كارهاي خلاف بدون توجيه قانوني انجام نميشود. اين گامي بزرگ به سوي مردم سالاري است كه خلافكاران هم كار خود را با منطق و قانون توجيه كنند.
وي تبديل ايران به كشوري تاثير گذار بجاي آسيبپذير در منطقه را از ديگر موفقيتهاي دولت اصلاحات برشمرد و گفت: آنچه رخ داد تبديل تهديدهاي پيش روي امنيت ملي ما به فرصت بود. به طوريكه امروز هيچ تهديدي درمنطقه متوجه ما نيست. ما امروز با كشورهايي مثل عربستان كه سوء تفاهمهاي بزرگي با آن داشتيم، تفاهمنامه جامع امنيتي منعقد كردهايم.
نظريه پرداز گفتوگوي تمدنها معرفي چهره مدارا و گفتوگوي اسلامي و ايراني به جهانيان را ازموفقيتهاي ديگر دولت اصلاحات عنوان كرد و با بيان اين كه دنيا با يك جنگ بزرگ فكري و عملي بين اسلام و غرب مواجه است، ادامه داد: در بعد سياسي آن؛ سياستمداران سلطهطلب به بهانهي خطرناك بودن اسلام جنگي راه انداختهاند تا منافع كشورهاي خود راتامين كنند. در بعد فكري نيز براي ايجاد نگراني نسبت به اسلام با نمايش چهره خشن و تروريسمپرور توسط برخي از مدعيان مسلماني جنگيرواني عليه اسلام ايجاد شده است كه بايد مقابلش ايستاد. براي پيروزي در اين جنگ بايد چهره واقعي اسلام را به جهان نشان داد.
وي با بيان اينكه اسلام ارتجاعي و واپسگرا و تروريست پرور نمايندگانش را به دنيا معرفي كرده، آنها را بن لادن، ملاعمر، زرقاوي برشمرد و گفت: اما هنوز نماينده اسلام عقلگرا و مردمسالار در دنيا معرفي نشده است. ما بايد چهره منطقي اسلام را يعني چهرهاي كه ميخواهد در دنيا زندگي كند و به فكر نابودي ديگران براي حيات خودش نيست، به دنيا معرفي كنيم.
وي در برابر كساني كه ميگويند چرا ملاعمر سمبل اسلام اصولگرا شده است، گفت: بعضي دستپاچه شدهاند كه چرا نماد اسلام اصولگرا ملاعمر است و توانسته است برخي جوانان پرشور جهان اسلام را به سوي خود جلب كند. اينها سعي دارند با تند و تيزتر كردن شعارهايشان عقب ماندگي خود را جبران كنند اما امكان جبران وجود ندارد چون هرچه تلاش كنند تنها پيروان كوچكي از ملاعمر خواهند بود.
خاتمي در بخشي از سخنان خود با اشاره به يك برهه تاريخي از دورههاي اسلامي كه در آن مامون با ايجاد بيتالحكمه و خارج كردن مكتب ظاهرگرا از حاكميت باعث شكوفايي تمدن اسلامي شد، گفت: در اين دوره مامون با روي آوردن به مكتب اعتزال آن را مجراي نظريه رسمي كلام اسلامي قرار داد و اين امر باعث شد به عقل توجه بيشتري شود تا جوشش عظيمي در دنياي اسلام به وجود آيد.
خاتمي از ويژگيهاي اين دوره را عقلگرايي دانست و گفت: تكيه بر نيروي عقل و بهرهگيري از هويت اسلامي كه براي انسان ارج و احترام قايل است باعث شد از تحجر و ظاهر پرستي پرهيز شود و از دل اسلام تمدني بسيار باشكوه درآيد كه حتي جهان امروز را وامدار خود كند. از سوي ديگر اين سوال طرح ميشود كه چگونه اين تمدن كه ريشه در اسلام و تكيه بر نيروي عقل داشت رو به افول گذاشت؟
وي با بيان اين كه درباره انحطاط تمدن اسلامي سخن فراوان گفته شده است، ادامه داد: برخي علت آن را توجه بيش از حد دين به ظواهر زندگي ميدانند كه باعث شده يك تمدن پويا و پايدار نتواند ايجاد شود. برخي ديگر نيز اوجگيري افكار عرفاني و تصوف را از علل اين انحطاط عنوان كردهاند، زيرا معتقدند تصوف مردم را به ترك دنيا ميخواند و تمدن به ساختن دنيا ميانديشد لذا اوج يافتن يكي باعث انحطاط ديگري ميشود.
وي ادامه داد: از نظر من آنچه مايه سقوط تمدن اسلامي شد استيلاي خودكامگي در جهان اسلام بود كه اين خودكامگي راه را بر عقلانيت و مايهي حيات آن يعني انتقاد ميبست و دين، فلسفه و شعر را در خدمت توجيه و بسط خودكامگي قرار داد.
خاتمي با اشاره به بخشنامه مامون براي تحت فشار قرار دادن اشاعره گفت: بعد ازمدتي از اوج گيري اعتزال مامون به همه امراي ولايات خود بخشنامه ميكند كه كساني كه باور به اعتزال ندارند حق هيچگونه اظهار وجودي ندارند و نميتوانند در مناصب دولتي حضور يابند.
وي اين امر را ناشي از به خدمت درآمدن عقل براي ديكتاتوري دانست و گفت: عقل كه در متن خود تسامح و گفتوگو را نهفته دارد چنين تبديل به ابزار سركوب ميِشود . عقلي كه حق انتقاد ندارد مورد خواست ديكتاتوران و خودكامگان است. اگر عقل از تيررس نقد مصون بماند خود به جمود و ضد عقلانيت تبديل ميشود.
خاتمي با اشاره به تاكيد دولت خود بر توسعه سياسي علت آن را همين امر برشمرد و در تعريف توسعه سياسي گفت: توسعه سياسي يعني استقرار مردم سالاري،مهار شدن قدرت مطلقه، جابهجايي قدرت به خواست مردم و مسوول بودن قدرت در مقابل مردم ونهادهاي مردمي.
وي با اشاره به نقدهايي كه به دولت وي دربارهي توسعه يك بعدي ميشود، گفت: توسعه يك بعدي از نظر ما هم نادرست است و معتقدم بدون توسعه اقتصادي و فرهنگي نميتوان توسعه سياسي داشت اما نكته دقيق؛ آنهايي كه ميگويند توسعه سياسي به تنهايي توسعه نيست، مرادشان حذف توسعهي سياسي است نه توسعه موزون. اينكه ميگويند چرا از توسعه سياسي دم ميزنيد نشانه بدي است چون ميپندارند بدون توسعه سياسي ميتوان به توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي رسيد.
وي با اشاره به تجربه كوتاه مدت مردم سالاري در دوره مشروطيت گفت: انقلاب اسلامي آغاز مرحله جديدي از حيات اين مردم است ولي به اين معنا نيست كه كار تمام شده است. ما در اين دوره 8 ساله توانستيم مردم سالاري راتجربه كنيم اما بايد همچنان از آن حفاظت كنيم چون راه سخت و ناهموار است و نبايد انتظار داشت كه يك شبه همه مشكلات حل شود.