کشور آدم مسئله حلکن میخواهد، نه انقلابینمای پرمدعا
محمد مهاجری نوشت: آدمهای نان به نرخ روز خور، در پوستین خلق افتادند. یکی با شعار انقلابیگری و دیگری با ژست لیبرال منشی، و سومی به اسم مردمخواهی بلایی به سر ایران آوردهاند که نجات از آن، به سادگی ممکن نیست.
مطالبات اکنون مردم که در روزها و شبهای اخیر به خشونت گراییده، ظاهر اقتصادی و معیشتی دارد. افزایش قیمت ارز و گرانی کالاهای اساسی، بازار را کلافه و طاقت مردم را طاق کرده و اوضاع نابسامانتر از آن است که در تصور آید. میتوان ساده لوحانه این وزیر و آن رئیس را مقصر قلمداد کرد و به عنوان یک راهکار مبتذل امضای ۱۷۰ نماینده کجفهم را پای نامه سوال از رئیس جمهور انداخت یا چندمسئول را استیضاح کرد، حال آنکه یکی از مسئلههای کشور همین نمایندگانند.
خشونت یک شبه ایجاد نمیشود و البته با مقابلهامنیتی (که ضروری هم هست) و نیز چند تصمیم روبنایی از بین نمیرود. اگر برای مشکلات کشور فکر نشود، این آتش تا اطلاع ثانوی و به طور موقت زیر خاکستر نهان میشود.
مدتهاست کرامت انسانی ملت نادیده گرفته شده و لگدمال میشود. همان وقت که آن رئیس جمهور علیه ماعلیه، لفظ خس و خاشاک را به کار برد؛ روزی که دانشجوی ستاره دار به عقده تبدیل شد؛ آن هنگام که به اسم"بانیان وضع موجود" مدیران کاربلد را لکه دار کردند؛ دورهای که مدافعان مذاکره عزتمدارانه در برجام، دستمال حیض شدند؛ آن مواقعی که افراد به دردخور ردصلاحیت شدند و بی صلاحیتها قدر دیدند؛ و در خیلی از مقاطع دیگر به چشم مردم حاک پاشیده شد؛ و در همان هنگام نانش را کسانی خوردند که دکمه بیخ حلق شان را میبستند و با تسبیح شاه مقصود تعداد ذکرهاشان را میشمردند و همزمان به اسم دورزدن تحریم، نفت را بالا میکشیدند و دلارش را به زخم تجارت شخصی شان میزدند و مقدار اندکی از ان را هم به عنوان صدقه به سفره ملت برمیگرداندند.
شنیدهاید این روزها عدهای دجال وار، فریاد سرمیدهند که مشکل مردم معیشت است نه کنسرت و موسیقی پاپ و موتورسواری زنان؟ رد اینها را بگیرید تا ببینید به کجا میرسد؟ اینها عمله همان کاسبان تحریماند. با علم و کتل انقلابیگری و ارزشمداری راه افتادهاند تا اربابان شان را از تیررس نگاه مردم خارج کنند.
سخن به درازا نکشد. مشکل اصلی امروز معیشت است؟ خب چرا همین انقلابی نماهای پرمدعا، نمیگویند چه باید کرد؟ جز آن است که مشکل امروز اقتصاد، راه حل سیاسی دارد؟ هرکه مخالف است در واقع میخواهد تحریمها به همین شکلی که هست ادامه یابد و کاسبان و دورزنندگان تحریم نانشان توی روغن بماند.
امروز مملکت به آدم مسئله حل کن نیاز دارد. اول در عرصه دیپلماسی و سپس در زمینه اقتصاد. بعد هم البته در حوزه فرهنگ و چیزهای دیگر. جماعتی که شلاق ارزشها را در دست گرفتهاند و بر پیکر دیپلماسی و اقتصاد مینوازند در خوشبینانهترین حالت، کارچاق کنهای ترامپ و نتانیاهو هستند.
امروز باید با هر روش و حیله ممکن حق ایران را از شیران قلدر و روباهان مکار عالم گرفت. این کارمردانی لازم دارد که از پوسته سیاستهای اعلامی تا هسته سیاستهای اعمالی غواصی کنند و کشور را نجات دهند. مردانی که آبروی خود را برای کشور و ملت بگذارند و بپذیزند که هر بی کس و کاری، هر بدو بیراهی به انها بگوید. چارهای نیست که ققنوس وار وارد اتش شوند و جان به خطر اندازند.
این آدمها در کشور هستند. اما دست و بال شان بسته است. مدتهاست گوشه نشیناند. بعضی هاشان به تیغ نظارت استصوابی مجروح شدهاند. عدهای از آنها با انواع تهمت و افترا از میدان خارج شدهاند و...
ارادهای محکم لازم است تا آنان را احیا کند و پرقدرت پشت سرشان بایستد و تا آخر هم پشت شان خالی نشود. به دست اینها که مسئله حلکنهای کشور هستند میشود گرههای بزرگ را گشود و راه را هموارتر کرد.
اگر ارادهای هست بسم الله و گرنه آش همین است و کاسه همین.