پرسپولیس، تیمی که دلیلی برای باختنش نیست!
فوتبال یک سرش برد است و یک سرش باخت. هیچکس از شکست یک تیم یا یک ورزشکار در هر رشته ورزشی، تعجب نمیکند، چون شکست لازمه و پل رسیدن به پیروزی است.
اما این فرضها زمانی جواب میدهد که شما فوتبال بازی کرده باشید! آنوقت آنالیزورها دست به کار میشوند و کارشناسان نظر میدهند که در اجرای فلان تاکتیک ضعیف بودند یا فلان پاشنه آشیل خود را ترمیم نکردند. مربی میتواند با تعویض، مهرههای ضعیف را بیرون آورده یا روال تیمش را تغییر دهد. بازیکنان میتوانند درون زمین جابهجا شوند و خلاصه تمام آنچه در زیر مجموعه مسائل فنی و یا حتی روحی-روانی میگنجد، به عنوان دلایل برد یا باخت بررسی میشوند.
اما برای شکست پرسپولیس مقابل خیبر، هیچکدام این کارها را نمیتوان انجام داد، چون اساسا پرسپولیس فقط نام یک تیم ورزشی را داشت که برای انجام یک مسابقه فوتبال به زمین آمده، اما در طول مسابقه هیچ کاری که دال بر انجام بازی فوتبال باشد، از این تیم ندیدیم؛ مدافعان از انجام سادهترین اصول دفاعی عاجز بودند، هافبکها نه توپ میگرفتند و نه توپ میدادند انگار در زمین نبودند و مهاجمان نیز در بهترین حالت فقط به دنبال بازیکنان صاحب توپ میدویدند. پرسپولیس وقتی توپ داشت، هیچ برنامهای برای رسیدن به گل نداشت و وقتی توپ را لو میداد، هیچ اثری از پرس یا دفاع منطقهای یا تیمی در آن ندیدیم.
تصور کنید قرار است داور یک مسابقه آشپزی باشید و به مزه غذا نمره بدهید، اما هیچ غذایی پخته نشود! شما چطور میتوانید برنده و بازنده را مشخص کنید؟ اصلا به چه چیزی میخواهید نمره بدهید؟ پرسپولیس مجموعهای از بازیکنانی بود که به زمین رفتند و هیچ کدام، هیچ کاری که جزء قواعد و اصول فوتبال باشد را انجام ندادند.