واکاوی دلایل یک بحران بزرگ؛ حال پرسپولیس چطور بد شد؟
پرسپولیس این روزها یکی از تلخترین فصلهای یک دهه اخیرش را پشت سر میگذارد؛ تیمی که با ۶ شکست وارد فاز بحران شده و بعد از یک نیمفصل اول نسبتاً امیدوارکننده، در نیمفصل دوم دچار افتی محسوس و نگرانکننده شده است. ثبت ۵ باخت در ۷ بازی اخیر آماری نیست که از یک مدعی قهرمانی انتظار برود.
سرخها با هدایت اوسمار ویهرا فصل را امیدوارکننده آغاز کردند، اما حالا نه از آن طراوت خبری هست و نه از انسجامی که بتواند تیم را به مسیر موفقیت برگرداند. ناکامی و افت پرسپولیس دلایل مختلفی دارد که در این گزارش به آن میپردازیم.
افت بدنی، میانگین سنی بالا و پرس از کار افتاده
یکی از مهمترین مشکلات پرسپولیس بالا بودن میانگین سنی ترکیب اصلی است. تیمی که زمانی با دوندگی بالا و پرس شدید حریفان را خفه میکرد، حالا در اجرای همین اصول ابتدایی هم ناتوان نشان میدهد. بازیکنان در مواجهه با فشار حریف بهراحتی توپ از دست میدهند، خطوط تیم از هم فاصله میگیرد و عملاً ساختار دفاعی و هجومی از هم میپاشد. پرس ناقص و دیرهنگام باعث شده رقبا با آرامش بیشتری بازیسازی کنند و پرسپولیس اغلب عقب بنشیند؛ چیزی که با فلسفه سالهای موفق این تیم فاصله زیادی دارد.
دفاع متزلزل و کنارههای آسیبپذیر
اشتباهات فردی در خط دفاع به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته است. گلهای دریافتی اغلب حاصل ناهماهنگی، جاگیری اشتباه یا از دست دادن تمرکز بوده است. در کنارهها نیز تیم بارها ضربه خورده؛ چه در فاز دفاعی که مدافعان کناری جا میمانند و چه در حمله که خروجی مؤثری دیده نمیشود. پرسپولیس نه در بستن فضاها موفق است و نه در پوشش دادن فضاهای پشت مدافعان؛ همین مسئله باعث شده رقبا با کمترین موقعیت، بیشترین بهره را ببرند.
خط میانی از کار افتاده
بزرگترین زنگ خطر شاید از قلب زمین به صدا دربیاید. خط میانی پرسپولیس دیگر آن موتور محرک سالهای گذشته نیست. کمبود هافبکهای باکیفیت، دوندگی پایین و ناتوانی در حفظ توپ باعث شده تیم در انتقال از دفاع به حمله دچار مشکل شود. وقتی میانه میدان نتواند ریتم بازی را کنترل کند، طبیعی است که هم دفاع تحت فشار قرار بگیرد و هم مهاجمان تغذیه مناسبی نشوند. پرسپولیس در بسیاری از بازیهای اخیر، عملاً مالکیت مؤثر و جریانسازی هدفمند نداشته است.
خریدهای کماثر؛ مشکل تکراری نقلوانتقالات
چه در تابستان و چه در زمستان، خریدهای پرسپولیس آنطور که باید گرهگشا نبودند. تعداد زیادی بازیکن جذب شدند، اما اغلب در حد یک تیم مدعی ظاهر نشدند. در خط حمله تنها سرگیف عملکردی نسبتاً قابل قبول داشته و توانسته بخشی از بار هجومی را به دوش بکشد؛ اما سایر نفرات یا دچار افت بودهاند یا نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند. این ناکامی در جذب بازیکنان تأثیرگذار، یکی از ریشههای اصلی وضعیت فعلی است.
رختکن ناآرام؛ اتحاد گمشده
شاید نگرانکنندهتر از مسائل فنی، نشانههای عدم همدلی در تیم باشد. در هفتههای اخیر چندین بار خبر درگیری و تنش بین بازیکنان منتشر شده؛ موضوعی که نشان میدهد اتحاد لازم در رختکن وجود ندارد. کادرفنی و مدیریت باشگاه نتوانستهاند فضای تیم را بهخوبی کنترل کنند و همین مسئله روی تمرکز بازیکنان در زمین هم اثر گذاشته است. تیمی که از درون متحد نباشد، در زمین هم منسجم ظاهر نخواهد شد.
مصدومان پرتعداد و ضعف تیم پزشکی
یکی از جدیترین ضربهها به پرسپولیس، تعداد بالای مصدومان در طول فصل بوده است. تقریباً در هر مسابقه چند بازیکن کلیدی غایب بودهاند و ترکیب تیم هیچوقت به ثبات نرسیده است. این حجم از مصدومیتها فقط بدشانسی نیست؛ عملکرد تیم پزشکی و برنامههای بدنسازی هم زیر سؤال رفتهاند. بازگشتهای دیرهنگام، مصدومیتهای تکراری و نرسیدن بازیکنان به اوج آمادگی باعث شده کادرفنی مدام مجبور به تغییر ترکیب شود. تیمی که هر هفته چند ستارهاش را در اختیار ندارد، طبیعتاً نمیتواند روند باثباتی داشته باشد.
بنبست تاکتیکی و آینده مبهم
پرسپولیس هم از نظر فنی و هم از نظر تاکتیکی در وضعیت بنبست قرار گرفته است. تغییر سیستمها نتیجه نداده، ترکیبهای مختلف پاسخگو نبوده و تیم در خلق موقعیت مستمر دچار مشکل است. اگر تحول جدی در رویکرد فنی، مدیریت رختکن و حتی سیاستهای نقلوانتقالاتی ایجاد نشود، ادامه فصل میتواند دشوارتر هم شود. با روند فعلی، شانس قهرمانی تیم اوسمار بهشدت کاهش یافته و برای بازگشت به کورس، نیاز به یک شوک اساسی احساس میشود؛ شوکی که هم در زمین دیده شود و هم بیرون از آن.
ضعف مدیریت
بحران پرسپولیس فقط فنی نیست؛ بخش مهمی از مشکلات به تصمیمات مدیریتی در سالهای اخیر برمیگردد. در دوره قبلی مدیریت، بهویژه در زمان رضا درویش، سیاستهای نقلوانتقالاتی با انتقادات زیادی همراه بود. جذب بازیکنان متعدد، اما نهچندان تأثیرگذار باعث شد ترکیب تیم از تعادل خارج شود و کیفیت کلی کاهش یابد. تصمیمات عجیب و بعضاً عجولانه در بازار نقلوانتقالات، هزینههای مالی و فنی زیادی به باشگاه تحمیل کرد؛ هزینهای که حالا در نتایج زمین خودش را نشان میدهد. اکنون پیمان حدادی در موقعیتی حساس قرار دارد. او باید با دقت و وسواس بیشتری عمل کند تا اشتباهات گذشته تکرار نشود. پرسپولیس بیش از هر چیز به آرامش، برنامهریزی دقیق و جذب بازیکنان باکیفیت و متناسب با نیازهای فنی تیم نیاز دارد.
دوری از آزادی؛ آوارگی و سکوهای خالی
یکی از عوامل تأثیرگذار در افت نتایج، دوری از خانه همیشگی است. بازی نکردن در ورزشگاه آزادی و آوارگی در ورزشگاههای دیگر، عملاً امتیاز میزبانی را از پرسپولیس گرفته است. چمنهای بیکیفیت، شرایط نامناسب زمین و مهمتر از همه، نبود تماشاگران پرشور روی سکوها ضربه روحی بزرگی به تیم زده است. پرسپولیس سالها با انرژی سکوهای آزادی جان میگرفت و فشار مضاعفی روی رقبا وارد میکرد؛ اما حالا در فضایی سرد و کمهیجان بازی میکند و این مسئله کاملاً در کیفیت فنی و انگیزه بازیکنان مشهود است
آینده؛ نیاز به یک بازسازی جدی
پرسپولیس هم در زمین و هم بیرون از آن نیازمند بازنگری اساسی است؛ از جوانسازی ترکیب و ترمیم خط میانی گرفته تا ایجاد اتحاد در رختکن و اصلاح سیاستهای مدیریتی. اگر این تغییرات بهموقع اتفاق نیفتد، نهتنها شانس قهرمانی این فصل از دست میرود، بلکه ممکن است تبعات این بحران به فصلهای آینده هم کشیده شود. پرسپولیس برای بازگشت به مسیر موفقیت، باید از همین حالا تصمیمهای بزرگ و درست بگیرد.