زنان تهرانی نمی خواهند پیشرفت کنند!!!
به گزارش آفتاب نیوز، 
اين در حاليست كه در بحث منابع انساني كليه مردان و زنان يك جامعه را بايد در نظر داشت.
با برجسته شدن مفهوم مشاركت در ميان محققان و انديشمندان و تغيير تعاريف مشاركت از نوعي رابطه همكاري به بنيادي اساسي براي برنامههاي توسعه و از عملي منفعلانه و خود به خودي تا كنشي فعال و آگاهانه بنياد نظري مشاركت به اصل برابري همه افراد تبديل شده است، لذا از آنجا كه در جامعه مدني تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد، به اين ترتيب مشاركت زنان يك حركت آگاهانه، آزادانه و مسؤوليت آوراست كه براي تمشيت امور جامعه ضروري است.
پژوهش صورت گرفته پيرامون «مشاركت اجتماعي زنان» توسط دكتر شاديطلب برروي زنان 15 سال به بالاي مناطق 22 گانه شهر تهران با اشاره به انواع مشاركت در قالب مشاركت مدني، حمايتي، فرهنگي، تفريحي، محلي، مذهبي، خيريهاي و شركت در فعاليتهاي انقلابي نشان ميدهد كه 7/16 درصد زنان فعال و 3/73 درصد غيرفعال هستند كه در اين ميان ميانگين «مشاركت مدني» زنان در تهران بسيار پائين و ميانگين مشاركت مذهبي و خيريهاي در ميان آنها بسيار بالاتر از ديگر انواع مشاركتها است.
همچنين در اين پژوهش زنان غيرفعال به سه گروه خانه دار، محصل و داراي درآمد بدون كار تقسيم ميشوند كه سهم نسبي آنها در كل جامعه به ترتيب 4/65 و 15/2 درصد است.
مشاركت مدني در اين طرح شامل شركت در سازمانهاي صنفي و كارگري، سازمانهاي غيردولتي، گروهها و احزاب سياسي، تعاونيها و همكاري با سازمانهايي نظير شهرداري است كه نتايج تحقيق حاكيست مشاركت زنان در بخش تعاونيها بالاتراز موارد ديگراست، اين در حاليست كه حداقل نيمي از زنان در اين فعاليتها شركت نميكنند.
يافتههاي اين پژوهش بيانگر آن است كه به غير از مشاركت مذهبي و خيريهاي تمامي انواع مشاركت در سطح كمتري از حد متوسط قرار دارند كه نشان ميدهد زنان تهراني گرايش بسيار كمي به مشاركت اجتماعي دارند. به نحوي كه 38 درصد زنان تهراني از منفعلترين گروهها محسوب ميشوند و تنها به مشاركت فرهنگي، اجتماعي، مذهبي و خيريهاي آن هم در سطحي متوسط مبادرت ميكنند كه نميتوان آن را در سطح مناسب و اميدوار كننده به مشاركت اجتماعي زنان قلمداد كرد.
يافتههاي اين پژوهش همچنين بيان مي كند كه حدود 70 درصد زنان در جامعه مورد بررسي مشاركتي در سطح پائينتر داشته و تنها 30 درصد به طور نسبي مشاركتي بالا دارند و جزء فعالان اجتماعي محسوب ميشوند كه در اين گروه نيزعمده ترين نوع مشاركت فرهنگي، تفريحي، مذهبي و خيريهاي است.
يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد كه در ميان انواع مشاركتهاي اجتماعي نيز بيشتر بر مشاركتهاي سنتي تمركز وجود دارد كه از گذشتههاي دور طبق فرهنگ جامعه ايراني وجود داشته است.
اساسيترين يافته اين پژوهش گوياي آن است كه زنان شهر تهران هنوز به صورت بارزي وارد مرحله گذار نشده و در اولين گامها در اين فرآيند قرار دارند. به طوري كه فقط كمتر از نيمي از زنان مشاركت خود را در حاشيه يك كار گروهي و نه پذيرش مسؤوليت كامل اعلام كردهاند.
در نتيجه گيري كلي مي توان گفت كه زنان شهر تهران در شرايط كنوني كمتر درصدد ارتقاي ميزان و نوع مشاركت خود در جامعه هستند.