تنهایی رزمندگان در فیلمهای رسول ملاقلیپور
ملاقلیپور ابتدا دور و بر شخصیتهای مورد علاقهاش را خلوت میکند. یکی از مهمترین ترفندهای کارگردان برای ایجاد خلوت پیرامون قهرمانان دورافتادگی آنها در دل حضور دشمن و نیروهای متخاصم است. این دورافتادگی با ۳ نوع روایت در فیلمها اتفاق میافتد؛ رزمندگانی که در محاصره نیروهای دشمن گیر افتادهاند (پرواز در شب و سفر به چزابه)، رزمندگانی که از رسته و دسته خود جدا شدهاند (نینوا و قارچ سمی) و یا در مسیر اعزام به یک عملیات هستند (بلمی بهسوی ساحل، پرواز در شب و افق).
هدف ملاقلیپور از به تنهایی رساندن قهرمانان در معرکه جنگ و دفاع ساختن مرحلهای از خودشناسی و معرفت است که قهرمان داستان پیش از شهادت باید آن را پشت سربگذراند. عبور از این مرحله برای قهرمانان در برخی فیلمها سرراست (نینوا) و در برخی فیلمها پیچیده (قارچ سمی) است.
قهرمانان در عبور از این مرحله به سکوتی معنادار میرسند و جانبازی و گذشتن از جان برایشان مفهومی متمایز از مرگ در جنگ و جبهه پیدا میکند؛ درکی که پیشنیاز شهادت برای قهرمانان فیلمهای ملاقلیپور محسوب میشود.
ممد ساکت، با بازی جمشید هاشمپور در فیلم «مزرعه پدری»، بدون هیچ حرف و سخنی نمونه ممتازی از قهرمان برگزیده ملاقلیپور است؛ قهرمان بامرامی که در هیاهوی جنگ با سکوتی پرمعنا بهسوی شهادت پیش میرود. اوج هنرکارگردان فقید تجسم این قهرمان شهید است.