اوضاع واضح است. دو دستگی بیداد میکند. عدهای معتقدند بد شانس بودیم و بعضی با شماتت گروه اول، اعتقاد دارند وقتی از شانس همگروهی با نیوزلند (دارای پایینترین رنکینگ فیفا) و ده نفره شدن بلژیک (آسانترین سرگروه به استثنا سه میزبان) برای پیروزی استفاده نکردیم دیگر حق گله از شانس را نداریم. حتی اگر در هر مسابقه گل مردود میلیمتری زده باشیم، یا هر سه شانس بعدی سایر گروهها برخلاف میل شاگردان قلعه نویی رقم بخورد.
دلبستگی به کارلوس کی روش در تیم غنا به دلیل آنکه سالها سرمربی تیم ملی ایران بوده یا ازبکستان که، چون آسیایی بود و یا حتی عراق و الجزایر به دلیل مسلمان بودنشان هم از آن دست چیزهایی بود که تا شنیدن سوت (پایان بازی توسط) داور نمیشد آن را به هر خوش خیالی توضیح داد. آخر چرا باید فکر کنیم دیگران در آن سوی دنیا برای موفقیت ما همه کار میکنند؟! ما حتی اگر منافع مشترکی هم داشتیم باز کسی حاضر نبود بیش از توانش کمکی کند چه برسد به جانفشانی.
تیم ملی فوتبال ایران باید به خانه بازگردد. مایوس و دل شکسته. اولین تیم راه یافته به جام جهانی ۲۰۲۶ و آخرین حذف شده مرحله گروهی رقابتها در حالی که یک روز قبل مسابقاتش به پایان رسیده بود و تا ثانیههای آخر، همچنان با مداد و کمرنگ نامش برای رویارویی با سوییس در دور حذفی نوشته شده بود تا اینکه گل اتریشیها بلیت بازگشت زودهنگام از آمریکا یا بهتر است بگوییم مکزیک که کمپ تیم در آنجاست، رزرو کرد.
تجربه تلخیست، اما عبرت بزرگی خواهد بود وقتی صعود و حذفت به دست دیگران سپرده میشود و این ناخرسندی را حس میکنی که چقدر ناخوشایند است ارادهای در سرنوشت خود نداشتن و چشم انتظار اقدامات و نتایج این و آن ماندن.
صبح کاری روز یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ آغاز شده است. اوضاع به ظاهر عادیست، اما این آرامش و سکوت پابرجا نخواهد ماند.
ممکن است ملی پوشان که به ایران بازگردند، توپخانه انتقادات آنها را آماج حملات قرار دهد و یا شرایط داخلی به گونهای باشد که همه ۹۰ و اندی میلیون جمعیت کشور چنان درگیر روزمرهها شوند و اسیر دغدغههای روزمره که به همین زودی حذف تلخ از جام جهانی ۴۸ تیمی را کلا فراموش کنند چرا که باید روی زمین سفت واقعیت زندگیشان را بگردانند.
هر چه که هست، جام بدون تیم ملی ایران ادامه خواهد داشت. تیمی که این بار کمترین فاصله را تا دور دوم داشت. تیم سی و سوم جامجهانی، اما چه فایده؟