پایگاه خبری آفتاب
۲۱ /مرداد /۱۴۰۵
Wednesday 12 August 2026
کد خبر:۱۰۶۰۴۵۸
۱۴:۵۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۱

دومین نشست «پرسش‌های اکنون» در موزه هنر‌های معاصر

پرسش های اکنون
دومین نشست از سلسله‌نشست‌های «پرسش‌های اکنون» با عنوان «نسبت هنر معاصر با نهاد چیست؟» با حضور همایون سی‌ریزی و سهراب مهدوی و دبیری حسین گنجی در کتابخانه موزه هنر‌های معاصر تهران برگزار شد. این نشست، در ادامه نخستین برنامه این مجموعه با عنوان «چه چیزی معاصر است؟»، به نقش نهاد‌ها در تولید، تفسیر، ارزش‌گذاری، مشروعیت‌بخشی و تثبیت هنر معاصر پرداخت.
۱۴:۵۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۱
به گزارش آفتاب نیوز،

به نقل از روابط عمومی موزه، حسین گنجی در آغاز نشست، با اشاره به پیوند موضوع این جلسه با بحث پیشین، گفت پرسش این بار از چیستی معاصریت به سازوکار‌هایی منتقل شده است که هنر معاصر درون آنها تولید و دیده می‌شود. او تأکید کرد که منظور از «نهاد» صرفاً موزه یا گالری نیست و دانشگاه، دوسالانه، بازار هنر، رسانه، کیوریتور، مجموعه‌دار و سازوکار‌های نقد و نمایش نیز می‌توانند در میدان هنر نقشی نهادی داشته باشند. پرسش محوری گنجی این بود که آیا اثر هنری ابتدا مستقل شکل می‌گیرد و نهاد بعداً آن را کشف و معرفی می‌کند، یا خودِ آنچه «هنر معاصر» نامیده می‌شود از ابتدا در شبکه‌ای از انتخاب‌ها، مناسبات و نظام‌های ارزش‌گذاری پدید می‌آید.

او صورت مسئله را با این پرسش گشود: «آیا هنر معاصر بدون نهاد هم می‌تواند هنر معاصر باشد؟» پرسشی که در ادامه، بحث را از تعریف سازمانی نهاد به مسئله عاملیت آن در ساخته‌شدن ارزش و جایگاه هنری کشاند.

سهراب مهدوی بحث خود را از خودِ مفهوم «نهاد» آغاز کرد و گفت حتی برای او نیز همیشه روشن نبوده است که مرز نهاد دقیقاً کجاست. او با بازخوانی تجربه شخصی خود از مواجهه با ساختار‌های سیاسی، دانشگاهی و فرهنگی، نشان داد که نگاه «ضدنهادی» چگونه می‌تواند در گذر زمان پیچیده شود؛ زیرا هر ساختارشکنی در نهایت ممکن است به تولید ساختاری تازه بینجامد.

مهدوی بر این نکته تأکید کرد که امروز نمی‌توان نهاد را صرفاً به سازمان حکومتی فروکاست؛ گالری، رسانه و ساختار‌های خصوصی نیز می‌توانند کارکرد نهادی پیدا کنند.

همایون سی‌ریزی از زاویه‌ای دیگر وارد بحث شد و مسئله را به سازوکار‌های دیده‌شدن و مشروعیت‌یافتن هنر پیوند زد. او با مقایسه استقبال گسترده از نمایش آثار پیکاسو با میزان توجه به نمایشگاه هنر فلسطین در موزه هنر‌های معاصر تهران، این پرسش را مطرح کرد که چه چیزی تعیین می‌کند یک هنرمند، یک نمایشگاه یا یک تجربه هنری در مرکز توجه قرار گیرد و دیگری در حاشیه بماند. از نظر او، دیده‌شدن صرفاً محصول تصمیم مخاطب یا فعالیت منتقد نیست و اراده‌های نهادی، کیوریتوریال و بین‌المللی در تعیین آنچه در قلمرو «هنر معاصر» به رسمیت شناخته می‌شود، نقش دارند.

سی‌ریزی در ادامه، خوانشی انتقادی از تاریخ هنر معاصر و نسبت آن با ساختار‌های غربی ارائه کرد. محور استدلال او این بود که نهاد هنر معاصر صرفاً دستگاهی برای گردآوری، نمایش و مدیریت آثار نیست، بلکه می‌تواند در تولید معنا، سرمایه نمادین و حتی در تعیین حدود آنچه «هنر» شناخته می‌شود دخالت داشته باشد. او این مسئله را به تاریخ استعمار، شکل‌گیری موزه‌های مردم‌شناسی و هنر‌های زیبا و نحوه بازنمایی «دیگری» در سنت غربی مرتبط کرد و معتقد بود باید خاستگاه‌های جغرافیایی و معرفتی مفاهیمی را که امروز جهان‌شمول تلقی می‌شوند نیز موضوع نقد قرار داد.

گنجی در ادامه برای عینی‌ترکردن مسئله، به نمونه هنرمندانی اشاره کرد که سال‌ها بیرون از سازوکار‌های رسمی کار کرده‌اند، اما تنها پس از ورود به گالری، بازار یا دیگر ساختار‌های نهادی، به شکلی گسترده‌تر دیده و ارزش‌گذاری شده‌اند. پرسش او این بود که آیا هنرمند برای «معاصر» خوانده‌شدن ناگزیر باید وارد این سازوکار شود یا امکان شکل‌گیری موقعیتی معتبر بیرون از آن نیز وجود دارد. این مداخله، بحث را به تمایز میان «تولید اثر» و «تثبیت جایگاه اثر» نزدیک کرد.

بخش دیگری از نشست به نسبت میان نهاد عمومی و خصوصی اختصاص یافت. در این بخش، این پرسش مطرح شد که آیا خصوصی‌بودن یک مجموعه به‌خودی‌خود آن را از مناسبات قدرت و منافع نهادی خارج می‌کند. مهدوی با انتقاد از آنچه «اسطوره کارآمدی بخش خصوصی» خواند، تأکید کرد که خصوصی‌سازی الزاماً به معنای دسترسی برابر، عدالت فرهنگی یا دموکراتیک‌ترشدن ساختار هنر نیست. او در مقابل، بر ضرورت شکل‌گیری نهاد‌های جمعی، مردم‌محور و سازوکار‌های شفاف و دموکراتیک تأکید کرد؛ ساختار‌هایی که بتوانند امکان مطالبه حقوق عمومی در حوزه فرهنگ و هنر را فراهم کنند.

گنجی نیز در همین بخش به موقعیت خودِ «پرسش‌های اکنون» اشاره کرد و توضیح داد که انتخاب موزه هنر‌های معاصر تهران برای برگزاری چنین گفت‌وگوهایی، از این ایده ناشی شده است که نهاد عمومی باید ظرفیت طرح پرسش‌های انتقادی درباره خودِ میدان هنر را داشته باشد؛ حتی اگر این پرسش‌ها به نقش و عملکرد نهاد‌های عمومی نیز بازگردند. در این نگاه، موزه صرفاً محل نمایش اثر نیست، بلکه می‌تواند فضایی برای گفت‌و‌گو درباره ساختار‌هایی باشد که هنر درون آنها شکل می‌گیرد.

سی‌ریزی در بخش پایانی بحث، با بازگشت به تاریخ موزه، از تناقض‌های موجود در خاستگاه و کارکرد این نهاد سخن گفت. او شکل‌گیری موزه‌های مدرن اروپایی را با تاریخ مالکیت عمومی، استعمار و انباشت آثار پیوند داد و سپس موزه هنر‌های معاصر تهران را نمونه‌ای متفاوت دانست؛ نهادی در کشوری غیرغربی که بخشی مهم از میراث هنر مدرن غرب را گردآوری کرده است. از نظر او، همین وضعیت می‌تواند به پرسشی اساسی درباره نسبت ما با تاریخ هنر غرب، مالکیت فرهنگی و چگونگی تعریف نهاد هنری در ایران منجر شود.
در مجموع، گفت‌وگوی دوم «پرسش‌های اکنون» به پاسخ قطعی درباره نسبت هنر معاصر و نهاد نرسید؛ اما تمایزی اساسی را برجسته کرد: نهاد فقط مکانی نیست که هنر پس از تولید وارد آن شود. نهاد می‌تواند در دیده‌شدن، نام‌گذاری، ارزش‌گذاری، مشروعیت‌یافتن و تاریخی‌شدن هنر نقش داشته باشد. در مقابل، خودِ نهاد نیز موضوع نقد، بازتعریف و مطالبه است.

حسین گنجی در پایان تأکید کرد که بحث همچنان باز است و از حاضران خواست پرسش‌ها و دیدگاه‌های خود را وارد گفت‌و‌گو کنند؛ و پس از پرسش و پاسخ‌ها گنجی در جمع‌مندی اشاره کرد؛ شاید پرسشی که بعد از این نشست باید با خود ببریم این باشد که وقتی از «هنر معاصر» سخن می‌گوییم، تا چه اندازه درباره خودِ آثار حرف می‌زنیم و تا چه اندازه درباره شبکه‌ای از نهادها، افراد و مناسباتی که به آن آثار امکان دیده‌شدن، معنا یافتن و ماندن در تاریخ می‌دهند. از آقایان همایون سی‌ریزی و سهراب مهدوی و از همه شما که در این گفت‌و‌گو همراه بودید، سپاسگزارم.

گزارش خطا
برچسب‌ها:
هنر‌های معاصر
ارسال پیام
captcha