مدافعان اغلب توپ را از روی خط دروازه برمیگردانند، اما آنها بعضی وقتها ناچارند خودشان را از روی خط نجات بدهند. عارف آقاسی هر دو کار را انجام داده است. او فصل گذشته به نقطهای رسید که جدایی را تنها راه ادامه فوتبال خود میدانست، اما اکنون پس از سه هفته، سه پیروزی و سه کلینشیت، به یکی از ستونهای استقلال سهراب بختیاریزاده تبدیل شده است. تغییر آنقدر بزرگ است که برای فهمیدنش باید چند ماه به عقب برگشت.
آقاسی در تابستان گذشته با اعتباری قابل توجه به استقلال آمد. او یکی از مدافعان ثابت تراکتور قهرمان بود، در شکل گرفتن بهترین خط دفاع لیگ بیستوچهارم نقش داشت و پس از نمایشهای خوب مقابل قطر و کره شمالی، جای خود را در تیم ملی نیز محکم کرده بود. استقلال انتظار داشت یک مدافع آماده و مطمئن را به قلب دفاع خود اضافه کند، اما شروع این همکاری مسیر دیگری پیدا کرد. فشار مسابقات، چند نمایش نامطمئن و حساسیت ناشی از رقم قرارداد، خیلی زود او را زیر ذرهبین برد.
شکست سنگین هفت بر یک برابر الوصل و سپس تساوی دو بر دو مقابل پیکان، دو ایستگاه دردناک فصل عارف بودند. او مقابل پیکان دو اشتباه مؤثر داشت و اشتباه دوم مستقیماً به گل حریف منجر شد. ساپینتو در همان مسابقه مدافعش را تعویض کرد و صدای سوتهای اعتراضی از سکوهای شهر قدس به گوش رسید. مربی پرتغالی نیز پس از آن بهجای ساختن دیواری دور بازیکنش، او را در نشست مطبوعاتی عامل شکست تیمش دانست و آقاسی بهتدریج از ترکیب، فهرست و اعتماد سرمربی بیرون رفت.
کمی بعد ماجرا از این هم بدتر شد. عارف قصد خروج از استقلال را داشت و دیگر نمیخواست برای این مربی بازی کند. ساپینتو رفتار آقاسی را غیرحرفهای خواند و مدافع استقلال مدتی جدا از سایر بازیکنان تمرین کرد. به او گفته شد در برنامه فنی تیم جایی ندارد و میتواند در نیمفصل جدا شود. آقاسی که هدفش را بازگشت به تیم ملی و حضور در جام جهانی میدانست، بارها خواهان تعیین تکلیف شد. تراکتور نیز برای جذب او ابراز تمایل کرد، اما استقلال صدور رضایتنامه را به دریافت مبلغ موردنظر خود مشروط کرد و فرصت نقلوانتقالات از دست رفت.
روز آخر پنجره، ساپینتو با بازگشت آقاسی به تمرینات موافقت کرد، ولی مدافع استقلال احساس میکرد پلهای پشت سرش خراب شدهاند. خودش نیز سهم اشتباهاتش را پذیرفت، با این حال نمیخواست در تیمی بماند که شانس بازی در آن برایش تقریباً صفر شده بود. او رفتن را راه نجات میدید، باشگاه جدایی رایگان را نمیپذیرفت و این کشمکش، عارف را در استقلال نگه داشت. ماندنی که در آن مقطع بیشتر شبیه توقف اجباری بود.
جدایی ساپینتو و رسیدن نیمکت به سهراب بختیاریزاده، در را دوباره به روی آقاسی باز کرد. سهراب برای ساختار سهدفاعه خود به مدافعی نیاز داشت که توان جلو رفتن، پوشش فضای پشت هافبک و ورود محکم به نبردهای زمینی را داشته باشد. آقاسی دوباره کنار سامان فلاح و رستم آشورماتوف قرار گرفت و امیرمحمد رزاقینیا نیز جلوی این مثلث مأمور بستن مسیرهای مرکزی شد. اعتماد تازه رایگان به دست نیامد، اما سرمربی جدید گذشته را به زنجیری برای بستن پای مدافعش تبدیل نکرد.
اولین نشانههای تغییر در پیروزی چهار بر صفر مقابل مس شهربابک دیده شد. آقاسی علاوه بر انجام وظایف دفاعی، نقطه آغاز گل دوم استقلال بود و نشان داد میتواند در ساخت حمله نیز سهم داشته باشد. استقلال در آن مسابقه دروازهاش را بسته نگه داشت و مدافعی که ماهها در حاشیه تمرین کرده بود، بدون هیاهو نخستین آجر بازسازی جایگاه خود را گذاشت. آن شب هنوز نمیشد درباره یک بازگشت کامل حکم داد، اما تصویر عارف با فصل قبل تفاوت داشت.
صحنه تعیینکننده در قائمشهر ساخته شد. بازی استقلال و نساجی تا دقیقه ۶۶ بدون گل دنبال میشد که یک پاس سریع، جواد آقاییپور را به فضای پشت خط دفاع فرستاد. مهاجم نساجی آماده بود با حبیب فرعباسی تکبهتک شود، اما آقاسی مسیر حرکت را زودتر خواند، خودش را به توپ رساند و با مداخلهای دقیق خطر را از بین برد. آن دفع توپ روی کاغذ گل نبود، ولی ارزشش کمتر از گلی که استقلال در ادامه مسابقه به ثمر رساند، به نظر نمیرسید.
پیروزی دو بر صفر برابر سپاهان، سومین مهر تأیید را پای شروع متفاوت آقاسی زد. استقلال برابر یکی از مدعیان اصلی لیگ نیز کلینشیت کرد و مدافعانش بعد از دو گل زودهنگام، هشتاد دقیقه راه بازگشت را بر حریف بستند. عارف در این بازی دنبال حرکت نمایشی نرفت، از منطقه خود خارج نشد و بخشی از خط دفاعی بود که با کمترین لغزش، حمله سپاهان را خاموش کرد. سه مسابقه بدون گل خورده محصول کار یک مجموعه است، اما سهم مدافعی که فصل قبل از چرخه خارج شده بود قابل نادیده گرفتن نیست.
حالا نوبت فولاد است، تیمی که پیشتر آقاسی را بعد از نخستین دوره کوتاه حضورش در استقلال تحویل گرفت و دوباره به سطح اول فوتبال ایران برگرداند. او با پیراهن فولاد در آسیا درخشید و عنوان بهترین مدافع لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۲۲ را نیز به دست آورد.
پس دیدار هفته چهارم در ورزشگاه شهدای فولاد برای عارف یک روبوسی دوباره و تجدید دیدار خالی نیست. او به زمینی بازمیگردد که هر سانتیمتر چمنش را میشناسد. معبد فوتبال جنوب و سرزمین آرزوهای همه بچههای عشق فوتبالی که عارف هم یکی از آنها بوده است. او قصد دارد نشان بدهد درسها را آموخته. (دوستم بدار اهواز – دوستت دارم استقلال)!