مازیار زارع پس از شکست سنگین قوی سپید مقابل پرسپولیس، مثل مربیان دیگر از بازیکنانش گلایه نکرد. حتی این جمله را هم نگفت که اگر میتوانستم هر ۱۱ نفر را تعویض میکردم. او مقابل رسانهها -به عنوان نماینده افکار عمومی- کاری کرد که همه مربیان حرفهای میکنند و قطعاً در رختکن، جور دیگر و با ادبیات دیگر با شاگردانش روبهرو شده است!
در فرصت آب درنگ نیمه دوم، مازیار سراغ بازیکنانش نرفت. شاید حق با او بود، در آن فرصت کوتاه چه میتوان به چنین بازیکنانی گفت؟ آنها که تمام تمرینات و برنامههای چند روز گذشته برای این مسابقه را یکجا فراموش کرده بودند! شاید هم مازیار میخواست با این قهر مقطعی و اعلام علنی نارضایتی اش، شوک به بازیکنان وارد کند که اگر چنین بود، موفق شد، چرا که ملوان دیگر گلی دریافت نکرد.
اما بعد از سوت پایان داور، کار کارشناسان هم مثل آنالیزورهای تیمها آغاز میشود. آنها که باید دلایل رقم خوردن نتیجه را کشف و به سرمربی ابلاغ کنند تا او در تمرینات بعدی برای بازی و بازیهای بعد، مشکلات را حل کند. حالا خلاصهای فهرست وار از مشکلات ملوان در مسابقه با پرسپولیس، پیش روی شماست، ملوان که بازی قبل را هم در انزلی با گل دقایق آخر به فجر باخت.
اشتباهات فردی عجیب و غریب، از بالا تا پایین زمین، در ملوان موج میزد. آن قدر که شناگران متبحر بندر هم حریف این امواج نبودند. قو که هیچ، حتی اورکا با آن هوش و روش نادر که در ساحل شکار میکند، نیز نمیتوانست کاری کند!
همه در صحنه گل اول دیدند که طیبیپور و پاپی، چطور اشتباه کردند و گل دوم هم از همان سمت راست ملوان، چطور به ثمر رسید. گل سوم هم که دیگر اوج شاهکار بود؛ طیبیپور کاری کرد که برای گلرهای آماتور در سطح محلات هم قفل است!
تیمت با دو گل از میزبان مدعی عقب و زیر فشار است، خودت هم با جلو آمدن بی دلیل در گل اول، مقصر بودی و حالا میخواهی مهاجمی با تجربه آقای گلی و از جام جهانی برگشته را دریبل کنی؟! طیبیپور در این مسابقه سیوهای خوبی داشت، اما کیست که نداند اولین اشتباه گلر، آخرین اشتباه خواهد بود، چرا که پشت سر او کسی برای حفظ دروازه نیست.
او در ابتدای بازی مهمترین بازیکن ملوان بود که باید مقابل فشار آشنای میزبان در دقایق اولیه، مقاومت میکرد تا تیمش انسجام خود را یافته و در نیمه دوم، به دنبال نتیجه باشد، اما بیدلیل از دروازه جلو آمد، در حالی که پاپی مالک صحنه و توپ و علیپور، صرفاً در تعقیب او بود. گل سوم هم که نیاز به توضیح نداشت.
اما نباید به خاطر این اشتباهات مهلک و موثر در نتیجه، اشتباهات سایر بازیکنان را فراموش کرد. در تمام طول این بازی تعداد پاسهای بازیکنان ملوان هرگز به عدد ۴ و ۵ نرسید. ملوان باید حفظ توپ میکرد تا فشار دقایق اولیه در هر دو نیمه از سوی پرسپولیس را بگیرد، اما با لو دادن توپ، بیشتر تحت فشار قرار میگرفت.
در مسابقهای که ناهماهنگی بین مدافعان و دروازهبان موج میزد، هافبکهای ملوان نیز گیج و سردرگم، صرفاً دنبال حریف و توپ از این سو به آن سو میدویدند و اصلاً توپی به بازیکنان بخش تهاجمی خود نرساندند. بماند که با لو دادن هر توپ، انرژی مهاجمان و سایرین را بابت استارت و بازگشت به یک سوم دفاعی و کمک به دفاع برای گل نخوردن، را میگرفتند.
نکته مهم دیگر که به خصوص در نیمه دوم به چشم آمد، بیانگیزگی بازیکنان ملوان در دویدن -در تمام جغرافیای زمین- بود. در فوتبال مدرن امروزی پرس برای دفاع، از مهاجم و خط آتش آغاز میشود، اما در نیمه اول و قبل از دوگل پرسپولیس، این پرس کمرنگ و بعد از گل سوم، حدود ۴۰ دقیقه از زمان بازی -با وقتهای تلف شده- اصلاً وجود نداشت. اگر بینندهای بعد از دقیقه ۶۰ تلویزیون را روشن میکرد، از نوع بازی این طور برداشت میکرد که تیم سفید پوش سه گل جلو و تیم قرمز پوش به دنبال جبران است!
میخ آخر تابوت قوی سپید و تیر خلاص به جنازه تیم مازیار را هم عرفان شهریاری زد. بازیکنی که به عنوان تعویضی در دقیقه ۶۷ به جای قائم اسلامیخواه به زمین آمد تا به تیم کمک کند، در صحنهای دور از دروازه و بدون آن که خطری ملوان را تهدید کند، با یک خطای بی دلیل کارت قرمز گرفت و اخراج شد تا مهمان ۱۰ نفره شود. ملوان هفته دوم در انزلی ۱۰ نفره کامبک زد و ۲-۱ برد، اما در تهران و مقابل پرسپولیس با یک یار کمتر، میشد سه گل را جبران کرد؟!
همه اینها اتفاقات در یک بازی پخش مستقیم -قبل دربی- باعث بروز شایعات بسیار میشود. شایعاتی که کار سخت و سنگین مازیار برای رفع مشکلات این تیم را قطعاً سختتر میکند، چرا که باید بخشی از انرژی و زمان خود را صرف مبارزه و تکذیب این شایعات کند! تیمیبه بزرگی و عظمت و پیشینه ملوان نباید با این نتیجه و نمایش، از تهران به انزلی برمیگشت...