پایگاه خبری آفتاب
۱۰ /شهريور /۱۴۰۵
Tuesday 01 September 2026
News ID:۱۰۶۳۶۴۹
۱۳:۳۹
۱۴۰۵/۰۶/۱۰
اینجا سلامت چشم‌انتظار یک اتفاق تازه است

جغرافیای نابرابری در سیستان و بلوچستان

بیمارستان
در خیابان‌های داغ و بیمارستان‌های نیمه‌جان سیستان و بلوچستان، ردی عمیق از محرومیت هویداست؛ جایی که گویا سلامت نیمه‌تعطیل است و کادر درمان شوقی برای ماندن ندارند. سفر چند روزه معاونان وزارت بهداشت به این استان، گامی برای شنیدن صدای خاموش مردمانی است که مسوولی می‌خواهند که کار کند و البته نشانی از یک عهد تازه برای کاهش نابرابری درمان در جنوب شرق کشور...
۱۳:۳۹
۱۴۰۵/۰۶/۱۰
به گزارش آفتاب نیوز،

تخت‌های خالی از پزشک و پرستار و بیمارستان‌های فرسوده و شلوغ؛ تصویری از محرومیت‌های درمانی سیستان و بلوچستان زیر آفتاب سوزان جنوب شرق ایران است؛ استانی که با وجود ظرفیت‌های فراوان، از چابهار استراتژیک گرفته تا معادن غنی و نیروی جوان، سال‌هاست با محرومیت‌های مزمن دست و پنجه نرم می‌کند و مردمانش همچنان منتظر تحقق وعده‌هایی هستند که در هر دولت تکرار شده‌اند.

در چنین شرایطی است که سفر چهار روزه معاونان وزارت بهداشت به سیستان و بلوچستان در هفته دولت رقم خورد؛ سفری میدانی، شهر به شهر، از زاهدان تا زابل، از ایرانشهر تا سراوان، از خاش و نیکشهر تا کنارک و چابهار و میرجاوه. سفری با حضور ۲۵ نفر از مدیران مختلف وزارتخانه به این استان شاید بی‌سابقه باشد؛ هیاتی که نه از پشت میز‌های تهران، که از دل بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و خانه‌های بهداشت، وضعیت را می‌بینند و صدای مردم را از نزدیک می‌شوند.

نگین مکران و بیمارستان‌های خالی از پزشک

چابهار، جایی که دریای عمان به صخره‌های مکران (Makoran) لبخند می‌زند، جایی که کودکان با چشمانی زلال و پای برهنه در کوچه‌های خاکی می‌دوند و مادران با چادر‌های رنگی بلوچی صمیمانه پذیرایت می‌شوند؛ مردمانی که در گرمای ۵۰ درجه زندگی می‌کنند و آفتاب، رخسار زنان و مردان و کودکان‌شان را سوزانده است. اما در پس همه این تصاویر، واقعیتی تلخ نفس می‌کشد؛ سیستان و بلوچستان، با آن همه ظرفیت و زیبایی سال‌هاست که در شاخص‌های توسعه‌ای از جمله شاخص‌های سلامت و بویژه در تخت بیمارستانی و نیروی انسانی، در قعر جدول ایستاده؛ به طوری که به گفته دکتر جعفریان – جانشین وزیر بهداشت «این استان در برخی شاخص‌های سلامت پایین‌تر از میانگین کشوری است و حتی در برخی موارد یک سوم میانگین کشوری است؛ مثلا در شاخص نسبت تخت بیمارستانی به جمعیت»

شاخص پزشک به ازای جمعیت نیز در بسیاری از شهرستان‌های سیستان و بلوچستان زیر استاندارد‌های حداقلی است و پرستار هم در برخی شهرستان‌ها کمیاب است؛ به طوری که در بیمارستان امام حسین (ع) کنارک تعداد متخصصان از پرستاران این بیمارستان بیشتر است و این مرکز درمانی تنها با چهار پرستار و شیفت‌های سنگین اداره می‌شود.

پزشکی که نمی‌ماند، اتاق عملی که خاموش است

بیمارستان امام حسین کنارک، یکی از همان نماد‌های محرومیت مزمن سیستان و بلوچستان است؛ بیمارستانی که روی کاغذ فعال هست، اما در واقعیت نیمه‌جان است. مسئولان بیمارستان می‌گویند کارانه پزشکان اورژانس آنقدر پایین است که هیچ پزشکی رغبت حضور در این مرکز را ندارد؛ این در حالی‌ست که در دوران جنگ بار درمانی شهر را با حداقل نیرو به دوش کشیده‌اند. اتاق عمل این بیمارستان، ماه‌هاست تعطیل است؛ کار بیماران به‌صورت سرپایی انجام می‌شود و در صورت نیاز، اعزام می‌شوند. کمبود آمبولانس هم که خود داستانی مفصل دارد.

 صدای مادران کنارک؛ انتظار برای هیچ

در بیمارستان کنارک، برخی از ۵ صبح پشت در‌ها به انتظار نشسته‌اند. مادری که برای سونوگرافی آمده و ساعت ۱۱ صبح هنوز پاسخی نگرفته و به او گفته‌اند به مراکز آزاد مراجعه کند، می‌گوید: «خواهش می‌کنم به اینجا رسیدگی شود؛ آقای رئیس‌جمهور، من همیشه سخنرانی‌های شما را می‌بینم. ما ملت شماییم، ما شهروند ایرانیم. در شان یک شهروند ایرانی نیست که ۵:۳۰ صبح بیاید و تا ۱۰:۳۰ معطل بماند.» دیگری می‌گوید: «ساعت ۵ صبح آمده‌ام، دکتر هنوز نیامده؛ معلوم هم نیست بیاید یا نیاید.»

صحبت‌های تلخ مسئول پرستاری؛ «۴ پرستار در کل بیمارستان»

مسئول پرستاران بیمارستان کنارک، روایتی از درون بیمارستان دارد: «تنها پرستار بخش هستم؛ هم مسئول شیفت، هم مسئول پیگیری‌ها. چهار پرستار در کل بیمارستان داریم که آنها هم ساعتی‌اند و بیشتر از سقف ۱۲۰ ساعت نمی‌توانند بیایند. خودم دو شیفتم، با هفت سال سابقه؛ یا صبح کارم، یا شب کار.» او می‌گوید: «کمبود پرستار در کنارک جدی است. نیروی خدمات در بخش وجود ندارد. با پرستار ساعتی، کار راه نمی‌افتد. نیروی بومی باید جذب شود. با وجود کار سنگین، دریافتی‌ها بسیار پایین است و تعرفه آذر ۱۴۰۴ به بعد هنوز پرداخت نشده است. اگر می‌خواهند اینجا بیمارستان باشد، باید نیرو بگیرند. کارانه بهره‌وری بچه‌ها ۵ تا ۶ میلیون است؛ چون می‌گویند بیمارستان سودده نیست که آن را هم با تاخیر می‌پردازند.»

او در پایان صحبتهایش می‌گوید: «یکی از بهیار‌ها آنقدر دریافتی‌اش کم بوده که گفته دیگر نمی‌آید. شام و نهار به پرسنل نمی‌دهند، ایاب و ذهاب هم نداریم. می‌خواهیم کار انجام دهیم، اما شرایط و امکاناتش نیست. دو تا بچه کوچک دارم، یکی هفت‌ساله، یکی پنج‌ساله، و اینجا دیگر گریه امانش نمی‌دهد...»

مراقبان سلامت؛ ۴۲۰۰ نفر زیر سایه یک نفر

مراقبان سلامت کنارک نیز از مسوولیت زیاد و دریافتی ناچیز می‌گویند؛ آنها حتی در دوران جنگ هم کار را تعطیل نکرده‌اند. مراقبت از مادران باردار، با توجه به زاد و ولد بالای منطقه و شاخص TFR حدود ۲.۵، یکی از سنگین‌ترین مسئولیت‌های آنهاست. اگر مادران باردار برای مراقبت مراجعه نکنند، مراقبان به درب منازل‌شان می‌روند. هر مراقب سلامت، به‌طور متوسط، ۴۲۰۰ نفر را زیر پوشش دارد. یکی از نیرو‌های شرکتی مرکز بهداشت، روایت بلاتکلیفی شش‌ساله‌اش را اینگونه بازگو می‌کند: «شش سال است که قراردادی نمی‌شوم و بلاتکلیف مانده‌ام. اگر بگوییم ماهانه ۸ تا ۹ میلیون تومان اضافه‌کار داریم و همین را هم ماه‌هاست دریافت نکرده‌ایم، شاید به ما بخندند.»

وضعیت بیمارستان امام علی (ع) چابهار بهتر از کنارک؛ اما...

در بیمارستان امام علی (ع) چابهار، اوضاع به نسبت کنارک بهتر است؛ اما اورژانس شلوغ و بیماران ناراضی‌اند. خانمی که تیروئید عمل کرده و کلسیم خونش پایین است و باید هر ۱۰ روز برای مراقبت مراجعه کند، می‌گوید: «کسی پاسخگو نیست. بابت درمانم باید ۱۰۰۰ کیلومتر بروم تا مشهد؛ الان هم اسم وزیر آمده که آمدند به من سرم وصل کردند. ما هم جانمان را دوست داریم، ما هم انسانیم؛ نباید به ما رسیدگی شود؟ همیشه اوضاع بیمارستان‌های ما همین‌طور بوده است.»

دیگری صریح‌تر می‌گوید: «ما نیروی متخصص و متعهد نداریم. درسته چابهار منطقه آزاد دارد، اما برای بزرگان است، نه برای مردم عام. ما مسئول دلسوز می‌خواهیم.»

 جاده‌های نیکشهر و قصرقند؛ محرومیت در گرمای ۵۰ درجه

در مسیر نیکشهر، محرومیت از جاده‌ها هم هویداست و خیابان‌ها با وجود گرمای طاقت‌فرسا شلوغ است. در بیمارستان محمد رسول‌الله نیکشهر، با وجود اوضاع نسبتاً بهتر نسبت به کنارک، کمبود تخت به‌ویژه تخت ICU و نیروی پرستاری، همچنان گلایه‌برانگیز است. مسئولان بیمارستان، اما از دستاورد‌هایی می‌گویند: «به همت نیرو‌های بومی و متخصص، در یک ماه نزدیک به ۶۰۰ عمل جراحی انجام می‌شود، درآمد بیمارستان افزایش یافته و به تراز مثبت نزدیک شده است. اما باز نیاز است که یک سری کار‌ها به‌صورت فوری انجام شود.»

ایرانشهر؛ سه ساعت جاده و افتتاح‌هایی که امید می‌آورد

از نیکشهر تا ایرانشهر، بیش از سه ساعت در راهیم؛ جاده‌ای طولانی، در دل کوه و گرما. در ایرانشهر هم، مسئولان از کمبود نیرو و به‌ویژه ناوگان آمبولانس گلایه دارند. اما در کنار این گلایه‌ها، خبر‌های خوبی هم هست؛ خبر‌هایی که شاید نشانه‌ای از امید باشد؛ افتتاح مرکز ۶۴ تختخوابی سوانح سوختگی امام حسین (ع)، افتتاح مرکز دیالیز خیرساز «دستان» با ۲۲ دستگاه دیالیز، افتتاح خوابگاه دختران خیرساز با ظرفیت ۶۰۰ دانشجو.

 روز آخر؛ زاهدان و فریاد‌هایی که وزیر شنید

روز آخر سفر، با حضور وزیر بهداشت در زاهدان، به اوج رسید. حجم درخواست‌های مردمی از وزیر، چه در حوزه پزشکی و چه در حوزه مالی و معیشتی، بالا بود و در هر بازدید صدایی می‌آمد و درخواستی داشت؛ صدا‌هایی که اکنون فرصتی برای شنیده شدن یافته بودند.

باید گفت که محرومیت در سیستان و بلوچستان، محرومیتی تاریخی و مزمن است. هر دولتی آمده و شعار داده، هر وزیری قولی داده، اما خروجی واقعی چیزی نبوده جز پروژه‌های نیمه‌تمام و کادر‌های درمانی که ماندگاری ندارند. ماندگاری پزشک بویژه در برخی شهرستان‌های سیستان و بلوچستان حکایتی دارد طولانی؛ پزشکان جوان با انگیزه می‌آیند، اما نبود امکانات، نبود زیرساخت، پرداخت‌های ناچیز و سنگینی بار مسئولیت در برابر حجم عظیم نیازها، آنها را خسته و ناامید بازمی‌گرداند. در نهایت هم بیمارانی که ناراضی‌اند و برای یک خدمت ساده ناگزیرند به طی مسافت چند صد کیلومتری به استانی دیگر. بر همین اساس است که بازدید‌ها و پیگیری به سرانجام رسیدن مصوبات از سوی مسوولان به صورت دوره‌ای یک ضرورت است و البته این روند در دولت‌های مختلف باید تکرار شود تا بلکه بتوان در مسیر کاهش محرومیت‌های مزمن این خطه گام برداشت و پیش رفت.

۴ روز، چند معاون، یک سخن: سیستان و بلوچستان را دریابید.

اما این بار، گویا صدای این فریاد‌های خاموش، گوش‌هایی شنوا پیدا کرده؛ چهار روز، چند معاون وزیر، چند شهر و چند صد کیلومتر راه در گرمای طاقت‌فرسای شهریور. معاونان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در قالب هیاتی حدود ۲۵ نفره راهی سیستان و بلوچستان شدند و شهر به شهر به دل این جغرافیای دشوار زدند. دستور کار روشن بود؛ بازدید میدانی، بررسی وضعیت، گفت‌و‌گو با مدیران و از همه مهم‌تر، شنیدن صدای مردم. آنها از گوشه و کنار استان، از چشم خسته کادر درمان و از لرزش دست بیمارانی که در انتظار نشسته‌اند، دیدند و شنیدند؛ واقعیت‌های تلخی که در گزارش‌های کاغذی، شاید به درستی دیده نشده باشند.

معاونان در نخستین گام، فهرستی از کمبود‌ها و پروژه‌های نیمه‌تمام را که سال‌هاست روی کاغذ مانده‌اند، احصا و هر یک با نگاه تخصصی خود، نقشه راهی برای سلامت مناطق مورد بازدیدشان ترسیم کرده‌اند؛ از بیمارستان‌های کوچک زیان‌ده گرفته تا جذب و ماندگاری پزشک و پرستار و پروژه‌های نیمه تمام و تجهیز خانه‌های بهداشت و مراکز روستایی؛ پرونده‌ای که بی‌تردید می‌تواند سرنوشت سلامت میلیون‌ها نفر را در سال‌های پیش رو رقم بزند.

بومی‌گزینی؛ نسخه شفابخش وزارت بهداشت برای مناطق محروم

در همین راستا دکتر علی جعفریان، مشاور عالی و قائم‌مقام وزیر بهداشت، در پاسخ به درخواست‌های مردمی و پرسنلی ضمن تاکید بر اینکه «ما اینجا آمده‌ایم تا هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم»، در عین حال نیز ریشه اصلی کمبود نیرو در سیستان و بلوچستان را در توزیع نامتقارن نیروی انسانی می‌داند و به ایسنا می‌گوید: «در سیستان و بلوچستان، چه در پرستاری و چه در فوریت‌های پزشکی، کمبود جدی داریم؛ در حالی که در برخی استان‌های غربی و شمالی، در همان رشته‌ها، نیروی مازاد و بیکار وجود دارد.» راهکار او، به جای اجبار، «بومی‌گزینی» است و می‌گوید: «آموزش نیرو باید در همان منطقه محروم و به‌کارگیری در همان‌جا باشد. اگر فرد بومی یک منطقه باشد، در همان‌جا آموزش ببیند و در همان‌جا کار کند، ماندگاری‌اش چند برابر می‌شود. این سیاست، امسال وارد فاز اجرایی شده است و در کنکور امسال، ظرفیت پذیرش دانشجوی پرستاری و فوریت‌های پزشکی، به دانشجویان بومی همان مناطق محروم اختصاص خواهد یافت.»

جعفریان همچنین از ورود هزار و ۷۰۰ پزشک عمومی متعهد خدمت به سیستان و بلوچستان در یک بازه پنج‌ساله خبر داد که بخشی از مشکل را حل خواهد کرد. اما او تأکید کرد آنچه بیش از تعهد خدمت، مشکل ماندگاری را حل می‌کند، انتخاب افراد بومی برای تحصیل و کار در همان منطقه است.

بیمارستان نبوت کنارک؛ ظرفیتی خفته در خدمت مردم

جعفریان همچنین در بازدید از بیمارستان نبوت کنارک، از ظرفیتی بزرگ گفت که باید راهکاری برای استفاده از آن اندیشید؛ بیمارستانی شیک، تمیز و خوش‌ساخت که توسط نیروی دریایی ارتش ساخته شده و می‌تواند بخشی از مشکلات درمانی منطقه را حل کند. اما به گفته جعفریان، مشکل اصلی اینجاست که این بیمارستان با بیمه‌های پایه قرارداد ندارد و مردم عادی، به‌ویژه اقشار کم‌درآمد، توان مراجعه به آن را ندارند. راهکار پیشنهادی قائم‌مقام وزیر بهداشت، خرید راهبردی خدمات از این بیمارستان است؛ مدلی که بتوان با آن، از این ظرفیت آماده، در خدمت مردم بهره برد. جعفریان در این باره تاکید کرد: «شاید مهم‌ترین اقدام ما در کنارک همین باشد؛ استفاده از ظرفیت موجود بیمارستان نبوت برای ارائه خدمات به مردم.»

بیمارستان ۵۴۰ تختخوابی چابهار؛ پروژه‌ای که به تامین منابع گره خورده

و، اما بیمارستان ۵۴۰ تختخوابی چابهار، پروژه‌ای استراتژیک برای جنوب شرق ایران که فونداسیون آن آغاز شده و قرار است در فاز نخست، ۲۵۰ تخت آن تا سال ۱۴۰۷ به بهره‌برداری برسد. به گفته جعفریان، این پروژه از نظر تأمین منابع، با چالش‌های جدی روبه‌روست. قرار است ۵۰ درصد منابع از محل مولدسازی و ۵۰ درصد از سازمان برنامه تأمین شود، اما موضوع مولدسازی هنوز به نتیجه نرسیده و سازمان برنامه نیز سهم خود را پس از اجرای مولدسازی پرداخت خواهد کرد. قائم‌مقام وزیر بهداشت در این زمینه هشدار داد: «اگر قرار باشد بخش ۲۵۰ تختخوابی تا سال ۱۴۰۷ تکمیل شود، حتما باید هم مولدسازی و هم سازمان برنامه، به سرعت به نتیجه برسند.»

تدبیر آقای وزیر برای سفره خالی سلامت در جنوب شرق

و حالا، دکتر محمدرضا ظفرقندی - وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سیستان و بلوچستان را به عنوان استان هدف در هفته دولت انتخاب کرده و شاید مهم‌ترین پیام این سفر آن باشد که این خطه دیگر نمی‌تواند در انتهای صف توسعه بماند. هفته دولت، یادآور خدمت به مردم است و چه خدمتی بالاتر از سلامت؟ در خطه‌ای که هرچند کودکانش در گرمای ۵۰ درجه، خانه بهداشت را خوب می‌شناسند، اما بابت یک تب ناگهانی و ویزیت ساده باید ساعت‌ها منتظر پزشک بمانند و مادران باردارش هم مسیر‌های طولانی را برای یک سونوگرافی ساده طی می‌کنند، حضور وزیر نه یک تشریفات، بلکه یک ضرورت است. شاید خروجی این سفر، تصمیماتی باشد که سال‌های بعد، وقتی کودک امروز چابهار بزرگ شد و پزشک شد، بگوید: «همه چیز از آن سفر شروع شد.»

در هر حال ظفرقندی در بدو ورود به زاهدان و پس از بازدید از چند بیمارستان و گفت‌و‌گو با مراجعه‌کنندگان، اولویت‌های وزارتخانه در سیستان و بلوچستان را اعلام کرد و گفت که «افزایش تخت‌های بیمارستانی در چابهار و ایرانشهر، در صدر اولویت‌های وزارت بهداشت قرار دارد. ناوگان اورژانس استان نیز با اضافه شدن ۵۰ دستگاه آمبولانس جدید تقویت خواهد شد.»

وزیر بهداشت، راهکار اصلی رفع کمبود نیروی انسانی در مناطق محروم را سه‌گانه‌ای از جنس بومی‌گزینی، تأمین معیشت کادر درمان و پرداختی‌های ثابت عنوان کرد و از افزایش تعرفه‌های رشته‌های کم‌اقبال در مناطق محروم خبر داد.

ظفرقندی همچنین از پیگیری جهش توسعه‌ای استان با محوریت سواحل مکران خبر داد و تأکید کرد: «تکمیل ۲۵۰ تخت بیمارستان ۵۴۰ تختخوابی چابهار، فاصله درمانی استان با میانگین کشوری را کاهش خواهد داد. مرکز سوانح و سوختگی ایرانشهر نیز ظرفیتی کم‌نظیر برای جنوب شرق کشور ایجاد کرده است. تکمیل ۴۰۰ خانه بهداشت در سیستان و بلوچستان، از دیگر برنامه‌های وزارت بهداشت در این استان است.»

به گفته ظفرقندی، در همین هفته دولت، هزار میلیارد تومان پروژه سلامت در سیستان و بلوچستان افتتاح شد و او بیمارستان علی بن ابیطالب (ع) زاهدان را به‌عنوان مجموعه‌ای کامل برای ارائه خدمات درمانی به بیماران سرطانی و یکی از نقاط امیدبخش سیستان و بلوچستان خواند.

فراوانی بنزین قاچاق در خیابان‌ها

و یک حاشیه‌نگاری از سفری چهار روزه به استان سیستان و بلوچستان؛ باید از پارادوکسی عجیب گفت؛ مردمان این خطه از کشور، دغدغه‌های زیادی دارند؛ دغدغه فقر و نداری و بیمارستان و پزشک و تخت خالی یک‌سوی ماجراست؛ سوی دیگر ماجرا، دغدغه بنزین است. لاجرم مبارزه با قاچاق سوخت، محدودیت‌هایی در دسترسی مردم به بنزین اعمال شده؛ صف‌های طولانی، سهمیه‌بندی‌های سخت‌گیرانه و حتی بی‌بنزین ماندن در گرمای ۵۰ درجه. اما همین مردم، به فاصله چند متر پایین‌تر از پمپ‌های بنزین، در هر کوچه و خیابانی شاهد صحنه‌ای هستند که هر عقل سلیمی را به حیرت وامی‌دارد؛ گالن‌های ۲۰ لیتری و چند لیتری بنزین، خیلی هویدا و آشکارا، با قیمت‌های گزاف، به فروش می‌رسد و به گفته مردمان محلی اصلا فروش بنزین قاچاق برای عده‌ای شغل شده است و محل کسب روزی؛ فروشندگانی که نه پنهان می‌کنند، نه ترس دارند؛ انگار که قانون، برای آنها نوشته نشده و مبارزه با قاچاق، فقط برای مردم عادی است.

البته این فقط در شهر‌ها نیست؛ جاده‌های نزدیک به مرز، خودرو‌های شوتی و تانکر‌های قاچاق سوخت بی‌محابا در ترددند، برای بومیان آنجا آشنا هستند و هر کامیون و خودروی حامل سوخت قاچاق را به ما نشان می‌دهند و اذعان می‌کنند که سمت مرز می‌روند. این هم شاید یکی از همان تضاد‌های دردناک سیستان و بلوچستان است؛ مردمی که برای ۲۰ لیتر بنزین قانونی، باید ساعت‌ها در صف بمانند، اما در همان لحظه، صد‌ها لیتر بنزین قاچاق بی‌وقفه از کنارشان عبور می‌کند. مردم بومی هر کدام روایتی از ماجرا دارند و علت را در جایی و افرادی می‌بینند؛ اما به راستی حکایت ماجرا چیست و بالاخره کسی باید پاسخگو باشد که چرا با وجود سختگیری‌ها در دسترسی قانونی به بنزین، اما بنزین گران قاچاق تا این حد در دسترس است و اصلا منبع تامین این بنزین‌ها چه کسی و کجاست؟

مردمانی که فقط یک چیز می‌خواهند: «کار»

توپ در زمین مسوولان

در هر حال، مردم سیستان و بلوچستان از مسئولان چیزی نمی‌خواهند جز یک کلمه: «کار»؛ کاری که دیده شود، لمس شود و در زندگی‌شان جریان یابد. می‌خواهند کسی باشد که به دادشان برسد؛ می‌خواهند پزشک بماند و وقت بیماری، پرستاری باشد برای پرستاری. می‌خواهند وقتی کودک‌شان ناخوش شد، نگران مسافت چند صد کیلومتری نباشند. می‌خواهند زنان باردارشان در مراکز محلی، زایمانی ایمن داشته باشد.

این مردم، با وجود همه فقر و تنگدستی، هنوز مهمان‌نوازند؛ هنوز چای شیرین تعارف می‌کنند؛ هنوز رنگین‌کمان لباس‌های بلوچی‌شان خیابان‌ها را روشن می‌کند. این خونگرمی و نجابت و مهمان‌نوازی، حق آنها را بیشتر می‌کند؛ حق‌شان بر گردن همه ماست؛ بر گردن هر مسئولی که در اتاقش نشسته و برای این مردم نسخه می‌پیچد.

اکنون توپ در زمین مسئولان است. معاونان وزیر بهداشت در یک سفر چهار روزه آمده‌اند تا سنگ بنای یک تحول باشند. وزیر بهداشت آمده است تا این بنا استوار بماند. مردم سیستان و بلوچستان سال‌هاست که امید را در سینه نگه داشته‌اند. وقتش رسیده که این امید به ثمر بنشیند.

Error Report
ارسال پیام
captcha