احمد زیدآبادی، فعال رسانه در کانال تلگرامی خود در یادداشتی با عنوان «فرسایش جنگ و ظرفیت آن» نوشت: «دیشب باز هم پهپادها و موشکها و بمبهای ارتش آمریکا بر سر مردم شهرهای جنوبی کشور فرود آمدند. در کنار آسیبهای مادی، شماری از هموطنان ما قربانی شدند. یک مجلس عروسی در کوهستانک به عزا تبدیل شد.»
وی افزود: «در مقابل، نیروهای ایرانی نیز پایگاههای آمریکا در خاورمیانه را با موشک مورد هدف قرار دادند.»
زیدآبادی با طرح این پرسش که «همه میپرسند این زد و خوردها قرار است تا کی ادامه یابد و به کجا ختم شود؟»، تصریح کرد: «واقعیت این است که پاسخ روشنی برای این دو پرسش وجود ندارد.»
او تأکید کرد: «طرف آمریکایی مواضع تناقضآلود دارد. از یک طرف بر ادامهی فشار تا فروپاشی امنیت و اقتصاد کشورمان تأکید میکنند و از طرف دیگر هدف از فشارها را وادارسازی سران جمهوریاسلامی برای بازگشت به میز مذاکره میدانند!»
این فعال رسانه در ادامه اظهار کرد: «در طرف ایرانی به رغم اصرار دائمی بر لزوم وحدت و انسجام اجتماعی از سوی مقامهای مسئول، صدای واحدی در بارهی جنگ به گوش نمیرسد. در حالی که سران قوا هدف خود را احیای تفاهمنامه و اجبار آمریکا به اجرای مفاد آن اعلام میکنند، صداهای بسیار دیگری از داخل حکومت بر مخالفت با تفاهمنامه، تداوم و گسترش جنگ و ضرورت توسل به عملیات پیشدستانه پافشاری میکنند.»
او افزود: «با این حساب، فضا در هر دو سوی جنگ مبهم و نامشخص است. تا چنین باشد جنگ در همین مسیر فرسایشی خود به صورت متناوب ادامه پیدا خواهد کرد.»
زیدآبادی خاطرنشان کرد: «مسئلهی اصلی، اما این است که جنگ فرسایشی به صورت کنونی آن تا چه نقطهای ظرفیت تداوم دارد؟ واضح است که ظرفیتها در هر دو سوی جنگ محدود است و امکان ادامهی شرایط کنونی حتی برای چند ماه آینده هم وجود ندارد. بنابراین، بسیار محتمل است که اتفاقی دراماتیک سبب تغییر مسیر کنونی شود. آن اتفاق چه ماهیتی خواهد داشت و سرنوشت منازعه را به چه سمتی رقم خواهد زد؟»
وی افزود: «ماهیت "اتفاق" شانسی و تصادفی بودن آن است و پیشبینیپذیر نیست. هر نوع پیشبینی در این باره به منزلهی پرتاب تیر در تاریکی است. چنین تیری حتی اگر به هدف هم اصابت کند از سر اتفاق است و نشانهی دانش و مهارت پیشبینیکننده نیست!»
زیدآبادی در پایان نوشت: «در فرهنگ ما به این اتفاقات، قضا و قدر میگویند و الان سرنوشت ما به قضا و قدر گره خورده است. فقط میتوان دعا کرد که حسنالقضا در پیش باشد.»