پایگاه خبری آفتاب
۱۱ /شهريور /۱۴۰۵
Wednesday 02 September 2026
News ID:۱۰۶۳۷۹۲
۱۰:۰۸
۱۴۰۵/۰۶/۱۱

خانه‌دار‌شدن؛ رویایی که به حسرت تبدیل شد!

خانه‌دار‌شدن؛ رویایی که به حسرت تبدیل شد!
بازار مسکن هرروز بیش از گذشته از دسترس خانوار‌ها فاصله می‌گیرد. افزایش قیمت خریدوفروش و رشد هزینه رهن و اجاره، خانه‌دار شدن را برای بسیاری به رویایی دور تبدیل و حتی حفظ خانه فعلی را نیز دشوار کرده است.
۱۰:۰۸
۱۴۰۵/۰۶/۱۱
به گزارش آفتاب نیوز،

بازار مسکن هرروز بیش از گذشته از دسترس خانوار‌ها فاصله می‌گیرد. افزایش قیمت خریدوفروش و رشد هزینه رهن و اجاره، خانه‌دار شدن را برای بسیاری به رویایی دور تبدیل و حتی حفظ خانه فعلی را نیز دشوار کرده است. در این میان فشار مسکن تنها به افزایش ارقام قرارداد‌ها محدود نمی‌شود و خود را در کوچک‌تر شدن خانه‌ها، تغییر محله، کاهش کیفیت زندگی و فرسایش پس‌انداز خانوار‌ها نشان می‌دهد؛ بحرانی که امروز بیش از همیشه، زندگی و آینده نسل‌های مختلف را تحت‌تاثیر قرار داده است. بررسی آمار‌ها و گزارش‌های مربوط به قیمت اجاره در روز‌های اخیر و مقایسه آن با ماه گذشته، حاکی از افزایش افسارگسیخته قیمت خریدوفروش، رهن و اجاره ملک است؛ موضوعی که به‌طور مستقیم بر تامین سرپناه و کیفیت زندگی بخش بزرگی از جامعه تاثیر می‌گذارد. تا دو سال پیش و حتی سال گذشته، هنوز می‌شد مواردی برای خرید خانه با قیمت یک تا ۲ میلیارد تومان در محله‌های پایین‌تر یا حتی مناطق مرکزی تهران پیدا کرد، اما همان آگهی‌ها نیز حالا به خاطره تبدیل شده‌اند حتی اگر کمی از نقشه پایتخت فاصله بگیرید، باز هم پیدا کردن خانه با چنین قیمتی تقریبا ناممکن است.

نظر کارشناسان در خصوص افزایش قیمت مسکن

فرشید ایلاتی، کارشناس ارشد حوزه مسکن در خصوص افزایش قیمت خریدوفروش، رهن و اجاره به «جهان‌صنعت» گفت: «در خصوص موضوع افزایش اجاره‌بها، تقریبا می‌توان گفت این روند از ابتدای امسال آغاز شده و همزمان با افزایش قیمت مسکن ادامه پیدا کرده است. در برخی مناطق تهران، افزایش قیمت مسکن حتی به حدود ۱۰۰‌درصد نیز رسیده است. طبیعتا این افزایش قیمت به بازار اجاره نیز منتقل و باعث شده اجاره‌بها در برخی موارد بیش از ۵۰‌درصد افزایش پیدا کند؛ این در حالی است که حدنصاب قانونی افزایش اجاره‌بها ۲۵‌درصد اعلام شده بود. درواقع افزایش قیمت مسکن به بازار اجاره منتقل می‌شود و بخشی از مالکان تلاش می‌کنند افزایش هزینه‌ها و تورم عمومی را از طریق افزایش اجاره‌بها جبران کنند. در این میان نکته‌ای که درباره مقایسه آگهی‌های ماه گذشته با ماه جاری مطرح کردید، اهمیت دارد. اگر آگهی‌های مسکن در یک مرجع معتبر و با سازوکار مشخص جمع‌آوری و قیمت‌گذاری شوند و امکان تحلیل آنها وجود داشته باشد، می‌توان روند تغییرات قیمت را دقیق‌تر رصد کرد. چنین داده‌هایی می‌تواند برای سیاستگذار نیز قابل‌استفاده باشد و در تصمیم‌گیری درباره سیاست‌های بازار مسکن مورد توجه قرار گیرد. یکی از ضعف‌های موجود در بازار مسکن این است که بخش قابل‌توجهی از اطلاعات بازار به‌شکل منظم پایش نمی‌شود و تحلیل داده‌محور و داده‌کاوی گسترده‌ای روی آن صورت نمی‌گیرد. درنتیجه تصویر دقیقی از روند تغییرات قیمت و رفتار بازار در اختیار سیاستگذار قرار نمی‌گیرد. از طرف دیگر، بخشی از مالکان با این استدلال که در سال‌های گذشته از محل اجاره‌بها درآمد کافی نداشته‌اند، اکنون تلاش می‌کنند افزایش هزینه‌ها و تورم عمومی را از طریق افزایش اجاره جبران کنند. اگر درآمد خانوار مستاجر نیز متناسب با تورم یا حتی بیشتر از آن افزایش پیدا کرده باشد، شاید بتوان برای چنین افزایشی استدلال اقتصادی پیدا کرد، اما مساله این است که قدرت خرید خانوار‌ها کاهش پیدا کرده و دستمزد‌ها نیز متناسب با تورم افزایش نیافته است بنابراین افزایش قابل‌توجه اجاره‌بها فشار مضاعفی بر خانوار‌های مستاجر وارد می‌کند. از این جهت انتظار می‌رود مالکان نیز شرایط اقتصادی مستاجران را در نظر بگیرند و در تمدید قراردادها، افزایش اجاره‌بها را در محدوده تورم یا همان سقف قانونی اعلام‌شده، یعنی ۲۵‌درصد نگه دارند.»

دهه ۶۰ و آرزوی محال خانه‌دار شدن

در کنار آمار و ارقام، شاید روایت مردم بتواند تصویر روشن‌تری از عمق بحران مسکن ارائه دهد. در گفت‌وگویی که با افراد و اقشار مختلف جامعه داشتیم، یک موضوع تلخ بیش از همه به چشم می‌خورد: نسل دهه۶۰، که اکنون در گروه سنی ۴۰تا ۴۵ سال قرار دارند، بر این باورند که خرید خانه برای آنها دیگر محال شده است. عمق بحران در همین جمله موج می‌زند و این جمله، زیرمتنی طولانی دارد. معنای آن این است که فرد در آستانه ۴۰سالگی در حالی که تصور می‌کرد وقتی به این سن برسد، سرپناهی برای خود خواهد داشت و به استقلال مالی و مسکونی خواهد رسید، همچنان اجاره‌نشین است. مساله تنها اجاره‌نشینی نیست. برای بسیاری از این افراد، هرسال کیفیت محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند کاهش می‌یابد و در مقابل، هزینه اجاره، رهن و پول پیش خانه افزایش پیدا می‌کند. در روز‌های نه‌چندان دور، با یک یا ۲ میلیارد تومان می‌شد خانه‌ای خرید، اما امروز ممکن است همان مبلغ صرف رهن یک واحد مسکونی شود. نسلی که سال‌ها کار کرده، پس‌انداز کرده و بخشی از درآمد خود را برای خرید خانه کنار گذاشته است، حالا با واقعیتی متفاوت مواجه شده؛ فاصله میان درآمد و قیمت مسکن آن‌قدر افزایش یافته که خرید خانه برای بسیاری دیگر هدفی دشوار، اما دست‌یافتنی نیست بلکه به رویایی دور از دسترس تبدیل شده است.

خانه‌ای که هر سال کوچک‌تر می‌شود

افزایش هزینه مسکن فقط به دشوارتر شدن خرید خانه یا پرداخت اجاره محدود نمی‌شود. برای بسیاری از مستاجران، مساله اصلی، تغییر سبک زندگی و کاهش تدریجی کیفیت محل سکونت است. خانواده‌ای که چند سال پیش توانایی اجاره یک واحد ۸۰ یا ۹۰متری را داشته، ممکن است امروز برای مدیریت هزینه‌ها ناچار شود به خانه‌ای کوچک‌تر نقل‌مکان کند. خانواده دیگری ممکن است از یک محله به محله‌ای ارزان‌تر برود و فردی دیگر برای پرداخت اجاره، ناچار شود فاصله بیشتری از محل کار خود بگیرد. در چنین شرایطی انتخاب محل زندگی دیگر همیشه بر اساس علاقه، دسترسی، امکانات محله یا نزدیکی به محل کار انجام نمی‌شود بلکه توان پرداخت اجاره است که محدوده انتخاب را مشخص می‌کند. درواقع برخی مستاجران هر سال نه برای بهتر شدن شرایط زندگی بلکه برای جلوگیری از بدتر شدن آن تصمیم می‌گیرند؛ متراژ کمتر، محله ارزان‌تر، فاصله بیشتر تا محل کار و حذف بخشی از امکاناتی که پیش از این برایشان عادی بود.

پس‌اندازی که کفاف خرید خانه را نمی‌دهد

در کنار کوچک‌تر شدن خانه و تغییر محل سکونت، یکی دیگر از پیامد‌های افزایش قیمت مسکن، تغییر کارکرد پس‌انداز مردم است. برای بسیاری از خانواده‌ها، سال‌ها پس‌انداز با این امید انجام شده که در نهایت بتوانند خانه‌ای برای خود خریداری کنند. اما افزایش قیمت مسکن باعث شده سرمایه‌ای که زمانی می‌توانست بخشی از هزینه خرید یک خانه باشد، امروز تنها برای تامین رهن یک واحد مسکونی کافی باشد. به عبارت دیگر، آنچه زمانی «سرمایه خرید خانه» محسوب می‌شد، حالا ممکن است صرفا «پول پیش اجاره خانه» باشد آن‌هم به‌سختی. این تغییر تنها یک تغییر عددی نیست بلکه نشان‌دهنده عمیق‌تر شدن فاصله میان توان مالی خانوار و قیمت مسکن است. در چنین شرایطی حتی پس‌انداز مستمر نیز لزوما به معنای نزدیک‌تر شدن به خانه‌دار شدن نیست.

کوچ اجباری از محله‌ای به محله دیگر

افزایش قیمت مسکن، در ادامه به جابه‌جایی اجباری خانواده‌ها نیز منجر می‌شود. وقتی اجاره یک واحد در یک محله از توان مالی خانواده خارج می‌شود، اولین راه‌حل معمولً پیدا کردن خانه‌ای ارزان‌تر است، اما خانه ارزان‌تر اغلب به معنای محله‌ای دورتر، متراژ کمتر یا امکانات محدودتر است. درنتیجه افزایش اجاره‌بها تنها باعث تغییر آدرس نمی‌شود بلکه می‌تواند مسیر زندگی روزمره خانواده را نیز تغییر دهد. فاصله بیشتر تا محل کار، هزینه بالاتر رفت‌وآمد، دور شدن از مدرسه فرزندان، فاصله گرفتن از خانواده و دوستان و از دست دادن دسترسی به امکانات محله، همگی بخشی از هزینه پنهان افزایش قیمت مسکن هستند. به این ترتیب فشار بازار مسکن از محدوده قرارداد اجاره فراتر می‌رود و به سایر بخش‌های زندگی خانوار سرایت می‌کند.

طبقه متوسط؛ مستاجرانی که هر سال فقیرتر می‌شوند

بحران مسکن تنها مساله اقشار کم‌درآمد نیست. افزایش هزینه مسکن می‌تواند طبقه متوسط را نیز تحت فشار قرار دهد. خانواده‌ای که درآمد متوسطی دارد، ممکن است همچنان بتواند اجاره خانه خود را پرداخت کند، اما در مقابل مجبور شود از بسیاری دیگر از هزینه‌های زندگی کم کند. وقتی بخش قابل‌توجهی از درآمد ماهانه صرف مسکن می‌شود، بودجه‌ای که برای خوراک، آموزش، درمان، حمل‌ونقل، تفریح، پوشاک و پس‌انداز باقی می‌ماند، کاهش پیدا می‌کند. به این ترتیب ممکن است خانواده‌ای همچنان بتواند خانه خود را حفظ کند، اما کیفیت زندگی‌اش به‌تدریج کاهش یابد. درواقع خانوار ممکن است از نظر فنی همچنان توان پرداخت اجاره را داشته باشد، اما هزینه این توانایی، حذف یا کاهش بسیاری از نیاز‌های دیگر زندگی باشد.

نسل بعد؛ خانه‌دار‌شدن یا ادامه اجاره‌نشینی؟

اگر برای نسل دهه‌۶۰ خرید خانه به رویایی دور از دسترس تبدیل شده باشد، سوال نگران‌کننده‌تر این است که نسل‌های بعدی چه تصویری از آینده خود دارند؟ جوانی که امروز وارد بازار کار می‌شود و با قیمت‌های فعلی مسکن مواجه است، برای خرید خانه به چه میزان درآمد و چه مدت پس‌انداز نیاز دارد؟ اگر فاصله میان درآمد و قیمت مسکن همچنان افزایش پیدا کند، ممکن است برای بخشی از نسل‌های جوان‌تر، اجاره‌نشینی نه یک مرحله موقت در زندگی بلکه به شکل دائمی سکونت تبدیل شود. در این صورت مساله فقط این نیست که «چه کسی خانه دارد؟» بلکه باید پرسید «چه کسی در آینده امکان خانه‌دار شدن خواهد داشت؟»؛ پرسشی که پاسخ به آن، تنها به وضعیت بازار مسکن مربوط نمی‌شود بلکه با آینده طبقه متوسط، قدرت خرید خانوارها، کیفیت زندگی و حتی تصمیم جوانان برای تشکیل خانواده و آینده‌سازی گره خورده است.

Error Report
ارسال پیام
captcha