ناصر غلامی هوجفان/علیرضا جمالی اخوان در گفتوگو با خبرنگار آفتابنیوز درباره مسیر حرفهای خود اظهار کرد: سالهاست در حوزه سینما فعالیت میکنم و در کنار نویسندگی و تهیهکنندگی، تجربه کارگردانی ۶ تلهفیلم ۹۰ دقیقهای و یک سریال را نیز دارم.
وی افزود: دغدغه اصلی من روایتهای انسانی و اجتماعی، بهویژه جهان کودکان و انسانهای عادی است و تلاش کردهام در آثارم به تدریج نگاه و زبان شخصی خودم را شکل دهم.
حضور ۱۲ فیلم در جشنوارههای بینالمللی
این فیلمساز درباره حضور همزمان ۱۲ فیلم خود در جشنوارههای انگلستان، پرتغال و کانادا گفت: این اتفاق را حاصل یک مسیر تدریجی و آگاهانه میدانم؛ مسیری که در آن تولید فیلم و فکر کردن به سرنوشت جهانی اثر از یکدیگر جدا نبوده است.
جمالی اخوان ادامه داد: هیچگاه صرفاً با هدف افزایش تعداد فیلمها کار نکردهام و برای من هر فیلم باید جهان، دغدغه و زبان خودش را داشته باشد و متناسب با ویژگیهای همان اثر، مسیر مناسب حضور در جشنوارههای خارجی پیدا شود.
وی با اشاره به تجربههای قبلی خود در عرصه بینالمللی بیان کرد: حضور به عنوان تنها نماینده ایران در جشنواره تراکا ایتالیا پس از ۱۲ سال و همچنین دریافت جایزه افتخاری در جشنواره جامائیکا از جمله تجربههای این مسیر بوده است و دریافت دیپلم افتخار جشنواره پرتغال نیز اتفاقی ارزشمند برای من محسوب میشود.
«ژنهاژ»؛ روایت کودکانه یک مسئله انسانی
این کارگردان درباره مستند «ژنهاژ» که موفق به دریافت دیپلم افتخار جشنواره سیلنزیو پرتغال شده است، گفت: مهمترین تفاوت این اثر با بسیاری از کارهای دیگرم، نوع روایت و نگاه آن به انسان و کودکی است.
وی افزود: در این فیلم تلاش کردم به جای اینکه صرفاً یک مسئله اجتماعی را توضیح بدهم، آن را از زاویه نگاه یک کودک و با زبانی ساده و تصویری شاعرانه روایت کنم. «ژنهاژ» بیشتر از آنکه متکی بر دیالوگ و توضیح باشد، بر تصویر، سکوت، فضای روستا و احساسات انسانی تکیه دارد.
جمالی اخوان تأکید کرد: هدفم این نبوده که کودک را صرفاً نمادی از فقر یا محرومیت نشان دهم؛ برای من کودکی در این فیلم با معصومیت، زندگی و امید گره خورده است.
«داستان ایرانی باشد، اما احساس آن جهانی»
این فیلمساز درباره چگونگی جهانی شدن یک داستان بومی و ایرانی اظهار کرد: برای جهانی شدن یک داستان ایرانی نباید هویت فرهنگی آن را حذف کرد، بلکه باید از دل همان هویت به یک احساس انسانی و مشترک رسید.
وی گفت: وقتی شخصیتها و روابطشان واقعی باشند و قصه بر مفاهیمی مانند عشق، خانواده، امید، تنهایی و انتخابهای انسانی بنا شود، مخاطب حتی اگر با فرهنگ و جغرافیای داستان آشنا نباشد، میتواند با آن ارتباط برقرار کند. برای من اصل این است که داستان ایرانی بماند، اما احساس آن جهانی باشد.
تأثیر کیارستمی و مجیدی و شکلگیری امضای شخصی
جمالی اخوان درباره تأثیر سینمای عباس کیارستمی و مجید مجیدی بر آثارش گفت: این تأثیر را انکار نمیکنم، اما در کنار آن تلاش کردهام نگاه و امضای شخصی خودم را داشته باشم.
وی افزود: در بیشتر آثار کودک من، کودک پدر ندارد و با مادرش زندگی میکند؛ کودک اغلب تنها و خسته است و در مسیر داستان از دل همین تنهایی به قهرمان قصه تبدیل میشود.
این کارگردان ادامه داد: اگر هم کودک پدر و مادر داشته باشد، معمولاً هرکدام درگیر زندگی خود هستند و کودک مسیر خودش را در دنیای کودکی ادامه میدهد. تنهایی کودک، مسیر تبدیل شدن او به قهرمان و پایانهای صادقانه و بدون اغراق، بخشی از امضای شخصی من است.
فیلمساز مستقل و چالشهای تولید
جمالی اخوان درباره همزمانی مسئولیت نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی گفت: وقتی این مسئولیتها را در یک اثر برعهده دارم، از مرحله شکلگیری ایده تا اجرا نگاه واحدی بر فیلم حاکم است و این موضوع به یکپارچگی اثر کمک میکند.
وی تأکید کرد: البته پذیرفتن چند مسئولیت همزمان فشار زیادی دارد؛ از تأمین امکانات و مسائل تولید گرفته تا تصمیمهای هنری و اجرایی، اما این سختی بخشی از مسیر فیلمسازی مستقل است.
او تولید کمهزینه اما هدفمند را یکی از راههای مؤثر برای سینمای مستقل ایران دانست و گفت: فیلمنامه و ایده باید متناسب با امکانات موجود طراحی شود و به جای وابستگی به بودجههای سنگین، بر کیفیت روایت، انتخاب درست عوامل و استفاده خلاقانه از امکانات تمرکز کرد.
«تهران بیقاب»؛ ورود یک زن به مرکز روایت
این کارگردان درباره فیلمنامه «تهران بیقاب» اظهار کرد: این پروژه از نظر جغرافیا و شخصیتپردازی با آثار قبلی متفاوت است؛ این بار از فضای روستا و جهان کودک وارد جنوب تهران شدهام و قهرمان داستان یک زن است.
وی افزود: با وجود این تفاوت، دغدغه اصلی من همچنان انسان و مسائل اجتماعی است و فکر میکنم «تهران بیقاب» میتواند ادامه همان نگاه انسانی، اما در فضای شهری و با محوریت زنی باشد که خودش قهرمان داستان است.
جمالی اخوان گفت: به سینمای خیابانی و کمهزینه، با بازیگران محدود و لوکیشنهای کم علاقه دارم؛ بهویژه فیلمهایی که یک زن را به عنوان قهرمان در مرکز روایت قرار میدهند و مسائل اجتماعی، مظلومیت، نجابت و پاکدامنی او را با زبانی انسانی و قابل فهم برای مخاطب جهانی روایت میکنند.
از «زیر سایه تفنگ» تا «ماهیهای سوخته»
وی با اشاره به سوابق کارگردانی خود اظهار کرد: «زیر سایه تفنگ»، «درختان ایستاده میمیرند»، «نور پنهان»، «ردپای رئیس»، «ماهیهای سوخته» و «عروس بیستاره» از جمله تلهفیلمهایی هستند که کارگردانی کردهام.
این فیلمساز همچنین ساخت مستند «آخرین ضدقهرمان» درباره جلال پیشواییان و مجموعهای از فیلمهای کوتاه و مستند را از دیگر تجربههای خود عنوان کرد و افزود: در دوران هنرستان نیز فیلمهایی همچون «آخرین حامی»، «رجعت» و «آخر چرا» را ساختم و در دوران دانشجویی نیز بیش از ۱۰ فیلم را کارگردانی کردم.
فیلمنامه خوب، نقطه آغاز سینمای ماندگار
جمالی اخوان در پاسخ به این پرسش که برای حضور یک فیلم ایرانی در مهمترین جشنوارههای جهان، فیلمنامه، سرمایه، بازیگر، امکانات تولید یا زبان تازه کدامیک اهمیت بیشتری دارد، گفت: هیچکدام از این عوامل را نمیتوان نادیده گرفت، اما نقطه آغاز، فیلمنامه و زبان سینمایی است.
وی افزود: فیلمنامه باید آنقدر درست و قدرتمند باشد که فیلم هویت خود را پیدا کند و زبان سینمایی نیز بتواند این جهان را به تصویر منتقل کند. در کنار آن، سرمایه و امکانات تولید اهمیت دارند، زیرا حتی یک فیلمنامه خوب بدون سرمایهگذار به تولید نمیرسد.
این کارگردان تصریح کرد: سرمایه ابزار تولید است و باید در خدمت فیلمنامه و نگاه درست سینمایی قرار بگیرد. اگر فیلمنامه از نظر ساختار، شخصیتپردازی و روایت ضعیف باشد، حتی بالاترین بودجه نیز الزاماً به ساخت یک فیلم خوب منجر نمیشود.
جمالی اخوان در پایان گفت: برای من هدف رسیدن به تعامل میان فیلمنامه، بازیگر، سرمایه و امکانات تولید است؛ تعاملی که بتواند به ساخت فیلمی با هویت ایرانی، نگاه شخصی و زبان سینمایی تازه منجر شود و با مخاطب و جشنوارههای مهم جهان ارتباط برقرار کند.