در پلتفرمهای آنلاین خریدوفروش مانند دیوار، دیگر فقط کیف و کفش و کالاهای اسباب و اثاثیه به فروش نمیرسند. حالا در برخی آگهیها پای زندگی و فرزندآوری هم به میان آمده است! شاید برای برخی افراد این مساله قابلدرک نباشد، اما در دیوار و حتی اینستاگرام و کانالهای تلگرامی، آگهیهایی با عنوان خریدوفروش تخمک، اسپرم، اجاره رحم و حتی «جنین فریزشده» دیده میشود. آگهیهایی که مشخص نیست چه افرادی پشت آنها قرار دارند و با چه هدفی چنین مواردی را مطرح میکنند. آنچه باعث شد به این موضوع بپردازیم، آگهی فروش جنین فریزشده بود.
در یکی از این آگهیها آمده است که فروش هشتعدد جنین به قیمت ۱۰۰میلیونتومان. بدون اینکه مشخص باشد این مبلغ برای هر جنین است یا مجموع آنها و بدون هیچ توضیحی درباره روند انتقال. در ادامه نیز متقاضیان برای انجام معامله به فضایی خارج از دیوار هدایت میشوند.
در آگهی دیگری نیز فروشنده از وجود ۱۸جنین فریزشده خبر داده و تعیین قیمت را به مشتری واگذار کرده است. نمونههای مشابه این آگهیها را میتوان در اینستاگرام و کانالهای تلگرامی نیز پیدا کرد. پرسش اینجاست که چگونه چنین آگهیهایی خارج از مسیر رسمی منتشر میشوند و چرا نظارت مشخصی بر آنها وجود ندارد؟ جدای از مسائل پزشکی و قانونی این موضوع، آنچه کارشناسان بارها درباره آن هشدار دادهاند، گسترش فقر در جامعه است. شرایطی که باعث شده بعضی افراد برای تامین هزینههای زندگی بهسمت چنین اقداماتی کشیده شوند.
قانون چه میگوید؟
در کشور «قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور» مصوب۱۳۸۲ و آئیننامه اجرایی آن مصوب ۱۳۸۳، مسیر مشخصی را برای انتقال جنینهای حاصل از روشهای کمکباروری از جمله IVF تعیین کردهاند. نکته مهم آن است که آئیننامه اجرایی، جنین منجمد را نیز به رسمیت شناخته است بنابراین فریز شدن جنین بهخودیخود اقدامی غیرقانونی نیست. آنچه قانون برای این جنینها تعیین کرده، شیوه و چارچوب انتقال آنهاست.
براساس آئیننامه، «اهدای جنین» بهمعنای واگذاری داوطلبانه و رایگان یک یا چند جنین به مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری است بنابراین در چارچوب قانونی موجود، جنین بهعنوان کالایی برای خریدوفروش تعریف نشده و فرآیند انتقال آن نیز نمیتواند مانند یک معامله عادی و مستقیم میان افراد انجام شود.
مطابق ماده یک قانون نحوه اهدای جنین، انتقال جنین باید از طریق مراکز تخصصی درمان ناباروری ذیصلاح و مجاز انجام شود و رضایت کتبی زوج صاحب جنین نیز برای اهدای آن ضروری است. آئیننامه اجرایی نیز بر رضایت کتبی زوج اهداکننده، احراز هویت طرفین و انجام فرآیند در مراکز مجاز درمان ناباروری تاکید دارد همچنین اطلاعات مربوط به جنینهای اهدایی باید محرمانه باقی بماند.
از سوی دیگر، دریافت جنین نیز برای هر فردی امکانپذیر نیست. زوج متقاضی باید زن و شوهر باشند و درخواست مشترک خود را به دادگاه ارائه کنند. قانون برای دریافتکنندگان نیز شرایط مشخصی ازجمله اثبات ناباروری، صلاحیت اخلاقی، نداشتن حجر، نداشتن برخی بیماریهای صعبالعلاج و اعتیاد به موادمخدر و همچنین تابعیت ایران را درنظر گرفته است.
بر این اساس اگرچه قانون ایران اهدای جنینهای تازه و منجمد را پیشبینی کرده است، آئیننامه اجرایی، این فرآیند را واگذاری داوطلبانه و رایگان جنین به مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری تعریف کرده است. بهگفته کارشناسان، آگهی فروش مستقیم جنین در پلتفرمهای عمومی و آنلاین در چارچوب تعریف قانونی اهدای جنین قرار نمیگیرد و نمیتوان آن را با فرآیند رسمی اهدای جنین یکسان دانست.
فرزندآوری از درمان تا بازار سیاه!
علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس درباره رواج آگهیهای خریدوفروش جنین در فضای مجازی به «جهانصنعت» گفت: حقیقت ماجرا این است که این پدیده یک پدیده چندوجهی به نظر میآید و بحث روانشناسی بالینی و سلامت، اخلاق زیستی، حقوق و آسیبشناسی اجتماعی را در دل خودش جا میدهد. اگر بخواهیم این موضوع را خیلی ساده بررسی کنیم، مساله کالاییسازی حیات مطرح است یعنی وقتی فرزندآوری از فرآیند درمان بهسمت بازار سیاه و آن هم در فضای دیجیتال میرود، نشاندهنده چند نکته است.
یکی از نکات این است که پشت این داستان یکسری دلال دیجیتالی وجود دارند که در اینستاگرام، تلگرام، دیوار و امثال اینها میآیند و از فقر و ناتوانی مالی خانوادهها، بهویژه زنان و همینطور از استیصال و سردرگمی زوجهای نابارور بهرهکشی میکنند. برای این قضیه معمولا چند نکته پیش میآید که من فکر میکنم یک صورتبندی سهضلعی یا سهراسی را در خودش جا میدهد که میتواند یکسری تروماها و بحرانهای هویتی را در نسلهای مختلف ایجاد کند. این بحث خیلی مهمی است که البته در همه جای دنیا هم وجود دارد.
تفاوت درمان ناباروری با تجارت غیرقانونی
علیرضا شریفییزدی افزود: ما باید ابتدا شفافسازی درباره درمان ناباروری و تجارت غیرقانونی داشته باشیم. باید بین این موضوع و آن بحث بازارسیاهی که شکل گرفته، تفاوت قائل شویم. بازاری که در آن، یک امر تخصصی و کار پزشکی به یک رفتار بهاصطلاح بیزینسی تبدیل شده است. یک عده دلال زیستی و یک عده واسطه و بروکر زیستی دور این ماجرا جمع شدهاند و به فکر سودجویی هستند.
سهضلع یک بازار سیاه
این جامعهشناس درباره اضلاع این بازار اظهار کرد: یکضلع این مثلث، زوجین متقاضی هستند که معمولا آسیبپذیری روانی دارند. این افراد گاهی بهدلیل فشار اطرافیان و البته علاقهای که خودشان به داشتن فرزند دارند، همچنین بهسبب درمانهای ناموفق ممکن است به سمت یک رفتار غیراخلاقی بروند؛ رفتاری که میتواند با ریسک بالای بیماریهای ژنتیکی و امثال اینها همراه باشد و بعید نیست که این افراد قصد خرید جنین را داشته باشند. یکسر دیگر قضیه، کسی قرار دارد که فروشنده این بازار است.
او هم انسانی است که در حقیقت فقر گریبانگیرش شده و بروکرها و دلالها، باتوجه به شرایط معیشتی که امروز بر جامعه ما حاکم است و همه شاهد آن هستیم، میآیند و از این شرایط بهرهکشی اقتصادی میکنند. ضلع سوم مربوط میشود به کودکی که متولد شده است. این بچه ممکن است دچار نوعی تعلیق هویتی شود یعنی در آینده با تشتت هویت مواجه شود. وقتی یک معامله غیررسمی در فضای دیجیتال به چنین تولدی منجر میشود، این سوال برای فرد ایجاد میشود که من کیستم؟
شریفییزدی ادامه داد: باتوجه به اینکه اینکه امروزه امکانات پزشکی اجازه میدهد با DNA مشخص شود که آیا واقعا این فرزند، فرزند فیزیولوژیک پدر و مادرش هست یا نه؛ این معضل حادتر هم میشود. اگر این اطلاعات به هر دلیلی و به هر شکلی در آینده به این فرزند برسد، این تشتت و تعلیق هویت طبیعتا میتواند اختلالات مختلفی برای او ایجاد کند از جمله اختلالات اضطرابی و شاید حتی مشکلات و بحرانهای حقوقی.
دلالان، زوجهای نابارور و فقر
شریفییزدی در تشریح گروههای فعال در این بازار توضیح داد اینها چند دسته هستند؛ گروهی از این افراد کسانی هستند که دلالاند، کسانی که از هر ابزاری برای کسب درآمد استفاده میکنند. اینها آدمهایی اخلاقگرا نیستند و چنین افرادی همهجا وجود دارند.
کسانی که قاچاق انسان میکنند، قاچاق اعضای بدن انسان انجام میدهند و هدفشان به جیب زدن پول است و بس. گروه دیگر، زوجین نابارور هستند که بعد از طی مراحل و درمانهای مختلف، مثل IUI و IVF و امثال اینها نتوانستهاند بچهدار شوند و تنها راه چاره خود را در خرید غیرقانونی جنین میبینند.
مخصوصا با سختیهایی که بهزیستی برای فرزندپذیری و پذیرفتن بچههایی که به هر حال بیسرپرست یا بدسرپرست هستند دارد، ممکن است این روش راحتتر و سادهتر جلوه کند. به نظر من دلیل اصلی را باید در فقر، فلاکت و ناتوانی در تامین هزینههای زندگی از طرف فروشنده یا به تعبیر دیگر اهداکننده مطرح کنیم.
هزینههای سنگین و مسیرهای طولانی
این جامعهشناس درباره نزدیک شدن فرزندآوری و درمان ناباروری به بازار و خریدوفروش بیان کرد: یکی از دلایل، پرهزینه بودن درمان در مراکز رسمی است. هزینههای این پدیده بسیار سنگین است و مخصوصا در مراکز خصوصی و فوقتخصصی هم هزینهبر است و هم زمانبر. عامل دوم، مساله بروکراسی است؛ بروکراسی پیچیده و نوبتهای طولانی مراکز دولتی. چه برای اینکه بتوانند خدمات درمانی ارائه دهند و زوج را بارور کنند و چه در مواردی که قرار باشد کسی از مسیر بهزیستی بچهای را به فرزندی بپذیرد، گاهی چندین سال طول میکشد تا فرد به آن برسد.
یک نقطه سومی هم وجود دارد و آن متاسفانه نبود سامانه شفاف و متمرکز ملی است. ما جای مشخصی نداریم که افراد وقتی احساس نیاز میکنند، آنجا بروند و ثبتنام کنند. کسی که اصلا میخواهد جنین اهدا کند، نه با هدف مسائل مالی و طبق همان قانون و مصوب سال۱۳۸۲، بتواند بهصورت مشروع و قانونی اهدای جنین داشته باشد و مشکلی برایش ایجاد نشود. نبود چنین مسیر شفاف و مشخصی میتواند زمینه را برای شکلگیری بازارهای غیررسمی فراهم کند.
وقتی حیات هم به کالا تبدیل میشود
شریفییزدی در پاسخ به پیامدهای ادامه این روند اظهار کرد: گام اول، این است که از نظر روانی این احساس ایجاد میشود که انگار جان انسان و حیات انسان، بهجای اینکه یک امر قدسی باشد، تبدیل به یک کالای تجاری شده است.
در جامعهای که شرایط اقتصادی نامناسب است، پولسازی از هر خلئی امکانپذیر است از جمله حیات دادن به یک موجود زنده، فرزنددار شدن و امثال اینها. شاید بزرگترین لطمهای که سیستم احساس میکند، همین باشد. کسی که پولدار است، حتی میتواند ناتوانی جسمی خودش را تبدیل به توانمندی کند و کسی که پول ندارد، میتواند ابزار دست باشد برای دیگران تا از فقر و فلاکت و بدبختی او سوءاستفاده کنند و بهعنوان ابزار از او استفاده کنند و در موضوع این مطلب، جنینش را دادوستد کنند.