پایگاه خبری آفتاب
۳۱ /شهريور /۱۴۰۵
Tuesday 22 September 2026
کد خبر:۱۰۶۷۱۷۴
۱۷:۲۱
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
عبور چراغ‌خاموش جهان از یک الگوی سنتی

چه کسانی عملا در حال خرید طلا هستند و چرا؟

طلا
بانک‌های مرکزی جهان در حوالی نیمه نخست سال ۲۰۲۶، بدون آنکه کوچک‌ترین اعلامیه تیترسازی منتشر شود، به‌آرامی از آستانه‌ای عبور کردند که در سه دهه گذشته از آن عبور نکرده بودند؛ تغییری که تحلیلگران از آن تحت عنوان عبور خاموش از منطق «طلا صرفا یک سپر است»، یاد می‌کنند.
۱۷:۲۱
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
به گزارش آفتاب نیوز،

تارنمای خبری - تحلیلی «mannersandwillis» که در حوزه اخبار اقتصادی و مالی فعالیت می‌کند، در گزارشی تفصیلی می‌نویسد: گزارش ژوئن ۲۰۲۶ بانک مرکزی اروپا درباره نقش بین‌المللی یورو نشان می‌دهد که سهم طلا از ذخایر رسمی جهان به حدود ۲۷ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که این رقم در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ درصد بود. در همین بازه، سهم اوراق خزانه‌داری آمریکا از ذخایر رسمی جهان از حدود ۲۵ به ۲۲ درصد کاهش یافته است.

طلا در حال حاضر برای نخستین بار از سال ۱۹۹۶، در مجموع ذخایر ارزی جهان سهمی بیشتر از اوراق خزانه‌داری آمریکا دارد؛ ترکیبی که آخرین بار پیش از آنکه یورو وجود خارجی داشته باشد، مشاهده شده بود. چنین تغییری حاصل یک چرخش ناگهانی و چشمگیر نیست، بلکه نتیجه سال‌ها انباشت تدریجی است. اما ماجرای اصلی، سرعت این انباشت است.

داده‌های شورای جهانی طلا حاکی از آن است که بانک‌های مرکزی اکنون چهار سال متوالی به‌طور میانگین سالانه حدود هزار تُن طلا خریداری کرده‌اند؛ رقمی که دوبرابر میانگین سالانه حدود ۵۰۰ تُن در دهه پیش از آن است.

پیش‌بینی‌های مربوط به سال ۲۰۲۶ بانک «جی‌پی مورگان»، شورای جهانی طلا و شرکت مشاوره‌ای «استیت استریت گلوبال ادوایزرز»، همگی در محدوده ۷۵۰ تا ۸۵۰ تُن قرار دارند؛ رقمی که حتی اگر اندکی پایین‌تر از اوج اخیر باشد، همچنان از نظر تاریخی بسیار بالا محسوب می‌شود.

چه چیزی الگوی قدیمی را فروپاشیده است؟

آنچه این روند را از یک جهش معمولی قیمت طلا متمایز می‌کند، این است که بانک‌های مرکزی در دوره‌ای به خرید ادامه دادند که برای یک سرمایه‌گذار حساس به قیمت، منطق معمولِ «خرید در کف و فروش در اوج» حکم می‌کرد که خرید خود را کاهش دهد و به اصطلاح عقب‌نشینی کند.

قیمت طلا در ژانویه ۲۰۲۶ به رکورد تاریخی حدود ۵۵۸۹ دلار در هر اونس رسید، اما در ماه‌های بعد حدود ۲۵ تا ۲۷ درصد کاهش یافت. در این مدت، موضع سخت‌گیرانه فدرال رزرو تحت ریاست کوین وارش (منصوب شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا) و کاهش بخشی از حق بیمه ریسک‌های مرتبط با تحولات خاورمیانه، قیمت طلا را تا ماه جولای به پایین‌ترین سطح هشت‌ماهه رساند.

به نوشته این رسانه، یک مدیر ذخایر ارزی که به قیمت حساس باشد (مطابق همان دفترچه راهنمایی که در الگو‌های متعارف از رفتار بانک‌های مرکزی انتظار می‌رود)، در نزدیکی کف قیمت، طبعا خریدار و در حوالی اوج ژانویه، طبعا فروشنده بود.

با این حال، در عوض نظرسنجی ذخایر طلای بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۶ که شورای جهانی طلا در جریان همین دوره اصلاح قیمت انجام داد، نشان داد که رقم رکوردشکن ۴۵ درصد از مدیران ذخایر ارزی انتظار دارند که طی ۱۲ ماه آینده بر ذخایر طلای خود بیفزایند و ۸۹ درصد نیز پیش‌بینی می‌کنند که مجموع ذخایر طلای بانک‌های مرکزی جهان، صرف‌نظر از تحولات قیمت، همچنان روند افزایشی داشته باشد.

به نوشته نگارنده، این همان سیگنالی است که باید مورد توجه قرار گیرد: «مطابق همین بررسی، تصمیم بانک‌های مرکزی برای خرید طلا نه بر مبنای زمان‌بندی قیمت، بلکه بر اساس الزامات تخصیص دارایی‌ها و ترکیب ذخایر اتخاذ می‌شود.»

بانک‌های مرکزی در حال معامله طلا نیستند!

به باور نگارنده، بانک‌های مرکزی در حال ایجاد یک جایگاه دائمی و ساختاری بزرگ‌تر در طلا هستند و کاهش قیمت را به‌عنوان فرصتی برای خرید می‌بینند، نه دلیلی برای احتیاط؛ یعنی دقیقا خلاف رفتاری که از یک دارایی پوشش ریسک انتظار می‌رود.

چه کسانی عملا در حال خرید طلا هستند و چرا؟

این روند انباشت طلا به طور گسترده پدیده‌ای مربوط به اقتصاد‌های نوظهور است. اقتصاد‌های پیشرفته آمریکا و منطقه یورو تا سال ۲۰۲۴ بخش عمده ذخایر طلای جهان را در اختیار داشتند و در سال‌های اخیر نیز تا حد زیادی حجم ذخایر خود را ثابت نگه داشته‌اند و تنها در مقاطعی دست به فروش‌های محدود زده‌اند.

در عوض، طلایه‌داری خرید طلا در سال‌های اخیر بر عهده کشور‌هایی همچون لهستان بوده است؛ کشوری که تنها در سه‌ماهه نخست سال جاری میلادی، ۳۱ تُن به ذخایر خود افزود و برای چند سال متوالی بزرگ‌ترین خریدار طلا بوده است. ازبکستان، قزاقستان، چین و برزیل که پس از چهار سال، بار دیگر به بازار بازگشته است، از دیگر خریداران عمده بوده‌اند.

آنچه مدیران ذخایر در نظرسنجی‌ها از آن تحت عنوان انگیزه یاد می‌کنند، تا حد زیادی حول یک نگرانی مشخص یعنی «خطر وابستگی به یک ارز واحد» شکل گرفته است:؛ یعنی قرار گرفتن در معرض ریسکی که از تمرکز ذخایر در دارایی‌های دلاری نشات می‌گیرد؛ دارایی‌هایی که تحت تاثیر تصمیمات مالی و پولی آمریکا قرار دارند، در حالی که سایر کشور‌های جهان در این تصمیم‌ها هیچ نقشی ایفا نمی‌کنند.

این نگرانی پس از سال ۲۰۲۲ به‌طور چشمگیری افزایش یافت؛ یعنی زمانی که مسدود شدن بخش بزرگی از ذخایر ارزی روسیه نشان داد که برای نخستین بار در چنین مقیاسی، ذخایر یک کشور که در نظام ارزی کشوری دیگر نگهداری می‌شود، می‌تواند صرفا با تصمیمات سیاسی همان کشور، کاملا از دسترس خارج شود. در سوی مقابل، طلا، اما چنین خطری را ندارد؛ هیچ دولت دیگری نمی‌تواند شمشی از طلا که در خزانه داخلی خودتان نگهداری می‌کنید را مسدود کند.

البته نکته قابل توجه این است که این روند خیابانی یک‌طرفه و اجماعی جهانی نیست. روسیه در سال ۲۰۲۶ به فروش خالص طلا ادامه داده و ترکیه و صندوق دولتی نفت جمهوری آذربایجان نیز در مقاطعی از امسال در سمت فروشندگان قرار گرفته‌اند؛ اقداماتی که تحلیلگران ذخایر ارزی، به طور معمول آن را به نیاز‌های نقدینگی داخلی و نه تغییر دیدگاه این کشور‌ها نسبت به نقش طلا نسبت می‌دهند.

با این حال، حجم کلی فروش در تمام این مدت به‌مراتب کمتر از حجم خرید بوده است. بدین‌معنا که حتی با در نظر گرفتن این موارد استثنا، جهت کلی موضع‌گیری بخش رسمی همچنان به سمت افزایش ذخایر طلا است.

همان غریزه، یک طبقه دارایی متفاوت

به نوشته نگارنده، تاکید مجدد بر این موضوع اهمیت دارد، زیرا همین منطق بنیادین در حوزه‌ای کاملا متفاوت نیز در حال ظهور است. چین سال‌هاست تلاش کرده است تا وابستگی تجاری خود به آمریکا را کاهش دهد و صادرات خود را به سمت آسه‌آن/ ASEAN، اتحادیه اروپا و دیگر بازار‌ها متنوع کند تا به طور مشخص میزان مواجهه خود با سیاست‌های تجاری آمریکا که کنترلی بر آنها ندارد را کاهش دهد.

خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی، نسخه همین غریزه، اما مربوط به در حوزه مدیریت ذخایر است. مدیران ذخایر به جای متنوع‌سازی جریان‌های تجاری، در حال متنوع‌سازی دارایی‌هایی هستند که ثروت ملی خود را در قالب آنها نگهداری می‌کنند که به‌طور مشخص با هدف کاهش میزان وابستگی به سیاست‌های پولی و مالی آمریکا و همچنین کاهش خطر دسترسی به ذخایر صورت می‌گیرد؛ این همان خطری است که مسدود شدن ذخایر روسیه آن را به شکلی ملموس نشان داد.

طبقه دارایی، متفاوت، اما انگیزه ریشه‌ای یکسان است؛ «جهانی که به‌طور فزاینده می‌خواهد در برابر وابستگی بیش از حد به چیزی که در نهایت تحت کنترل یک کشور واحد قرار دارد، نوعی پوشش ریسک داشته باشد؛ حتی اگر آن کشور صادرکننده ارز ذخیره جهان باشد.»

به عبارت دیگر؛ فراتر از قیمت طلا

برای هر شخصی که قیمت طلا را صرفا به‌عنوان یک سیگنال تجاری دنبال می‌کند، برداشت عملی این است که بخش قابل‌توجهی از تقاضای فعلی، صرفا بر مبنای تغییرات کوتاه‌مدت قیمت از بازار خارج نخواهد شد.

این تقاضا ساختاری و چندین و چندساله است و از سوی خریدارانی شکل می‌گیرد که به وضوح اعلام کرده‌اند حتی در دوره‌های اصلاح قیمت نیز به خرید ادامه خواهند داد، نه اینکه تنها در دوره‌های رالی طلا وارد بازار شوند.

اما در پس‌زمینه کلی، عدد مهم‌تر به هیچ عنوان قیمت طلا نیست، بلکه کاهش تدریجی و یکنواخت نقش اوراق خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان ارز ذخیره‌ای در حاشیه سبد ذخایر جهان است؛ آن هم در شرایطی که گروهی از بانک‌های مرکزی اقتصاد‌های نوظهور، تقاضایی دائمی و کمتر حساس به قیمت برای یک گزینه جایگزین ایجاد می‌کنند.

به باور نگارنده، این روند در کوتاه‌مدت تهدیدی برای سلطه دلار نیست. اوراق خزانه‌داری آمریکا همچنان، با قابلیت نقدشوندگی بالا، بزرگ‌ترین دارایی ذخیره‌ای جهان هستند. تغییری که در اینجا توضیح داده شد، نه در بازه‌ای چند ماهه بلکه طی سال‌ها شکل گرفته است.

با این حال، عبور واقعی و پایدار از یک ترکیب ذخایر به ترکیبی دیگر که برای نخستین بار در سه دهه گذشته محسوب می‌شود، دقیقا از آن دست تغییرات ساختاری و تدریجی است که به‌راحتی در سروصدای روزمره قیمت طلا، از چشم پنهان می‌ماند و به طور دقیق از آن جهت چشمگیر است که یک رویداد تیترساز محسوب نمی‌شود.

گزارش خطا
برچسب‌ها:
قیمت طلا اونس طلا
ارسال پیام
captcha