تیم امید ایران بعد از آنکه در دور گروهی مسابقات آسیایی ناگویا توانست از سد امارات بگذرد و در بازی دوم مقابل چین به تساوی برسد، صبح امروز مقابل کره شمالی متحمل باخت سنگین شد تا با قرار گرفتن در رده سوم گروه خود، از صعود به دور بعد باز بماند. این در حالی است که در ماههای اخیر، چالشهایی جدی بر سر حضور بازیکنان در اردوی تیم ملی، بین باشگاهها و فدراسیون وجود داشت.
برای بررسی علت اصلی این ناکامی، خبرنگار ما گفتوگویی با مجید جلالی انجام داده است. تاکید این مربی بر این است که روند فوتبال ایران نزولی است و اوضاع از این هم بدتر خواهد شد. مشروح صحبتهای جلالی را در ادامه بخوانید:
* از همین باخت غیرمنتظره و سنگین ۴ بر یک را مقابل کرهشمالی شروع کنیم.
واقعیت این است که من این مسابقه را با دقت کامل تماشا کردم و آنچه رقم خورد، به هیچ وجه برای من دور از انتظار نبود. بنده دو سال پیش تیم نوجوانان کره شمالی را در اردن دیده بودم و چند ماه قبل هم عملکرد تیم جوانان آنها را دیده بودم. آنچه امروز در زمین رخ داد، ماحصل یک برنامهریزی هدفمند و بلندمدت در فوتبال کرهشمالی است. مطمئن باشید در آینده نزدیک، تیم بزرگسالان این کشور نیز به یک رقیب بسیار جدی برای ما و تمامی قدرتهای قاره آسیا تبدیل خواهد شد. نمایش تیم از نظر آماری و شاخصهای فنی فاجعهبار بود.
از نظر من، این شکست را اصلا نباید صرفا به پای کادر فنی و مربیان نوشت. البته نمیتوان گفت مربیان کاملا بیتقصیر بودهاند، اما شاید سهم آنها در این ناکامی نهایتا ۱۰ درصد باشد و ۹۰ درصد مابقی، حاصل این است که آنها خودشان هم قربانی شدند.
* قربانی چه چیزی شدند؟
قربانی از این حیث که طی سالیان اخیر، اغلب مربیانی که به فوتبال ما آمدهاند، پس از متحمل شدن شکست کنار رفتهاند. در واقع همگی قربانی روند و ساختار معیوب فوتبال کشور شدهاند.
* پیروزی برابر امارات، تساوی مقابل چین و در نهایت این باخت سنگین؛ چرا باید روند یک تیم اینقدر نزولی باشد؟
حتی در جریان همین مسابقه با کره شمالی هم تفاوت عملکرد تیم در نیمه اول و دوم مشهود بود. فاصله فاحشی میان نیم ساعت ابتدایی و ۶۰ دقیقه پایانی بازی وجود داشت و تیم ما لحظه به لحظه تحلیل میرفت. شاید حتی اگر کره شمالی در بیست دقیقه پایانی فشار اراده میکرد، میتوانست گلهای بیشتری به ما بزند، اما آنها صرفا به حفظ بازی، مدیریت جریان مسابقه و کنترل نتیجه روی آوردند.
* بعد از این همه سال، همچنان سوال اساسی اینجاست که چرا ما به چنین نقطهای رسیدهایم؟
شما اگر روند دو یا سه دهه گذشته را بررسی کنید، ما تقریبا در هیچ زمینهای توفیق ساختاری نداشتهایم. شاید تنها دستاورد ما صعود به چند دوره اخیر جام جهانی بوده باشد که آن هم در دوره اخیر تا حدودی متأثر از افزایش سهمیه تیمهای آسیایی رقم خورد. من سالهاست که بارها تأکید کردهام که فوتبال ما زمانی تنها در مسیر پیشرفت قرار نداشت، اما حالا در یک مسیر نزولی حرکت میکند.
* این تیم امید متشکل از ستارههایی بود که حتی بر سر حضورشان در اردوی تیم ملی یا باشگاهها میان مربیان چالشهای جدی وجود داشت و برای رضایتنامه برخی از آنها ارقامی بالاتر از ۲۰۰ میلیارد تومان مطرح میشود. آیا این تعداد بازیکن سرشناس برای صعود از مرحله گروهی کفایت نمیکرد؟
توجه داشته باشید که با صرف کنار هم چیدن اسامی نمیتوان تیم ساخت. همه ما باید این اصل را به یاد داشته باشیم که تیمسازی اصول و استانداردهای خاص خود را دارد. شما نمیتوانید صرفا با قرار دادن چند نام مطرح در کنار یکدیگر مدعی شوید که تیم قدرتمندی در اختیار دارید.
* درهر صورت برای هواداران فوتبال پذیرش چنین نتیجهای راحت نیست.
بله، این صحبت کاملا درست است چرا که نتیجه ثبت شده کاملا بد، سنگین و تلخ بود. اما به عنوان مثال وقتی به تعویضهای تیم نگاه میکنید، تغییرات با هدف جبران باخت ۲ بر یک انجام شد؛ اما نه تنها این هدف محقق نشد، بلکه شرایط دشوارتر و نتیجه بدتر شد. اینها بخشی از ریسکهایی است که یک مربی در جریان مسابقه متحمل میشود. همانطور که گفتم، شکست نباید به طور کامل به حساب مربی گذاشته شود، اما این به معنای بیتقصیر بودن کامل کادر فنی نیز نیست.
* پیش از جام جهانی و در جریان آن، انتقادات زیادی مطرح میشد که چرا کادر فنی تیم ملی بزرگسالان از بازیکنان جوان استفاده نمیکند. حالا ممکن است این شکست این توجیه را به همراه داشته باشد که این بازیکنان در سطح تیم ملی بزرگسالان نیستند. شما با چنین استدلالی موافقید؟
نکته بسیار مهمی را باید یادآور شوم؛ هیچکس نباید خود را از این شکستها مبرا بداند. همه ما که در این فوتبال کشور حضور داریم، به سهم خود در این ناکامیها مقصریم؛ هرچند متولیان اصلی فوتبال بیشترین سهم را دارند. مطمئن باشید چنین سرنوشتی در انتظار تیم ملی بزرگسالان، تیمهای پایه، فوتبال ساحلی و حتی فوتسال ما نیز خواهد بود و در آیندهای نزدیک شاهد آن خواهیم بود.
* خلاصه کلام این است که تا زمانی که مسائل ریشهای حل نشود، مشکلی رفع نخواهد شد.
دقیقا همینطور است. یادم هست حدود یک سال و نیم پیش در جلسهای که در حضور وزیر ورزش داشتیم، این نکته را صراحتا مطرح کردم که فوتبال ما در یک مسیر سراشیبی و نزولی قرار دارد و با این شرایط اصلا نباید انتظار موفقیت در آینده را داشته باشیم.