فوتبال ایران در حسرت شکستن طلسم ۵۲ صعود به المپیک میسوزد و تورنمنت آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ قرار بود میدانی برای اعتمادسازی و ساختن تیمی قدرتمند، پیش از مسابقات مقدماتی المپیک باشد، اما آنچه شاگردان حسین عبدی در ژاپن به نمایش گذاشتند چیزی جز سردرگمی تاکتیکی نبود تا کمتر از یکسال مانده به انتخابی، تمام امیدها تبدیل به ناامیدی شود.
روزی که حسین عبدی بعد از ردههای نوجوانان و جوانان هدایت تیم امید را به دست گرفت، خیلیها تصور میکردند پیوستگی حضور او در فوتبال پایه باعث پیشرفت و ثبات نسل جدید میشود ولی واقعیت در ناگویا کاملا پوشالی بودن این ادعاها را اثبات کرد، چون تیم فوتبال امید ایران هیچ برنامه مشخصی برای خلق موقعیت یا کنترل بازیها نداشت.
حتی برد سه بر یک مقابل امارات در بازی اول هم یک پیروزی فریبنده بود، چراکه تیم امید در همان دیدار فوقالعاده خوششانس ظاهر شد و اگر عملکرد خط دفاعی با دفع توپهای خطرناک از داخل محوطه جریمه و واکنشهای خلیفه درون دروازه و مهمتر از همه نجات دروازه توسط مهدی جعفری نبود، هرگز سه امتیاز به دست نمیآمد تا ضعفهای ساختار دفاعی پشت این نتیجه پنهان بماند.
در دومین مسابقه برابر چین هم هیچ تغییری در نمایش تیم دیده نشد و امیدهای ایران بدون ایجاد حتی یک موقعیت خطرناک و زدن یک شوت در چارچوب، به تساوی بدون گل رضایت دادند و نهایتا امروز مقابل کره شمالی با شکست سنگین چهار بر یک تحقیر شدند تا تیر خلاص به باور فوتبالدوستان شلیک شود.
نگاهی به کارنامه چند سال اخیر حسین عبدی نشان میدهد جایگاه امروزش، تقریبا روی یک برد تاریخی در دوران فعالیت در راس کادر فنی تیم نوجوانان ایران بنا شده و حذف در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی زیر ۱۷ سال اتفاقی بود که پشت پیروزی برابر برزیل پنهان ماند، در حالی که اگر آن مسابقه خاص نبود، شاید اصلا سرنوشت کاری این مربی تغییر میکرد و تا این اندازه پیشروی نداشت.
تراژدی بعدی این مربی، همراه با تیم جوانان ایران در مرحله یکهشتم نهایی جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا مقابل ژاپن تکرار شد که برابر ساموراییها مغلوب و حذف شدند، اما تنها جامهای ویترین او به مسابقات نهچندان دشوار کافا محدود میشود جایی که بدون حضور قدرتهای سنتی قاره و غیبت تیمهای مدعی به قهرمانی رسید و هرگز عیار واقعی محک نخورد.
این نمایش فنی در شرایطی رقم خورد که فدراسیون فوتبال و باشگاهها حداکثر همکاری را با کادر فنی داشتند و حتی مسابقات هفته هفتم لیگ برتر به خاطر اردوی ناگویا تعطیل شد تا عبدی بتواند تمرینات و اردوی خود را طبق برنامه پیش ببرد، اما دستاورد او با اهدافش متفاوت بود.
سرمربی تیم امید بهترین ستارههای زیر ۲۳ سال لیگ برتر را طبق تفکرات تاکتیکی خود در دست داشت، اما به دلایل انضباطی یا لجبازیهای فنی روی نام نفرات تاثیرگذاری خط قرمز کشید؛ آن هم در شرایطی که میتوانست با مدارا مهرههایی مثل امیرحسین محمودی را حفظ کند تا امروز مجبور نشود از سعید سحرخیزان که یک مهاجم نوک سرحال آماده در استقلال است، در پست غیرتخصصی وینگر راست بهره ببرد.
غیبت و عدم استفاده از بازیکنان شاخص و آیندهداری مانند محمدمهدی زارع، سید مهدی مهدوی، مهدی گودرزی، یادگار رستمی، امیرحسین محمودی، ابوالفضل قنبری، امیرعلی مددیزاده، رضا مرزبان، افشین صادقی و ... نشان از ضعف مدیریت انسانی بود و حالا با حذف زودهنگام از ناگویا مشخص شد که با این دستفرمان نباید هیچ امیدی به پایان طلسم نیم قرنی المپیک داشته باشیم.
تیم امید ایران که آمادهسازی مناسبی با برگزاری اردوهای متعدد خارجی و داخلی در ماههای اخیر داشت، امروز در ناگویا نتیجه عملکردش را با شکست مقابل کره شمالی و حذف زودهنگام از مسابقات آسیایی گرفت تا خیلی زود مهیای بازگشت به تهران شود.