این پاسخ درحالی مطرح شد که اشاره خبرنگار به پفک اساساً ناظر به محل مصرف کالابرگ نبود؛ کسی نگفته دولت قرار است برای مردم پفک بخرد. «پفک» در پرسش خبرنگار یک مثال بود برای نشان دادن سقوط قدرت خرید پول. سخنگوی دولت، اما با چسبیدن به همان مثال از اصل ماجرا فرار کرد؛ گویی اگر کالابرگ صرف خرید کالاهای اساسی شود، دیگر مسئلهای بهنام ناکافی بودن اعتبار وجود ندارد. اما تورم با اسم کالاها شوخی ندارد. وقتی قیمت کالاهای اساسی بالا میرود، افزایش ناچیز اعتبار کالابرگ همچنان ناچیز است؛ چه صرف خرید نان و برنج و گوشت شود چه پفک. مسئله، قدرت خرید است نه اینکه مردم قرار است، اعتبارشان را کجا خرج کنند.
مهاجرانی در ادامه با بیان اینکه دولت «به هیچ عنوان گرانیها را انکار نمیکند» گفت کاملاً به این نکته واقف است که فشار اقتصادی و تورم، سفرههای مردم را هدف گرفته است. او این فشار را ناشی از شرایطی دانست که به گفته او «دشمن ایجاد کرده» و هدف آن «به زانو درآوردن مردم» است. اما این توضیح همچنان پاسخ پرسش اصلی نیست: اگر دولت از فشار تورم بر زندگی مردم آگاه است، افزایش احتمالی ۳۰۰ هزار تومان قرار است چه میزان از این فشار را جبران کند؟ این رقم بر چه مبنایی تعیین شده و چه نسبتی با افزایش هزینه کالاهای اساسی دارد؟
در نهایت، پاسخ سخنگوی دولت بهجای روشن کردن ابهام درباره کفایت اعتبار کالابرگ، بحث را به این سمت برد که مردم با این اعتبار چه چیزی میتوانند یا نمیتوانند بخرند. درحالی که مسئله اصلی روشن است: وقتی هزینههای ضروری زندگی بالا میرود، افزایش ناچیز اعتبار، حتی اگر تماماً صرف کالاهای اساسی شود، لزوماً به معنای حمایت مؤثر از معیشت نیست.