پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۱۲۱۵۱
۱۰:۳۹
۱۳۸۴/۰۶/۱۷

تروریست های القاعده احمق و کوتاه بین

۱۰:۳۹
۱۳۸۴/۰۶/۱۷
به گزارش آفتاب نیوز،

هودفای عبدالاظم 12 سال در کنار اسامه بن لادن در افغانستان زندگی کرده و رابطه بسیار نزدیکی با ابومصعب زرقاوی و ایمن الضواهری دارد . البته این رابطه نزدیک به معنای هم عقیده بودن انها نیست . هودفای در تمام طول صحبت در خصوص هم رزمان قدیمی اش مراقب است که انها را با عناوینی مانند ملحد و یا کافر خطاب نکرده و ریختن خون خود را مباح نسازد . وی بر خلاف سایر دوستانش با ریختن خون بی گناهان برای گرفتن انتقام از سردمداران یک حکومت مخالف بوده و خشونت های اعمال شده در بسیاری از کشورهای عربی را نمونه بارز جنایت می داند .

هودفای در مصاحبه با شرق الوسط به نکوهش حملات در مصر , عربستان سعودی و اردن پرداخته و مدعی می شود که اسامه بن لادن هنوز در افغانستان به سر می برد چرا که به محض خروج از خاک این کشور تمامی قدرت خود را از دست خواهد داد . وی همچنین معتقد است که اقدامات وحشیانه زرقاوی در عراق , صدمه جبران ناپذیری را به مردم عراق و شرایط سیاسی این کشور زده است . متن این مصاحبه را در زیر می خوانید :

چرا اسم پدر شما در حملات اخیر انجام گرفته در مصر به چشم می خورد ؟
ابتدا باید تذکر دهم که شاگردان پدر من هیچ کدام حملات تروریستی علیه سایر کشورها را تدارک ندیده و به هیچ وجه ان را به انجام نمی رسانند . تنها حملاتی که توسط انها برنامه ریزی می شود مبارزه با نیروهای کمونیست در افغانستان است .جوانانی که در زمان حیات پدرم در کنار او پرورش یافته اند حتی پس از مرگ وی نیز به ارمانهایش معتقدند . وی در تمام طول حیات و عمر فعالیت های سیاسی اش همواره قدرت خارق العاده ی در ارام کردن جوانان و نوجوانان پر شوری داشت که تصور حمله به سایر کشورها را در سر می پروراندند . کسانی که نقشه ترور وی را کشیدند در حقیقت قصد داشتند با نابود کردن وی ریشه باورهای وی را که در میان جوانان تنیده و جایگاه قرص و محکمی داشت را نیز نابود کنند . زمانی که وی زنده بود تنها یک مقر برای جهادگران وجود داشت اما پس از مرگ وی همگی پراکنده شده و مقرهای متفاوتی در مصر , الجزیره و سایر کشور ها برای خود فراهم کردند . رهبران جدید نه تنها به هبچ وجه تحصیل کرده نبودند که حتی فرامین مذهبی خود را نیز به خوبی درک نکرده بودند . مصیبت زمانی به سراغ این گروه ها امد که انها پیش از انکه با اصول جهاد و جنگ اشنا شوند اسلحه در دست گرفته و نیت مبارزه مسلحانه کردند . سردمداران این قبیل فرقه ها نیز از نعمت عقل و درایت محروم بوده و هرگز نتوانستند این نیروی پر جنب و جوش مسلح را در مسیری صحیح قرار دهند .

پس از حملات به کشورهای عربی , رسانه ها به نقل از شما اعلام کردند که شما این قبیل حملات را تروریستی خوانده و عاملان چنین جنایتی را کافر نامیدید , ایا این سخنان صحت دارد ؟ 
پس از این حوادث بسیاری از رسانه ها حرف هایی را که من هرگز بر زبان نیاورده بودم , از قول من پخش کردند . من حتی از انها خواستم که متن این مصاحبه ها را در اختیار من قرار دهند . اگر بخواهم خیلی صریح صحبت کنم باید بگویم که من با اطلاق لفظ تروریست به گردانندگان این حملات با این صراحت مخالف هستم . تروریسم معناهای متفاوتی داشته و علاوه بر این تا کنون هیچ تعریف درستی از این واژه در اختیار عموم قرار نگرفته است . تفاوت بسیاری میان مجاهدی که در عراق , افغانستان و فلسطین برای دفاع از خاک کشورش می جنگد با یک تروریست وجود دارد . اشغال یک سرزمین هم از لحاظ قوانین بین المللی و هم از لحاظ شریعت اسلامی نامشروع است . لفظ مجاهد هم به کسی اطلاق می شود که با یک تکه سنگ یه سمت اسرائیلی ها حمله می کند و هم به مردی که اسلحه به دست در افغانستان برای بیرون راندن اشغالگران می جنگد . به طور کلی در دنیای امروز سردمداران قدرت واژه تروریست را تنها برای مسلمانان به کار می گیرنذد و این خارج از اصول تعریف دقیق یک واژه است . یهودی ها و امریکایی ها که با حمله به یک کشور مردم ان را به زور از خانه هایشان بیرون رانده و انها را قتل عام می کنند هرگز تروریست نامیده نمی شوند . بنابر این من اعتقاد دارم جریانی که با نام " جنگ با تروریست " در جهان به راه افتاده است تنها راهی برای ریختن خون مسلمانان بی هیچ عذر و بهانه ای است .

نظرتان در خصوص حمله عقبه چیست ؟
این قبیل حملات وحشیانه و نمونه مجسم جنایت است .
یک سؤال اساسی این است که فردی که این موشک را به آتش کشیده است به دنبال چه چیزی است؟ این موشک کجا سقوط کرد؟ کشتن انسان های بی گناه در تمامی شرایط غیرقابل توجیه است. در این قبیل حملات، تنها انسان های بی گناه قربانی می شوند که متاسفانه همگی آنها مسلمان هستند. 

آیا از سخنان شما می توان این گونه نتیجه گرفت که راه و سیر و سلوک پدر شما با افرادی که به اسم وی دست به چنین حملات وحشیانه ای می زنند،‌ متفاوت است؟

البته باید یک نکته را روشن کنم. زمانی که در افغانستان بودم، پدرم همواره به جوانانی که می خواستند به تازگی وارد دوره های آموزشی شوند، می آموخت که باید ابتدا دست هایشان را بر روی قرآن گذاشته و سوگند یاد کنند، سوگند بخورند که هرگز از فنون و تسلیحات برای حمله به مسلمانان و کشورهای اسلامی استفاده نخواهند کرد. من و سایر هم ردیفان من در چنین مکتبی آموزش دیدم و امیدوارم که همچنان به اصول آن پایبند باشیم. من شخصا هنوز به آن اصول وفادار بود و از خطوط قرمزی که آن زمان برای ما تعیین شد، پا را فراتر نمی گذارم. من با تمامی حملاتی که فقط مبلغ تندروی و افراط گرایی است، شدیدا مخالفم. البته باز هم باید تأکید کنم که از نظر من این قبیل افراد تروریست نیستند، اما انسان هایی احمق و کوتاه بین می باشند. این قبیل افراط گری ها از نبود منطق محکم در پشت سر این افراد نشأت می گیرد. هیچ کدام از این قبیل حملات دارای مبنا و توجیه مذهبی و اسلامی نیست. براساس قوانین مذهبی دین مقدس اسلام، ریختن خون یک انسان بی گناه،‌ گناهی نابخشودنی است. در قرآن که صراحتا کشتن یک انسان مورد نکوهش قرار گرفته است. هرگز نامی از مذهب قربانی برده نشده است. پدرم در زمان حیاتش، مقالات فراوانی در خصوص «جنایت کشتن یک مسلمان» نوشته بود. بسیار جای تعجب دارد که رسانه های غربی تا به حال عقاید پدرم در این خصوص را منعکس نکرده اند. افکار پدرم با رویه اتخاذ شده توسط افراطیون امروز بسیار متفاوت است. 

آیا زمانی که در افغانستان بودید و یا پس از آن با ابومصعب زرقاوی ملاقات داشتید؟

اولین بار در سال 1990، وی را در افغانستان دیدم. او به نظر من شخص بسیار عادی بود که به تازگی به اسلام گروید و درک صحیحی از آن نداشت. در همان زمان بود که تفاوت های میان طالبان و جهادگرایان مشخص گردید. من در آن زمان با اسامه بن لادن ملاقات کرده و نظرش را در این خصوص جویا شدم. وی به من گفت که قصد دارد به سودان برود. در آن زمان، مجاهدین عرب بازگشت به سرزمین های مادری خود را آغاز کرده بودند. برخی از آنها به تاجیکستان، بوسنی هرزگوین و چچن رفتند. ابومصعب نیز در آن زمان به اردن بازگشت. وی در سال 1993 به جرم دخالت در ماجرای الامام بازداشت و در سال 1999 با عفو از زندان آزاد شد. من از نزدیک شاهد پیشرفت های وی بودم. وی در ابتدا از پیوستن به طالبان و القاعده سرباز زد. سپس در نزدیک مرز ایران و در قلب افغانستان،‌ کمپی برای خود به راه انداخت. وی تا زمان حوادث یازدهم سپتامبر به تعملیم و تربیت نیروهای خود در کمپ فوق پرداخت. وی در آن زمان نیز در مقابل پیوستن به القاعده مقاومت کرد. پس از آن خاک افغانستان را به مقصد عراق ترک گفت. در آن زمان،‌ رژیم سابق عراق با فعالیت های مجاهدین مخالف بود. و آنها را محدود کرده بود. زمانی که مجاهدین با عدم تمایل مردم عراق برای حضور در جبهه خود روبه رو شده به اهل تسنع پناه بردند. در آن زمان، مجاهدین تصمیم گرفتند که فعالیت خود را خارج از دید و محدودیت های رژیم بعث ادامه دهند،‌ ابومصعب زرقاوی که فرماندهی این عملیات را برعهده داشت،‌ تنها کسی بود که به خوبی به مسائل نظامی آگاهی داشته و به نحوه کار با مواد منفجره نیز مسلط بود.

پدر مرحوم من در آن زمان همواره بر این نکته تایید داشت که زمانی که شخصی مسلمان برای مدتی مذهب خود را کنار می گذارد و پس از مدتی طولانی دوباره به آن رجعت می کند، دچار سردرگمی خواهد شد. ابومصعب زرقاوی از این قبیل مسلمانان بود. وی پس از مدتی که در عراق به تنهایی فعالیت می کرد، اعلام کرد که از این پس با اسامه بن لادن همکاری خواهد کرد. شاید بزرگترین اشتباه وی این بود که باید در افغانستان به اسامه می پیوست. اما سؤال این جاست که چرا ابومصعب در آن زمان به اسامه بن لادن نپیوست؟ تنها یک پاسخ برای این سؤال وجود دارد، وی‌ افکار و عقاید اسامه بن لادن و گروه وی را قبول نداشت. زمانی که نیروهای وی در خاک عراق همگی اعلام کردند که قصد دارند به القاعده بپیوندند، ابومصعب که وضعیت خود را بسیار متزلزل می دید، مجبور به پیوست به القاعده شد. 

آیا اخیرا با ابومصعب صحبت کرده اید؟

صحبت با وی آن هم در این شرایط بسیار غیرممکن است. من از طریق چندین واسطه با وی ارتباط برقرار کرد و به او اطلاع دادم که از نظر ما حملات وحشیانه وی در عراق غیرقابل توجیه است.

با اسامه بن لادن چطور؟ آیا با وی نیز ارتباط داشته اید؟

آخرین باری که با وی ارتباط مستقیم داشتم به سال 1998 باز می گردد. من به مدت 12 سال رابطه بسیار نزدیکی با وی داشتم. به عقیده من امکان ترک افغانستان به هزاران دلیل برای وی وجود ندارد. 

نظرتان در مورد وضعیت عراق چیست؟

در حال حاضر، قضاوت کامل و بی طرفانه غیرممکن است. در عراق امروز، ایجاد تفکیک میان عملیات هایی که زنان و کودکان بی گناه را مورد هدف قرار داده و حملاتی که نیروهای اشغالگر را مدنظر دارد، بسیار ضروری است. در حال حاضر، 40 درصد از عملیات های انجام گرفته بر علیه شهروندان  توسط سربازان ایالات متحده صورت می گیرد. طرفداران زرقاوی در عراق بر این عقیده اند که در صورتی که شما بتوانید سربازان عراقی، نیروی پلیس و یا نیروهای اشغالگر را مورد هدف قرار داده و در این بین امکان به قتل رسیدن انسان های بی گناه نیز وجود داشته باشد، این حملات ایرادی ندارد.

نظر شما در خصوص هدف قرار دادن اتباع خارجی در کشورهای عربی چیست؟

اصل بر این استوار است که اتباع خارجی زمانی که ویزای ورود را دریافت می کنند باید از همه لحاظ در امنیت باشند. علاوه بر این دولت میزبان موظف به حفاظت از مال و جان این افراد است. در صورتی که دولت های عرب با گردانندگان این حملات برخورد جدی کنند. بی شک از میزان این حملات کاسته خواهد شد. زمان حیات پدرم، یکی از شاگردانش نزد وی آمده و از او پرسید: آیا زمانی که خارجی ها در درون مرزهایمان اقدام به فساد می کنند، کشتن آنها جایزه است؟

پدرم در پاسخ گفت: شما حتی حق نزدیک شدن به این افراد به قصد آسیب رساندن به آنها را ندارید. چرا که آنها در حال حاضر تحت حفاظت دولت های عرب هستند.

گزارش خطا
برچسب‌ها:
بن لادن زرقاوی
ارسال پیام
captcha